۲-۱-۳-۳-۱- پایداری اقتصادی

یکی از جنبه‌های پایداری و نیز پایداری در معماری، جنبه اقتصادی آن می‌باشد. پایداری در اقتصاد را می توان در ایجاد رشد عادلانه و متوازن جامعه انسانی و تضمین بهره مندی تک تک انسانها در طول زمان بدون وارد آوردن خدشه به منابع زیستی، طبیعی و فرهنگی تعریف نمود.
خصوصیات نظام اقتصاد پایدار:
اقتصاد با حساسیت بوم شناختی.
نظام مبتنی بر ارزش ( اقتصاددانان سبز ،اقتصاد را وسیله و نه هدف در جهت نیل به توسعه پایدار می دانند )
نظام عادلانه
تأکید بر اقتصاد محلی
تنوع و پیچیدگی
ارزش نهادن به جامعه
بهره وری
پایداری اقتصادی در معماری به این مساله می‌پردازد که ساخت یک ساختمان از نظر اقتصادی به صرفه و پایدار باشد. این امر که به هزینه‌های طول عمر ساختمان ( Life Cycle Costs) می‌پردازد، یکی از جنبه‌های مهم پایداری است. این مساله در کشوری همچون ایران با شرایط اقتصادی و اجتماعی آن از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. در ایران از زمان تاکید وزارت مسکن و شهرسازی بر کاهش هزینه‌های اجرای ساختمان، این مساله به یکی از مباحث مهم صنعت ساختمان و مسکن در ایران تبدیل گردیده است و توسط موسسات و مراکز مرتبط با این صنعت از جمله «مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن» دنبال می‌گردد.
هرچند جنبه‌های اقتصادی ساخت ساختمان‌ها و کاهش هزینه‌های اجرای آنها از اهمیت زیادی برخوردار است، ولی این امر نبایستی تنها شامل هزینه‌های اجرای ساختمان گردد، بلکه بایستی به تمامی هزینه‌های یک ساختمان از ساخت ساختمان تا انتهای زمان وجود ساختمان گردد و در حقیقت به هزینه‌های دوره عمر ساختمان بپردازد.  کاربرد هزینه‌های دوره عمر ساختمان امری تازه نبوده بطوریکه ایده هزینه‌های طول عمر در بخش ساختمان به دهه شصت میلادی برمی‌گردد. هزینه‌های طول عمر ساختمان شامل هزینه ساخت ساختمان و هزینه‌های جاری آن و نیز هزینه تعمیر و نگهداری می‌گردد.
کاهش هزینه‌های سرمایه گذاری اولیه و اجرای ساختمان بدون توجه به هزینه‌های بعدی ساختمان و نیز بدون برنامه ریزی و مطالعه صحیح، غالبا منجر به افزایش هزینه‌های جاری ساختمان (هزینه‌های بهره برداری و تعمیر و نگهداری) گردیده و در واقع کل هزینه‌های طول عمر ساختمان را افزایش می‌دهد. این امر بویژه زمانیکه کاهش هزینه اجرای یک ساختمان منجر به افزایش هزینه‌های تحمیلی ساختمان بر محیط زیست و طبیعت می‌گردد، مهمتر می‌باشد.
۲-۱-۳-۳-۲- پایداری زیست محیطی
پایداری زیست محیطی، یعنی حفظ سرمایه طبیعی، البته هدف از حفظ سرمایه طبیعی تداوم رفاه انسانی است. انسان باید بفهمد که می‌بایست در چارچوب محدودیتهای محیط زیست بیوفیزیکی زندگی کند. سرمایه طبیعی باید حفظ شود زیرا هم تامین کننده منابع است و هم صندوق ذخیره مواد زاید و این به معنای حفظ اندازه زیر نظام اقتصاد انسانی (جمعیت ضربدر مصرف در هر سطحی از تکنولوژی) در محدوده کل اکوسیستمی است که این سیستم به آن وابسته است. پایداری زیست محیطی نیازمند مصرف پایدار توسط یک جمعیت پایدار است.
تکنولوژی می تواند پایداری زیست محیطی را کاهش دهد یا بر آن بیفزاید. تجدید ناپذیرها را نمی‌توان پایدار کرد اما به نیمه پایداری زیست محیطی آنها می‌توان نزدیک شد و راه آن نیز نگهداشتن نرخ کاهش آنها در حد نرخ ایجاد جایگزین‌های تجدیدپذیر آنها می‌باشد به سخن دیگر.
یکی از اصول مهم در تفکر پایداری، نگرش چند مقیاسی/ فرامقیاسی نسبت محیط زیست و مدیریت فعالیت های انسانی در چارچوب چنین چشم اندازی از محیط می باشد. بر مبنای تعریف ، هر فعالیت توسعه انسانی ( نظیر ساخت محیط انسان ساخت)، در حیطه یک یا چند بوم سامانه اصلی اتفاق می افتد . لازمه برقراری و یا تداوم حالت پایدار در یک بوم سامانه همزیستی و ارتباط متعادل تمام ارکان و عناصر آن با یکدیگر و با محیط فراتر می باشد. شناخت مسیرهای آسیب پذیری بوم سامانه می تواند منجر به ایجاد نظام های پایدار انسان ساخت، شود.
خصوصیات فعالیت های انسانی برای نیل به پایداری زیست محیطی:
رشد و تکامل دائمی پایداری انرژی و ماده
بهره وری در مصرف منابع طبیعی دارای جایگاه بوم شناخت
تناسب موقعیت فعالیت و بوم سامانه های پشتیبان
انطباق پذیری تنوع زیستی
حفظ و ارتقای تنوع زیستی
همخوانی اندازه / مقیاس
از جمله اصول پایداری زیست محیطی، می توان به کاهش مصرف منابع طبیعی و منابع انرژی با توجه به هماهنگی بنا با زمین و ایجاد کمترین تغییرات در آن ، استفاده از مصالح قابل بازیافت و انرژی های تجدید پذیر و حداکثر حافظت از طبیعت و محیط زیست پیرامون بنا اشاره کرد.
۲-۱-۳-۳-۳- پایداری اجتماعی
یکی از ابعاد مهم توسعه پایدار همانا پایداری اجتماعی است که به دلیل ماهیت خود کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. تاکنون دامنه گسترده ای از مفاهیم در خصوص پایداری اجتماعی همچون سرمایه اجتماعی، اجتماعات پایدار، تاب آوری اجتماعی، توسعه اجتماعی، ظرفیت اجتماعی و رفاه و محرومیت اجتماعی صورت گرفته، که حاصل تغییر نگرش به مفهوم توسعه به معنای عام و معنای خاص آن بوده است. پایداری اجتماعی تحت عنوان زندگی سالم و بارور و هماهنگ با طبیعت تعریف شده است. در این تعریف بقا و حیات جامعه، همگام با حفظ کیفیت محیطی و مرتبط با نظام های اقتصادی در جهت دستیابی به بالاترین سطح رضایت از زندگی است (GTZ, 2004:2 ).
در حالیکه پژوهش‌های کمتری به تعریف پایداری اجتماعی پرداخته‌اند، توافق کمی نیز بر سر تعریف آن وجود دارد. یک علت را می‌توان پیچیدگی تعیین کردن کمیت مسائل اجتماعی و تعریف مفاهیم آن عنوان کرد. ‌عوامل متعددی مانند ماهیت چندبعدی، مقیاس تعریف، و هم‌پوشانی با مفاهیم دیگر بر تعریف پایداری اجتماعی اثرگذارند. یکی از روش‌های شناخت تعریف پایداری اجتماعی، بررسی ارتباط آن با عوامل دیگر پایداری یعنی محیط‌زیست و اقتصاد می‌باشد که این خود ماهیت چندبعدی پایداری اجتماعی را نشان می‌دهد. با این‌که ماهیت توسعه پایدار پویا و پیچیده است، اما می‌توان گفت که این روند، بین ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی تعادل ایجاد می‌کند. پایداری اجتماعی نیز به دلیل ماهیت وابسته‌ای که به ابعاد دیگر دارد، تعریفی چندبعدی می‌یابد. تاکنون بیشترین توجهات بر جنبه زیست‌محیطی پایداری بوده است و مباحث طبیعت‌محور بر نیاز به مصرف کاراتر منابع و کمبود شدید منابع طبیعی تأکید داشته است. در حالیکه دیدگاه انسان‌محور همان‌گونه که بر مسائل محیط زیست توجه دارد، انسان و کیفیت زندگی او را مورد توجه قرار می‌دهد. از دیدگاه جرویس و همکارانش[۶] (۲۰۰۱)، «پایداری اجتماعی عموماً متوجه ارتباط بین رفتار افراد و محیط ساخته شده، یا ارتباطات بین فرصت‌های زندگی افراد و ساختارهای سازمانی است. این مسئله‌ای است که در مباحث پایداری به شدت مورد غفلت واقع شده است» (Jarvis et al, 2001: 127). «مزیت چندبعدی بودن مفهوم پایداری اجتماعی این است که چارچوبی را برای درک چگونگی تأثیر سیاست‌های مختلف در شرایط و بسترهای گوناگون، فراهم می‌آورد. بنابراین مفهوم پایداری اجتماعی کاملاً به محدودیت‌ها و ظرفیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی یک بستر وابسته است» (Manzi, et al, 2010: 5).
شکل ۳ : اهمیت پایداری اجتماعی نسبت به دو مؤلفه دیگر، طی یک دوره ۲۰ ساله (colantinio – ۲۰۰۹)
در رابطه با فهم پایداری اجتماعی از ابعاد مختلف، چیو[۷] (۲۰۰۳) سه تیپولوژی مختلف از درک تئوریسین‌ها را مشخص کرده است. اولین تیپولوژی این است که برای این که فعالیتی از لحاظ اجتماعی پایدار باشد، می‌بایست ساختارهای اجتماعی و ارزش‌های کنونی را به عنوان محدودیت‌های اجتماعی برای موجودیت انسان، حفظ و یا ارتقاء دهد. هر توسعه‌ای که نقضی بر ارزش‌ها و هنجارهای شکل گرفته اجتماعی باشد، فعالیتی ناپایدار از لحاظ اجتماعی می‌باشد. بر اساس نظر چیو (۲۰۰۳) و میتلین و ساترسویت[۸] (۱۹۹۶) این نظریه آزادی عمل کافی برای تغییر اجتماعی که ممکن است برای رسیدن به اهداف اجتماعی پایدار لازم باشد، ایجاد نمی‌کند و به نظر می‌رسد ساختارهای موجود اجتماعی را حتی اگر در طولانی مدت دوام نداشته باشند، مورد پذیرش قرار می‌دهد. دومین نظر رویکرد طبیعت-محور است که در آن پایداری اجتماعی به “شرایط اجتماعی لازم برای تأمین پایداری اکولوژیکی” اشاره دارد. سومین نظر رویکرد انسان-محور است که بر پیوستگی اجتماعی و درون‌گنجی اجتماعی[۹] تأکید می‌کند. از بین سه تعبیر بیان شده توسط چیو، نظر آخر بیشترین تأکید را بر عدالت و تساوی اجتماعی-یکی از مفاهیم اصلی در هسته مفهوم پایداری اجتماعی- دارد. به نظر چیو (Chiu, 2003: 65) “برای پایدار بودن اجتماعی، توزیع و مصرف منابع و دارایی‌ها باید عادلانه بوده، ارتباطات متوازن اجتماعی و کیفیت مورد قبولی از زندگی وجود داشته باشد.”‌ این نقطه‌نظرات در کار ایفاچل و هگاک[۱۰]‌(۱۹۹۳) بر تحلیل پایداری اجتماعی شهری دیده می‌شود که بر سه مبحث مهم تساوی، حس اجتماعی و شهری تأکید دارد. آن‌ ها این‌گونه اظهار کردند که “مطمئناً مباحث اجتماعی مهم دیگری نیز در حوزه شهری وجود دارند اما این سه موضوع در برنامه‌ریزی توسعه شهرها غالب‌اند” (Chiu, 2003: 140).
مزیت این درک چندبعدی، چگونگی تأثیرات متفاوت ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را بر سیاست‌های شهری نشان داده و درک جدیدتری را، در کنار توجهات پیشین به کارایی ارتباطات میان ابعاد اقتصادی و زیست‌محیطی، ارائه می‌دهد. شاید یکی از بزرگترین چالش‌های امروز سیاست‌های شهری همین ایجاد تعادل مابین ارتباطات ابعاد پایداری است. همچنین این بحث نیاز به تعریفی مشخص از پایداری اجتماعی در جوامع مختلف را نیز نشان می‌دهد، چراکه مقیاس توجهات به ابعاد تأثیرگذار بر پایداری اجتماعی-نحوه‌ سیاست‌گذاری برای مسائل اقتصادی و زیست‌محیطی- در کشورهای مختلف متفاوت است.
تحلیل پایداری اجتماعی، نیازمند بررسی تعاریف مربوط است. تحقیقات پیشین بر روی پایداری بیشتر محدود به توجهات اقتصادی و زیست‌محیطی شده است. با این وجود در سال‌های اخیر درک از اهمیت در نظر گرفتن پایداری اجتماعی به عنوان یکی از عوامل اساسی توسعه پایدار، برنامه‌ریزی‌های سیاسی، اقتصادی و شهری دولت‌ها را به جهت‌گیری به سمت این مبحث وادار نموده است. اما با این وجود توافق کمی بر سر تعریف آن وجود دارد. در این راستا پلسه و استرن[۱۱] پایداری اجتماعی را این‌گونه تعریف می‌کنند:«توسعه‌ای(و یا رشدی)که با تکامل متوازن جامعه مدنی سازگاری داشته، محیطی را پرورش می‌دهد که هدایت‌گر زندگی جمعی همساز با گروه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی باشد، در عین حال با بهبود کیفیت زندگی تمامی اقشار جامعه، یکپارچگی اجتماعی را تقویت می‌کند.» (Polese and Stren, 2000: 15-16 ) تعریف بالا پایداری اجتماعی را به وسیله عملکرد جمعی جامعه و مباحث کیفیت زندگی هر فرد مورد بررسی قرار می‌دهد. دسته‎بندی‎های مربوط نشان‌دهنده وزن بیشتر برخی جنبه ‌های پایداری اجتماعی، بر اساس نوع نیازهای اولیه، متوسط و غایی است. وجود سرپناه یکی از نیازهای اولیه‌ای است که توسط مازلو[۱۲] نیز معرفی شده است. همچنین اندازه سکونتگاه و بهداشت آن و وجود خدمات و زیرساخت‌های اولیه از ملزومات اولیه پایداری اجتماعی هستند. در مرحله بعدی امنیت محله و نوع تعاملات اجتماعی آن مورد توجه قرار می‌گیرد. توجه به نیازهای روانی و عاطفی ساکنین و مواردی مانند حس تعلق و غرور، رضایت از محله، مشارکت فعال و حس مسئولیت در مراتب بالا برای دستیابی به پایداری اجتماعی باید مد نظر قرارگیرند.
تعاریف موجود از پایداری اجتماعی هر کدام به جنبه‌ای از پایداری اجتماعی اشاره دارند؛ ولی آن‌چه از مفهوم کلی برخی از تعاریف بر می‌آید اهمیت جنبه عملکرد جامعه در مسیر توسعه است. همچنین برخی مفاهیم موجود در بطن مفهوم پایداری اجتماعی مانند برابری و آزادی، رفاه انسان و مشارکت، بهبود کیفیت زندگی و یکپارچگی اجتماعی در این تعاریف مورد تأکید قرار گرفته‌اند. نمونه‌ای از این تعاریف در جدول مربوط قابل مشاهده است:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

نظریه‎پرداز تعریف پایداری اجتماعی
sachs (1999: 27)