– مشارکت، فعالیت سازمان یافته از طرف مردم متحد و متجانس است که واحد اولیه آنرا متقاعد شدن افراد به کنش جمعی تشکیل می‌دهد؛
– مبادرت به کنش و عمل جمعی؛
– تفکر و تامل مستقیم نسبت به کارها و فعالیت ها؛
– نظارت بر فرایند مشارکت (ازکیا- غفاری ۲۹۲:۱۳۸۳ – ۲۹۱).
بنابراین مشارکت اجتماعی را می‌توان فرایند سازمان یافته‌ای دانست که از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف‌‌های معین و مشخص به منظور سهیم شدن در منابع قدرت انجام می‌گیرد. شهود چنین مشارکتی، وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن‌ها، گروه‌ها، سازمان‌‌های محلی و غیر دولتی است .( (ازکیا- غفاری، ۱۳۸۳: ۲۹۳).
۳-۲-۴-معیارهای سنجش سرمایه اجتماعی
توافقی بر نحوه اندازه گیری سرمایه اجتماعی وجود ندارد و این خود به موضوعی برای بحث تبدیل شده است. در حالیکه معمولا به طور حسی می توان سطح میزان سرمایه اجتماعی را در یک رابطه خاص (سوا از نوع و مقیاس) دریافت، اندازه گیری کمی نسبتا پیچیده به نظر می آید. این مشکل منجر به ایجاد معیارهای مختلف برای عملکردهای مختلف شده است. جامعه شناسان کارل ال بنکستون و مین ژو می گویند: یکی از دلایل دشواری اندازه گیری سرمایه اجتماعی این است که این پدیده نه در سطح فردی ظهور می کند و نه در سطح جمعی، بلکه در مابین این سطوح و هنگامی که فرد در گروه مشارکت دارد مشاهده می شود. آنها می گویند بیان سرمایه اجتماعی به عنوان استعاره ای از سرمایه ممکن است گمراه کننده باشد زیرا بر خلاف سرمایه مالی که در دست افراد است، منافع انواع سازمان های اجتماعی نه در دست عاملان، بلکه ناشی از مشارکت آنها در گروه هایی است که برای منفعت خاصی سازماندهی شده اند )بنکستون و ژو، ۲۰۰۲ ).
کاربرد واژه سرمایه اجتماعی باعث شده است که معنا و مفهومی ضمنی، و حتی بیش از معانی صریح یا مصداق های تجربی آن دستخوش تغییرات چشمگیری شوند.گروتارت[۴۲]،شاخص های مربوط به سرمایه اجتماعی را در قالب مؤلفه های جامعه مدنی و سیاسی، وفاق اجتماعی، پیوستگی های افقی، و جنبه های قانونی و اداری، مورد توجه قرار داده است. شاخص های مربوط به بستگی های افقی، مربوط به دیدگاه خرد هستند که معمولاً برای تحلیل در درون یک کشور جمع آوری می شوند. سایر شاخص های مطرح شده که در سطح ملی محاسبه می شوند، درپژوهش های بین کشوری کاربرد دارند (غفاری، ۷۶ :۱۳۸۴).
مهیار عارفی ایجاد وفاق را نشانه مستقیم سرمایه اجتماعی می داند (عارفی،۲۰۰۳) در اینجا وفاق به معنی “منافع مشترک” و توافق مابین عاملان و افراد ذی نفع در جهت تشویق فعالیت جمعی است. بنابراین فعالیت جمعی نشانه سرمایه اجتماعی است. سطح همبستگی در گروه نیز بر سرمایه اجتماعی اثر می گذارد.(پرکینز و لانگ، ۲۰۰۲) اگرچه هیچ روش کمی برای اندازه گیری سطح همبستگی وجود ندارد، در عوض مجموعه ای از مدلهای شبکه های اجتماعی وجود دارد که طی دهها سال محققین جهت کاربردی کردن سرمایه اجتماعی از آنها استفاده کرده اند. یکی از روش های برتر، روش اندازه گیری قیود رونالد برت است که بر نقش استحکام پیوند و همبستگی گروه استوار است. یکی دیگر از مدل های شبکه محور، مدل سرایت پذیری شبکه می باشد.
اینگلهارت[۴۳] اولین کسی است که به مطالعه ابعاد سرمایه اجتماعی در بین کشورها پرداخته است. او و همکارانش به جمع آوری داده ها در میان ۴۳ کشور پرداختند تا از این طریق نحوه تأثیر عوامل فرهنگی بر توسعه اقتصادی را بررسی کنند. نارایان[۴۴] و کسیدی[۴۵]تلاش کرده اند مجموعه ای از پرسش های معتبر را برای سنجش سرمایه اجتماعی در جوامع در حال توسعه، طراحی و ارائه کنند.آنان از ابزار سنجش خود در دو کشور آفریقایی غنا و اوگاندا ، استفاده عملی کردند.
جدول ۱ جزئیات هشت پژوهش تجربی را ارائه می دهد که سرمایه اجتماعی را به عنوان متغیری مستقل در نظر گرفته اند.
از جمله روشها درسنجش سرمایه اجتماعی روش استون[۴۶] وهیوز[۴۷]( ۲۰۰۲ ) است که دارای جامعیت نگرش و طبقه بندی خوبی است که در آن اعمال شده، به گونه ای که در این روش علاوه بر بعد کمّی، بعد کیفی سرمایه اجتماعی نیز مورد ملاحظه قرارمی گیرد. همچنین سرمایه اجتماعی در سه سطح خرد_درون گروهی، خرد میان گروهی و کلان مورد مطالعه واقع می شود. به این ترتیب در این روش انواع دوگانه سرمایه اجتماعی، یعنی ساختاری_که کمیت رامی سنجد_و شناختی_که به کیفیت می پردازد_را درسه سطح ذکر شده مورد بررسی قرارمی دهد )حسینی وهمکاران، (۶۵ : ۱۳۸۶٫
جدول ۱ : شاخص های متفاوت سرمایه اجتماعی

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

Kearney, A. (2006). “Residential Development Pattern and Neighborhood Satisfaction: Impact of Density and Nearby Nature”, Environment and Behavior, 38: 112-39
Tosics, I. (2004). “European urban development: Sustainability and the role of housing”. Journal of Housing and the Built Environment, 19, 67–۹۰٫
Winston, N. Pareja Eastaway, M. (2008). “Sustainable Housing in the Urban Context: International Sustainable Development Indicator Sets and Housing”. Soc Indic Res (2008) 87:211–۲۲۱٫
گفتار دوم: جایگاه سرمایه اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد
۳-۲-۱-مقدمه
سرمایه اجتماعی نتیجه پایداری اجتماعی است و از لحاظ کارکردی باعث اعتماد بین ساکنین می شود تا افراد در گروه ها حضور پیدا کنند و سبب مشارکت و … می شود. مشارکت خود به معنای فراهم آوردن شرایطی است که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی کاربران, سبب گسترش روابط اجتماعی, بالا بردن کیفیت زندگی ساکنان, ترفیع همبستگی اجتماعی, خلق حس زندگی در اجتماع می گردد. در این وضعیت, مجموعه شرایط زندگی به نحوی است که با گذشت زمان تعاملات اجتماعی بیشتر می شود و اکثریت ساکنان نسبت به محل زندگی خویش تعلق خاطر و دلبستگی می یابند. بنابراین نا خوداگاه حافظ سلامت و پایداری آن بوده، در نگهداری وبهبود وضعیت موجود مشارکت وهماهنگی خواهند داشت. در این صورت عمر مفید مجتمع های مسکونی پایدار نسبت به سایر مجتمع ها بیشتر می شود. همچنین ارزش ریالی واحدهای مسکونی این نوع مجتمع ها نیز در شرایط برابر بیشتر از سایر مجتمع ها است. پایداری اجتماعی, بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند.
در این گفتار به بررسی لزوم طرح تحقیق چنین مسئله ای- لزوم پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد- در پایان نامه مزبور می پردازیم، که بدین منظور سرمایه اجتماعی در چند نمونه از مجتمع های مسکونی شهر مشهد- به عنوان نمونه های موردی- مورد سنجش قرار گرفته است. و در نتیجه مشاهده می شود که محلی ساختن امکانات و تسهیلات به تماس چهره به چهره ی بیشتر بین مردم ،سبب مشارکت بیشتر در امور اجتماعی می شود و در نتیجه ناهنجاری اجتماعی کاهش یافته و روابط اجتماعی بهبود می یابد، که زیر بنایی برای گسترش پایداری اجتماعی و در نهایت همه ابعاد پایداری می باشند.
۳-۲-۲- سرمایه اجتماعی
۳-۲-۲-۱- مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی عبارت است از ارتباطات و شبکه های اجتماعی ای که می توانند حس همکاری و اطمینان رادر میان افراد یک جامعه پدید آورند. بوردیو اولین کسی است که به زعم پورتز (١٩٩٨:٣) تحلیل منظمی از سرمایه اجتماعی به دست داده است و این مفهوم راچنین تعریف کرده است: «سرمایه اجتماعی حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی است که مربوط به مالکیت یک شبکه با دوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می شود» (بوردیو،١٩٨۵ : ٢۴٨).
همانطورکه سرمایه فیزیکی، با ایجاد تغییرات در مواد جهت شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کند به وجود می آید و از جنبه ای ملموس وقابل مشاهده برخوردار است. سرمایه انسانی، با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت ها و توانایی هایی به آنها پدید می آید و افراد را توانا می سازد تا به شیوه های جدید رفتار کنند و بنابراین کمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشی که فرد کسب کرده تجسم می یابد. اما سرمایه اجتماعی، حتی کمتر از این ملموس بوده و در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش راتسهیل نماید (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۵).
کلمن سازمان اجتماعی را پدید آورنده سرمایه اجتماعی در نظر می گیرد، وی معتقد است که سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف می شود، به زعم وی سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند :همه آنها جنبه ای از ساخت اجتماعی هستند و کنش های معین افراد را در درون ساختار تسهیل می کنند. سرمایه های اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معین را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر می سازد (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۴). کلمن برخی از روابط اجتماعی را که می تواند منابع سرمایه ای سودمند ایجاد کند شامل :تعهدات و انتظارات، ظرفیت بالقوه اطلاعات، هنجارها و ایدئولوژی می داند.
تعریف رایج سرمایه اجتماعی درجریان اصلی جامعه شناسی آمریکایی بویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه تعاملات وشبکه هایی که درمیان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی به عنوان پیامد تعهدات وهنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع به کار می گیرند که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود این نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی ها مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و در نهایت توسعه است (وال، ۱۹۹۸: (۳۰۴٫
علاوه بر تعاریف فوق، ازسرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی نیز ارائه گردیده است. پاتنام (۱۹۹۵a : 66) سرمایه اجتماعی را به عنوان “ویژگی های سازمان های اجتماعی مانند: شبکه ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی، که هماهنگی و همکاری متقابل را تسهیل می کند” تعریف می نماید. سرمایه اجتماعی می تواند شکل های گوناگونی داشته باشد، البته پاتنام به شدت آن دسته از مدل هایی را که در خدمت اهداف اجتماعی هستند را مورد بررسی قرار داده است مانند فعالیت های اجتماعی. فعالیت های اجتماعی به “ارتباط مردم با زندگی اجتماعی آنها ” اشاره دارد (پاتنام، ۱۹۹۵b: 665) و شامل عضویت در اتحادیه های محله، گروه های سرودخوانان، یا باشگاه های ورزشی می باشد. به زعم وی شبکه ها، هنجارها و اعتماد، بخش های ضروری تئوری سرمایه اجتماعی هستند (پاتنام، ۱۹۹۵b) که همکاری را آسان تر و احساس اعتماد را بیشتر می کنند و سپس احتمال همکاری در میان این افراد بیشتر می شود. به گفته پاتنام، این اعتماد اجتماعی ناشی از دو منبع وابسته به: هنجارهای روابط متقابل و شبکه های اجتماعی است. اگرچه چندین هنجار وجود دارد که سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهد ولی هنجار عمل متقابل مهمترین آنها است.
پاتنام در بررسی عناصر سرمایه اجتماعی، مشارکتهای اجتماعی را از اشکال ضروری به شمار می آورد و معتقد است که هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است و باعث می گردد که هزینه های بالقوه عهد شکنی در هر معامله ای افزایش یابد. هنجارهای قوی عمل متقابل راتقویت کند، ارتباط را تسهیل و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود بخشد و شبکه های اجتماعی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری است (پاتنام،٢٠٠٠) و بعلاوه برشبکه های اجتماعی از هنجارهای عمل متقابل و اعتماد نیز به عنوان عناصر ذهنی و شناختی سرمایه اجتماعی نامبرد.
افه و فوش علاوه بر عناصری که در تعریف بوردیو، کلمن و پاتنام از سرمایه اجتماعی وجود دارد، در بعد گرایش به آگاهی و توجه، اشاره نموده و آن را شامل مجموعه افکار، عقاید و حساسیت نسبت به زندگی اجتماعی و سیاسی و توجه به هر چیزی که در وسیعترین معنا به امور عمومی اطلاق می شود که مربوط به شکل بالقوه فردی تمایل ضعیف نسبی در دنبال کردن موضوعات مشترک در رسانه های الکترونیکی وچاپی بوده و پیش شرط شناختی ضروری و شکل فعالتر مسئولیت مدنی است که باعث علاقه مندی و دل نگرانی می شود و نقطه مقابل آگاهی و توجه وضعیت شناختی چشم پوشی، بی تفاوتی و شکل گیری نگرش فرصت طلبانه است (ُافه و فوش،٢٠٠٢: ١٩١-١٩٠).
پس درتعریف، سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی جهت « کنش جمعی » تلقی می گردد و این منبع علاوه برآگاهی وتوجه یا دانش نسبت به امور عمومی اجتماعی یا سیاسی است. یعنی آگاهی که موجب علاقه مندی و دل نگرانی است، شامل هنجارهای اعتماد (اعتماد عمومی یا تعمیم یافته و اعتماد نهادی/مدنی)، هنجارها و یا رفتارهای عمل متقابل که در درون شبکه های اجتماعی عمل می کنند و عناصر ساختاری شبکه ها و مشارکت های رسمی و غیر رسمی می باشد. نتایج سرمایه اجتماعی در داخل شبکه شامل مجموعه ای از کنش های جمعی در اشکال و اندازه های مختلف است.
۳-۲-۲-۲- سابقه تاریخی سرمایه اجتماعی
در این رابطه توافق چندانی وجود ندارد بطور کلی تعریفی نیز که ارائه می شود، چندان همگون نیستند. اما اگر بخواهیم کاربردها، مقاصد و تعاریفی که در علوم اجتماعی از این مفهوم می شود دسته بندی کنیم و پیشینه این مفهوم را در آرای اندیشمندان متأخر و کلاسیک جستجو کنیم، شاید در چند حیطه بتوان در ردیابی آن پرداخت.
برخی معتقدند اصطلاح سرمایه اجتماعی برای اولین بار در سال ۱۹۱۶، در مقاله ای توسط هانی فان در دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد،که در مورد حمایتهای محلی از مدارس روستایی است و اشاره به همبستگی اجتماعی و سرمایه گذاری فردی در جامعه داشته است و بعدها در کتاب “مرگ و زندگی در شهرهای امریکایی “جین جاکوبس (۱۹۶۱) مورد اشاره قرار گرفته است، اگرچه وی به طور مستقیم چنین عبارتی را تعریف نکرده، اما به بیان ویژگی‌ها و خصلت هایی پرداخته که به وسیله آنها، حاشیه‌نشین‌‌های شهر می‌توانند به خوبی با همدیگر ارتباط برقرار کنند و گروه هایی را تشکیل دهند که خودشان مسائل و مشکلاتشان را حل کنند و وی توضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند.
دانشمند علوم سیاسی، رابرت سلیسبری در مقاله ای در سال ۱۹۶۹ با عنوان “نظریه داد و ستد در گروه های ذینفع” در نشریه “Midwest Journal of Political Science“ معنی این عبارت را چنین بسط داده است که سرمایه اجتماعی جزئی حیاتی در تشکیل گروه های سودآور است. جامعه شناس پیر بوردیو از این عبارت در سال ۱۹۷۲ در کتاب “طرح نظریه عمل”(بوردیو، ۱۹۷۲) استفاده کرد و چند سال بعد آن را از سرمایه فرهنگی، اقتصادی و نمادین متمایز ساخت. جامعه شناسان جیمز کلمن، بری ولمن و اسکات ورتلی در بسط و عمومی سازی این مفهوم تعریف گلن لوری (۱۹۷۷) را پذیرفته اند (کلمن،۱۹۸۸) و رابرت پاتنام اندیشمند علوم سیاسی این واژه را درباره برهم کنش آن با جامعه مدنی در ایتالیا و امریکا مطرح کرد.
بنابراین سرمایه ی اجتماعی از جمله مفاهیم چند وجهی در علوم اجتماعی است که در اوایل قرن بیستم به صورت علمی و آکادمیک مطرح و از سال ۱۹۸۰ توسط جاکوبس، بوردیو، پاسرون و لوری وارد متون علوم سیاسی و جامعه شناسی شده است (ازکیا و غفاری؛ ۱۳۸۳: ۲۷۸)(وال، ۱۹۹۸، صفحه ۲۵۹). و می توان گفت کاربرد مفهوم سرمایه ی اجتماعی بصورت آنچه که امروزه مدنظر است به تدریج در دهه ۱۹۹۰ رایج شده است اما مفهوم زیربنایی سرمایه اجتماعی قدمتی بس درازتر دارد و به معنای این نیست که در آثار جامعه شناسان کلاسیک اثری از این مفهوم نمی باشد. در علوم سیاسی آمریکا، تحت مبحث جمع گرایی، متفکران قبل از قرن نوزدهم در تحلیل رابطه بین زندگی مشارکتی و دموکراسی، مکررا عبارات مشابهی را جهت تجمیع مفاهیم همبستگی و انسجام اجتماعی استفاده می کرده اند که الهام گرفته از تلاش های نویسندگانی همچون جیمز مدیسون (The Federalist Papers) و الکسیس دو توکویل (دموکراسی در آمریکا) بوده است. جان دیوی احتمالا اولین کسی است که مستقیما از عبارت “سرمایه اجتماعی” در “مدرسه و جامعه” (۱۸۹۹) استفاده کرده، اما تعریفی برای آن ارائه نداده است. همچنین در آثار اندیشمندان و جامعه شناسانی چون مارکس ، زیمل، وبر و دورکیم می‌توان به جستجوی این مفهوم پرداخت که به مفاهیمی همچون اضطرار؛ نفع جمعی، ارزش ها و اعتماد اجتماعی توجه نموده اند که هر یک ابعادی از مفهوم سرمایه ی اجتماعی را در بر می‌گیرد (توسلی؛ ۱۳۸۴:۳).
۳-۲-۲-۳- عناصر و مولفه های سرمایه ی اجتماعی:
با این وجود به نظر ما مولفه های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی که در یک رابطه متعامل قرار گرفته و هر کدام تقویت کننده دیگری‌اند از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند. این سه مولفه از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی نیز هستند.
۳-۲-۲-۳-۱- اعتماد اجتماعی [۳۸]
اعتماد به عنوان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی، از شرایط و الزامات کلیدی موجودیت هر جامعه محسوب شده و برای حل مسائل اجتماعی ضروری به نظر می رسد؛ بطوریکه باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی می گردد. اعتماد، احساس روابط اجتماعی است و رابطه مستقیم با میزان روابط اجتماعی دارد، بدین صورت که هرچه میزان اعتماد اجتماعی میان افراد و گروه ها و سازمان های اجتماعی جامعه بیشتر باشد به همان میزان روابط اجتماعی از «شدت»، «تنوع»، «ثبات» و «پایداری» بیشتری برخوردار است. اعتماد در متن کنش های انسان نمود پیدا می کند به ویژه در آن دسته از کنش هایی که جهت گیری معطوف به آینده دارند و آن نوعی رابطه کیفی است که به تعبیر کلمن، قدرت عمل کردن را تسهیل می کند. به طور کلی اعتماد به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار می رود، این بر مبنای این احتمال است که گروه های بخصوصی از دیگران کارهای بخصوصی را انجام دهند یا از انجام کارهای بخصوصی پرهیز می کنند که در هر صورت بر رفاه دیگران یا بر رفاه یک جمع اثر می گذارد. اعتماد به معنای این باور است که دیگران با اقدام یا برخورداری از اقدام خود به رفاه من یا ما کمک می کنند و از آسیب زدن به من یا ما خودداری می کنند (تاجبخش، ۱۳۸۴: ۲۱۰).
اعتماد، لازمه شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است، اعتماد اجتماعی ایجاد کننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوت‌ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی می‌شود آنتونی گیدنز، اعتماد و تأثیر آن بر فرایند توسعه را زیربنا و زمینه ساز اصلی در جوامع مدرن می‌داند، هر جا که سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد مشارکت و همیاری مردم در عرصه‌های اجتماعی بیشتر و آسیب‌های اجتماعی کمتر است (اکبری، ۱۳۸۳؛۱۱).
هرچه یک گروه اجتماعی دارای شعاع اعتماد[۳۹] بالاتری باشد، سرمایه اجتماعی بیشتری نیزخواهد داشت . چنانچه یک گروه اجتماعی برون گرایی مثبتی نسبت به اعضای گروه های دیگر نیز داشته باشد، شعاع اعتماد این گروه از حد داخلی آن نیز فراتر می رود.
۳-۲-۲-۳-۲-انسجام و همبستگی اجتماعی [۴۰]
” توافق جمعی میان اعضاء یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی و تراکمی ازوجود تعامل درمیان افرادآن جامعه است.”(غفاری، ۱۳۸۰: ۱۱۰ ) دورکیم دو مفهوم انسجام مکانیکی وارگانیکی راازهم متمایزمی کند. دراین تفکیک جوامع سنتی مبتنی برانسجام مکانیکی و شبکه های اجتماعی نزدیک به هم و بر پایه روابط ابرازی است وجوامع مدرن مبتنی برانسجام ارگانیکی با روابط ابزاری آمده است. ” جاناتان ترنربه نقل ازدورکیم می گوید انسجام وقتی رخ می دهد که عواطف افراد بوسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جاییکه افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جاییکه کنشها تنظیم شده و بوسیله هنجارها هماهنگ شده اند وجاییکه نابرابریها قانونی تصور می شوند.”(اکبری، ۱۳۸۳: ۱۷).
انسجام اجتماعی به معنای آن است که گروه وحدت خود را حفظ کرده و با عناصر وحدت بخش خود تطابق و همنوایی داشته باشد. همبستگی و انسجام، احساس مسئولیت بین چند نفر یا گروه است که از آگاهی و اراده برخوردار باشند و حائز یک معنای اخلاقی است که متضمن وجود اندیشه، یک وظیفه، یا الزام متقابل است و نیز یک معنای مثبت از آن بر می آید که وابستگی متقابل کارکردها، اجزاء و یا موجودات در یک کل ساخت یافته را می رساند.
برخی کارهای داوطلبانه در جهت گسترش انسجام اجتماعی :
جمع آوری اعانات و کمک های نقدی و غیر نقدی مردمی
عیادت و دلجویی از بیماران و مددجویان
برگزاری مسابقات ورزشی با هدف شادی بخشی ، امیدزایی و جمع آوری کمک ها
همراهی ، همدلی ، مصاحبت با بیماران و مساعدت در امور جاری زندگی مانند پیاده روی ، درد دل کردن ، هواخوری ، رفتن به سفرهای کوتاه و مقدور ، ایجاد تنوع و…
کمک به افراد معلول در انجام برخی کارهای سخت زندگی روز مره
شناسایی و معرفی خانواده های دارای بیماری های خاص و هزینه بردار ( اکبری، ۱۳۸۳: ۴۱)
از نظر گیدنز، انسجام اجتماعی را نمی توان با اقدام از بالا به پایین دولت یا با توسل به سنت تضمین کرد. ما ناچاریم زندگی را به شیوه ای فعالتر از آنچه در نسل های پیشین درست بود بسازیم و باید برای پیامدهای آنچه انجام می دهیم و عادت های شیوه زندگی که برگزیده ایم، فعالانه تر مسئولیت بپذیریم و باید برای این راه تعادل جدیدی بین مسئولیت های فردی و اجتماعی بیابیم (گیدنز، ۱۳۷۸: ۴۳).
۳-۲-۲-۳-۳-مشارکت اجتماعی[۴۱]
یکی از مولفه های مهم سرمایه اجتماعی که محصول وضعیت شبکه روابط اجتماعی می باشد، میزان مشارکت شهروندان در نظام اجتماعی است. “مشارکت اجتماعی به آن دسته ازفعالیت های ارادی دلالت دارد که ازطریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله، شهر و روستا به طورمستقیم یا غیرمستقیم درشکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند”(محسنی- تبریزی، ۱۳۷۵: ۱۰۸ ). “شبکه های مشارکت مدنی یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هرچه این شبکه ها درجامعه ایی متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان درجهت منافع متقابل بیشتر است. نحوه عینی چنین مشارکتی حضور در جشن ها و مراسم مذهبی و اجتماعی است که فرد از طریق آن کنش مشارکتی از خود بروز می دهد.
در بیان مفاهیم کلیدی این تعریف به موارد زیر اشاره می‌کنیم:

متغیرهای مستقل موثر بر شکلگیری سرمایه اجتماعی شاخص اندازه گیری متغیر های سنجش مفهوم (وابسته) دیدگاه نظری
دو شغله شدن والدین، بزرگ شدن شهرها و دوری مسافت، فشارهای زمانی و اقتصادی، سرگرمی های الکترونیک و تلویزیون، تغییرات نسلی -راستگو بودن بیشتر مردم
– قابل اعتماد بودن بیشتر مردم
– مشارکت غیر رسمی
– مشارکت در فعالیت های داوطلبانه
– مشارکت های رسمی
– اعتماد
– مشارکت اجتماعی
پاتنام، ۱۹۹۵،۲۰۰۰
حمایت و طرفداری سیاسی،آموزش، درآمد واقعی خانوار، تماشای تلویزیون، تعداد فرزندان مدرسه نرفته، خواندن روزنامه، اندازه شهر پاسخگویان، طول اقامت در شهر از سن ۱۶ سالگی، تجربه طول زندگی – مشارکت های رسمی در انواع انجمن ها، اتحادیه ها و گروه ها – مشارکت مدنی
– قابل اعتماد بودن بیشتر مردم
برم و ران، ۱۹۹۷
حس تعلق به جامعه در محله مبتنی بر شبکه مشارکت در سازمان های اجتماعی مختلف – مشارکت در گروه های محلات
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

برای بهره‌گیری از مشخصات TCR نیاز به کنترل کننده‌ای داریم که لحظه آتش تریستور را براساس اهداف موردنظر و پردازش پارامترهای مختلف سیستم تعیین کند. پس از طراحی و اعمال چنین کنترل‌کننده‌ای مشخصه ولتاژ به جریان TCR مطابق شکل زیر می‌شود. توجه شود در حالت ماندگار نقطه کار سیستم، محل تلاقی این مشخص با خط بار سیستم خواهد بود (پادیار، ۲۰۰۷).
شکل ۶
شکل ۳-۱۲: مشخصه ولتاژ به جریان TCR همراه با خط بار
رابطه مقابل بیانگر مشخصه کنترلی شکل بالاست:
 
که  نشان‌دهنده شیب مشخصه جبران‌کننده است.
ویژگی TCR:
دارای سرعت پاسخ‌دهی سریع می‌باشد. بعد از دریافت سیگنال زمان برای تغییر توان راکتیو در مدار تکفاز TCR تأخیر حداکثر  یعنی نیم سیکل می‌باشد. البته تأخیر در سیستم اندازه‌گیری و مدار کنترل و امپدانس سیستم، باعت کاهش سرعت سیستم در حلقه کنترل تا حد ۳ تا ۱۰ سیکل فرکانس منبع می‌شود. در سیستم سه فاز حداکثر تأخیر  می‌باشد.
TCR ساختمان و کنترل ساده‌ای دارد و کنترل فازها به‌طور مستقل امکان‌پذیر است. به‌خاطر این ویژگی از TCR می‌توان برای متعادل کردن فازها استفاده کرد.
ولی TCR به‌دلیل غیر سینوسی بودن جریان، تولید هارمونیک می کند که باید آن‌ ها را فیلتر نمود.
ج: سلف کنترل شده با تریستور همراه با خازن ثابت FC-TCR[13]
TCR تنها می‌تواند توان راکتیو از سیستم جذب کند. برای آنکه بتوان توان راکتیو را با قابلیت کنترل پیوسته تولید نمود،‌ می‌توان سه خازن به‌صورت ساده یا مثلث در خروجی TCR به‌طور دائمی موازی کرد.
شکل ۳-۱۳: مدار یک FC-TCR
با سری کردن یک سلف با خازن هر فاز، فیلتری حاصل می‌گردد که هارمونیک تولیدی TCR را حذف می‌کند برای اینکه TCR به همراه خازن ثابت بتواند جریان پس فاز تولید کند باید مقدار نامی توان راکتیو TCR از مقدار نامی توان راکتیو خازن‌های ثابت بیشتر باشد(داویس، ۱۹۹۹).
حد ظرفیت خازنی این مجموعه برابر حد ظرفیت خازن‌های ثابت و حد ظرفیت سلفی آن برابر تفاضل ظرفیت‌های TCR و خازن‌های ثابت می‌باشد. در شکل زیر مشخصه ولتاژ جریان یک FC-TCR-TCR نشان داده شده است.
شکل ۳-۱۴: مشخصه FC-TCR
قابل ذکر است از این نوع SVC به‌دلیل قابلیت کنترل پیوسته توان راکتیو استفاده می‌شود.
د) سلف کنترل شده با تریستور همراه خازن سوئیچ شونده با تریستور TSC-TCR
عیب عمده ترکیب FC-TCR آن است که توان نامی TCR بایستی برابر مجمع قدر مطلق توان راکتیو سلفی SVC و توان راکتیو خازن ثابت باشد. برای رفع این عیب می‌توان به‌جای خازن ثابت از یک خازن سوئیچ شونده یا بانک خازنی سوئیچ شونده استفاده کرد و به این ترتیب ظرفیت TCR را کاهش داد. این ساختار نسبت به ساختارهای قبلی کمی پیچیده‌تر است و کنترل مشکلی دارد. حداکثر تاخیر این سیستم بعد دریافت فرمان در سیستم تکفاز  و در سیستم سه فاز ساده  است(داویس، ۱۹۹۹).
شکل۳-۱۵: نمودار مدار TSC-TCR
۳-۳-۲-۲- انواع SVC با بهره گرفتن از مبدل‌های الکترونیک قدرت
در مرجع (رشید، ۲۰۰۱) یک منبع ولتاژ یا منبع جریان را با بهره گرفتن از کلیدهای قدرت مانند انواع BJT، MOSFET، IGBT، GTO یا تریستور با مدار کموتاسیون اجباری می‌توان به گونه‌ای کلیک زد که یک منبع ولتاژ یا منبع جریان ac با فرکانس مولفه اصلی برابر با فرکانس سیستم قدرت ولی فاز و دامنه قابل کنترل در خروجی مبدل ایجاد شود.
حال اگر این منبع قابل کنترل از طریق یک فیلتر به شبکه قدرت وصل شود می‌توان با تنظیم دامنه منبع ایجاد شده و جریان کشیده شده از خط انتقال، توان راکتیو را کنترل نمود.
وظیفه اصلی این فیلتر حذف‌ هارمونیک‌های اضافی ولتاژ یا جریان می‌باشد و دراینورترهای منبع ولتاژ، امپدانس سلفی فیلتر عاملی برای کنترل جریان راکتیو کشیده شده یا تزریق شده به باس بینهایت می‌باشد منبع مورد استفاده می‌تواند به‌صورت مستقل از سیستم قدرت مانند باطری بوده یا با بهره گرفتن از انرژی شبکه قدرت و توسط سلف و خازن ایجاد شود.
در شرایط ایده‌آل که تلفاتی وجود ندارد مبدل به‌گونه‌ای کنترل می‌گردد که جریان کشیده شده از سیستم قدرت ْ۹۰ یا ْ۹۰- نسبت به ولتاژ خط انتقال اختلاف فاز داشته باشد، ولی در شرایط واقعی که سیستم تلفات دارد، برای تأمین این تلفات اختلاف فاز ْ۹۰ یا ْ۹۰- نبوده و اندکی کمتر یا بیشتر است.
در SVCهای که از مبدل الکترونیک قدرت برای تولید توان راکتیو استفاده می‌شود توان راکتیو پس‌فاز و پیش‌فاز تنها با یک سری تجهیزات و تنها با تغییر نحوه کنترل کلیدها تولید و تنظیم می‌شود. البته ممکن است مقدار نامی تجهیزات به‌منظور تولید توان راکتیو پس فاز و پیش‌فاز اندکی افزایش یابد. به‌علاوه با اعمال کنترل متناسب، توان راکتیو به‌طور پیوسته از تعداد نامی پیش‌فاز تا مقدار نامی پس‌فاز کنترل می‌گردد. در این SVC ها با بهره گرفتن از مبدل، به‌جای امپدانس، جریان خروجی به‌مقدار نامی خود محدود شده و لذا توان راکتیو تولیدی متناسب با ولتاژ است. بنابراین در شرایط اضطراری که ولتاژ کاهش می‌یابد و نیاز به تولید توان راکتیو حداکثر می‌باشد، SVC با بهره گرفتن از مبدل الکترونیک قدرت، توان راکتیو بیشتر نسبت به SVCهای امپدانس متغیر به توان نامی مشابه، تولید می‌کند(رشید، ۲۰۰۱).
از مزایای دیگر این SVCها، حداقل شدن عناصر ذخیره کننده انرژی است. زیرا دراین نوع SVCها توان راکتیو توسط سلف یا خازن تولید نمی‌شود و از آنان فقط به‌عنوان فیلتر برای حذف هارمونیک استفاده می‌شود.
به‌علاوه با افزایش فرکانس کلیدزنی اندازه سلف و خازن به کار رفته کوچک می‌شود. این امر سبب کاهش قیمت تجهیزات موردنظر شده و باعث کوچک و مجتمع شدن SVC و اشغال فضای کمتر می‌شود.
در این نوع SVCها چون سلف و خازن به‌طور مستقیم در مدار قرار نمی‌گیرند، امکان تشدید با عناصر شبکه از بین خواهد رفت. در این‌جا برخلاف SVCهای امپدانس متغیر که بسته به نوع آن‌ ها دارای یک تأخیر ذاتی کوچک (حداقل نیم سیکل در TCR) در پاسخ به سیگنال فرمان بودند، SVC به‌طور لحظه‌ای قابل کنترل است و هرچه قدر فرکانس کلیدزنی بالا باشد، این قابلیت افزایش یافته و پاسخ آن‌ ها سریع‌تر می‌شود.
در حالت کلی برای تولید توان راکتیو پیش‌فاز و پس‌فاز بایستی کلیدهای به‌کار رفته دراین نوع مبدل‌ها از نوع کموتاسیون اجباری بوده و برای حداقل شدن هارمونیک‌ها، فرکانس کلیدزنی تا حد ممکن بالا باشد.
بنابراین در این نوع SVCها هر نوع کلیدی را نمی‌توان استفاده کرد و قیمت و فرکانس کلیدزنی آن‌ ها نقش تعیین‌کننده‌ای در اقتصادی یا غیراقتصادی شدن SVC ایفا می‌کند.
عیب عمده این SVCها در مقایسه با SVCهای امپدانس متغیر، کنترل پیچیده آن‌ ها می‌باشد، به‌ خصوص اگر از آن برای جبران عدم تعادل استفاده می‌شود. در حالت کلی SVC با کلیدهای الکترونیک قدرت به دو دسته تقسیم می‌شوند. در دسته اول SVC با بهره گرفتن از یک مبدل فرکانس ac-ac ساخته می‌شود و در دسته دوم با بهره گرفتن از یک مبدل dc-ac (رشید، ۲۰۰۱).
الف) SVC با بهره گرفتن از مبدل مستقیم[۱۴] ac-ac
در مرجع (رشید، ۲۰۰۱) مبدل‌های ac-ac توان را از یک سیستم ac به سیستم ac دیگر با دامنه، فرکانس متفاوت منتقل می‌کنند. سیستم ac می‌تواند تک‌فاز یا سه فاز باشد. در حالت کلی امکان انتقال توان راکتیو یا حقیقی وجود دارد. مبدل‌های ac- ac به دوگونه تقسیم می‌شوند. در نوع اول یک واسطه dc بین دو سیستم[۱۵] ac وجود دارد. در گونه دوم بین دو سیستم ac هیچ واسطه‌ای قرار ندارد که به آن سیکلو کانورتر[۱۶] گویند. هر یک از مبدل‌های نوع اول و دوم را می‌توان به‌طور مستقل کنترل نمود.
شکل زیر انواع مختلف این مبدل را نشان می‌دهد. منبع ac اول می‌تواند مستقل باشد یا اینکه هر دو به یک شبکه ac اصلی متصل باشند. در هر صورت روش کنترل آن‌ ها مشابه SVCها با مبدل dc-ac است با این تفاوت که در این‌جا، دو مبدل وجود دارد که کنترل آن‌ ها از هم مستقل است.
شکل ۳-۱۶: انواع مختلف مبدل‌های ac-ac

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

۱- ترانسفورماتور کاهنده بین شین ولتاژ بالای شبکه (HV) و شینه ولتاژ متوسط (MV) که محل نصب SVC می‌باشد.
۲- SVC و اجزاء آن
۳- فیلترهای هارمونیکی در فرکانس اصلی حالت خازنی دارند.
۴- خازن‌ها و سلف‌هائی که بطور مکانیکی قطع و وصل می‌شوند. (MSC)[8]، (MSR)[9]
۵- سیستم کنترل SVC
در شکل زیر نمودار تک‌خطی یک SVC نشان داده شده است. SVC در این مدل از نوع جبران‌کننده ترکیبی [۱۰] می‌باشد یعنی ترکیبی از TCR و TSC ( نارین و جایوجی، ۱۹۹۹).
شکل ۳-۷: نمودار تک خطی SVC
همچنین مشخصه نمودار ولتاژ- جریان SVC که در شکل زیر نشان داده شده است، بیانگر نواحی کار SVC در حالت ماندگار است.
شکل ۳-۸: نمودار ولتاژ- جریان یک SVC
زمانی که SVC داخل ناحیه کنترلی خودکار می‌کند قادر به تأمین ولتاژی تقریباً ثابت در پایانه خود می‌باشد، بنابراین رفتار این قسمت از مشخصه معادل با یک منبع ولتاژ ایده‌آل سری با راکتاس X و نمایش‌دهنده شیب شخصه (در این ناحیه) و یا یک سوسپتانس کنترل شده با ولتاژ در نقطه اتصال به شبکه می‌باشد. این شیب در حدود ۱ الی ۵ درصد می‌باشد( نارین و جایوجی، ۱۹۹۹).
در حالت کلی می‌توان SVC را به صورت یک بار راکتیو یا بار سوسپتانسی در نظر گرفت که توان راکتیو مثبت این بار، رفتار SVC در ناحیه سلفی و توان راکتیو منفی، رفتار SVC در ناحیه خازنی را نشان می‌دهد.
۳-۳-۲- انواع و ساختار SVC‌ها
همانطور که در بخش قبل ذکر شد SVC‌ها به دو گروه امپدانس متغییر و مبدل الکترونیک قدرت تقسیم می‌شوند که در این بخش به طور مختصر به بررسی انواع آن خواهیم پرداخت.
۳-۳-۲-۱- انواع SVCامپدانس متغیر
الف) خازن سوئیچ شونده با تریستور TSC[11]
در شکل زیر اصول کار یک TSC مشخص شده است. مدار TSC شامل یک خازن، دو تریستور به عنوان کلید، یک سلف کوچک می‌باشد. سوسپتانس جبران‌کننده توسط کنترل کردن تعداد خازن‌های در حال هدایت تنظیم می‌شود(اتمن، ۲۰۱۱).
شکل ۳-۹: نمودار تک‌خطی TSC
همواره هر خازن برای مجموعه‌ای از نیم سیکل‌ها هدایت می‌کند. سوسپتانس کل ترکیبی از K سوسپتانس تکی خواهد بود. بنابراین تغییرات توان راکتیو به صورت پله‌ای خواهد بود. حداکثر پله‌ها برای تعداد معین K سوسپتانس زمانی حاصل می‌شوند که تمامی آنها متفاوت باشند.
قراردادن سلف کوچک سری در این مجموعه به منظور محدود کردن اثر کلیدزنی گذرا و میرا نمودن جریان هجومی و تشکیل یک فیلتر برای حذف هارمونیک‌ها می‌باشد. تولید هارمونیک در TSC بسیار کم است. بعبارتی جریان تقریباً سینوسی می‌باشد. ولی به دلیل وجود تشدیدهای خطرناک سری با سیستم قدرت در فرکانس‌های هارمونیکی، بایستی در انتخاب امپدانس سلف سری با توجه به ظرفیت  هماهنگ‌سازی دقیق صورت گیرد.
ب: سلف کنترل شده با تریستور TCR[12]
مدار تک‌فاز آن در شکل ۴ نشان داده شده است. مدار TCR شامل یک سلف و دو تریستور به عنوان کلید است و با کنترل زاویه آتش تریستورها می‌توان جریان سلف را از صفر تا بیشترین تعداد کنترل نمود.
شکل ۳-۱۰: مدار یک TCR
اگر در زمانی که ولتاژ بیشتر است تریستور روشن شود، جریان کاملاً از سلف عبور می‌کند. این جریان حالت سلفی دارد و فاز جریان از فاز ولتاژ ْ۹۰ عقب است. جریان بدلیل تلفات سلف که در حدود ۵/۰ تا ۲ درصد توان راکتیو می‌باشد، دارای سلف کوچک هم فاز با ولتاژ می‌باشد (جی میلر، ۱۳۷۲).
اگر روشن‌شدن تریستورها به طور یکسان به تعویق افتد، شکل موج‌های مختلفی حاصل می شود که هرکدام متناظر با زاویه آتش مربوطه می‌باشند در اثر افزایش زاویه آتش یا کاهش زاویه هدایت  مؤلفه اصلی هارمونیک جریان کاهش می‌یابد. به عبارت دیگر اندوکتانس سلف افزایش می‌یابد و در نتیجه جریان و توان راکتیو کاهش می‌یابد.
در اثر افزایش زاویه آتش تلفات توان در تریستور و سلف هم کاهش یافته و شکل موج به میزان بیشتری از شکل سینوسی خارج می‌شود. به عبارت دیگر TCR جریان هارمونیک تولید می‌کند. اگر زاویه‌های آتش در دوتریستور یکسان باشد، تمامی هارمونیک‌های ایجاد شده فرد می‌باشد. نامساوی بودن زاویه آتش برای دو تریستور علاوه بر آنکه منجر به تولید مؤلفه‌های هارمونیک زوج و مولفه dc می‌شود، منجر به تنش حرارتی نابرابر در زوج تریستورهای نیز می‌گردد(جی میلر، ۱۳۷۲).
شدت جریان لحظه‌ای می‌توان توسط رابطه زیر بیان نمود:
 
در رابطه فوق  مقدار متوسط ولتاژ (rms) و  را کتانس سلف در فرکانس اصلی برحسب اهم،  زاویه آتش و  زاویه هدایت تریستور می‌باشد که رابطه  بین  زاویه آتش و  و زاویه هدایت، برقرار است.
از طریق تحلیل سری فوریه، مؤلفه اصلی جریان به شکل زیر بیان می‌شود:
 
که  سوسپتانس قابل کنترل SVC در فرکانس اصلی شبکه است که توسط زاویه هدایت به شکل زیر کنترل می‌شود:
 
کنترل سوسپتانس توسط زاویه هدایت به کنترل فاز موسوم می‌باشد که در شکل زیر داده شده است:
شکل۳-۱۱: نمودار سوPESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)س برحسب زویه هدایت
با توجه به شکل بالا می‌توان گفت:
 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

در زمان t1 قوس خاموش و جریان تغییر پلاریته می دهد. ولتاژ قوس برابر ولتاژ گداز مذاب می شود وقتی که ولتاژ گداز مذاب به ولتاژ مذاب در زمان t2 افزایش مقدار بدهد، قوس شروع به ذوب و ثابت ماندن ولتاژ قوس Vs می شود. چون اختلاف بین جریان در زمان t1 و t2 خیلی کوچک است جریان صفر فرض می گردد. توضیحات فوق را می توان در قالب مدل کلیدزنی زمانی شکل ۳-۴ نمایش داد. سطح ولتاژ UB به طول قوس ناشی از شرایط بهره برداری بستگی دارد. در این مدل ولتاژ تقریبی قوس UB و تخمین کلیدزنی t1و t2عوامل مهمی در دقت بشمار می روند.
مدل(۵)
مرجع (مونتاناری و همکاران، ۱۹۹۳) مدار معادل دیگری را بیان می کند که یک بار کوره قوس را در شکل ۳-۵ نشان می دهد. این مدار بر پایه مشابه مدل (۱) بصورت VIC طراحی شده است :
شکل ۳-۵: مدار معادل مدل۵
ولتاژ قوس بصورت ولتاژ منبع تغذیه با موج مربعی (مقدار آن Uac که به نام نگهدارنده قوس نامیده می شود) با یک مقاومت منفی در خلال فرایند ذوب قوس در نظر گرفته می شود. از اینرو زمان عملکرد نقطه شروع قوس برروی شکل موج جریان قوس تاثیر زیادی می گذارد، و عامل اصلی در تعیین دقت شبیه ساز است.
۳-۲-۱-۲- تجزیه و تحلیل حوزه فرکانس
در روش آنالیز حوزه فرکانس جریان و ولتاژ را توسط اجزاء هارمونیکشان بررسی می کند و می تواند بصورت منبع ولتاژ هارمونیک و حل حوزه هارمونیکی و تکنیک معادله دیفرانسیل غیرخطی درجه بندی شود.
الف : روش منبع ولتاژ هارمونیک :
مدل (۶) (HVS)
روشHVS ابتدا توسط تبدبلات فوریه از طریق شکل موج ولتاژ قوس در بدست آوردن اجزا هارمونیک بکار گرفته می شود و سپس اجزا هارمونیک جریان از طریق اجزا هارمونیک ولتاژ قوس محاسبه و تعیین می گردد (مونتاناری و همکاران، ۱۹۹۴) از آنجا که پلاریته ولتاژقوس خیلی سریع تغییر کرده در مرجع (۹) ولتاژ قوس بصورت موج مربعی با مقدار Ud در نظر گرفته می شود.که درفرمول (۷) فرکانس سیستم، Ua(t) ولتاژ قوس و بعد سری فوریه Ua(t)بشرح زیر بیان می شود :
(۳-۲-۷) Ua(t) =
With k=1,3,5,7,…
ولتاژ تغذیهVg و امپدانس شبکه Zkدر فرکانس هارمونیک kthباشد. فرض می شود که جریان صفر باشد وقتی که پلاریته ولتاژ تغییر می کند.
شکل زیر مدار معادل محاسبه اجزا هارمونیکkth وقتی Uak ولتاژ هارمونیک منبع تغذیه باشد را نشان می دهد:
شکل ۳-۶ : مدار منبع ولتاژ هارمونیک
در این مدل فرض می شود که بار کوره قوس حداکثر توان را در فرکانس اصلی دریافت می کند که این امر در بهره برداری کوره قوس واقعی صحت ندارد و دارای خطای منبع تغذیه می باشد.
مرجع (تانگ و همکاران، ۱۹۹۷) روش حل حوزه هارمونیکی یک معادله دیفرانسیل غیرخطی را بیان می کند. در این مدل بار کوره قوس از طریق معادله تعادل انرژی ظاهر می شود، که در واقع یک معادله دیفرانسیل غیرخطی از شعاع و جریان قوس می باشد. شکل موج شعاع قوس را می توان از شکل موج جریان محاسبه نمود. و روش استفاده شده در اینجا روش (Harmonic-Newton-Raphson) می باشد.
بصورت یک قانون و قاعده جریان و شعاع قوس با بیان تحلیلی ولتاژ قوس نیز می توان محاسبه نمود. در این روش از تعدادی پارامترهای آزمایشی و تجربی برای انعکاس عملکرد کوره قوس استفاده می شود. از اینرو این روش بستگی به فرمول تجربی دارد که در بارهای مختلف کوره قوس از یکدیگر تفاوت دارند و در این مبحث اشاره ای به مدل شبیه سازی شده نگردیده است.
۳-۳ – دسته‌بندی SVC‌ها
SVC‌ها به دو دسته عمده تقسیم می‌شوند:
۱- SVC نوع امپدانس متغیر
در روش امپدانس متغیر که قدیمی‌تر می‌باشد با وارد یا خارج شدن عناصر ذخیره‌کننده انرژی که قادر به تولید یا جذب توان راکتیو هستند یا با کنترل جریان عبوری از آنها توان راکتیو کنترل می‌شود.
از انواع SVC‌های امپدانس متغیر می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) خازن سوئیچ شونده تریستوری (TSC)[3]
ب) سلف کنترل شده با تریستور (TCR)[4]
ج) سلف کنترل شده با تریستور همراه با خازن (FC-TCR)[5]
د) سلف کنترل شده با تریستور همراه خازن سوئیچ شونده با تریستور TSC-TCR
۲- انواع SVC با بهره گرفتن از مبدل‌های الکترونیک قدرت
در این روش از عناصر ذخیره‌کننده انرژی مانند سلف یا خازن به طور واقعی و به منظور تولید توان راکتیو استفاده نمی‌شود، بلکه از یک مبدل الکترونیک قدرت و از خاصیت غیرخطی بودن آن برای تولید یا جذب توان راکتیو استفاده شده است و با کنترل نحوه کلیدزنی کلیدهای قدرت، توان راکتیو کنترل می‌شود(رشید، ۲۰۰۱).
از انواع این قسم SVC می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
الف) با بهره گرفتن از مبدل مستقیم[۶] ac/ac
ب) با بهره گرفتن از مبدل dc/ac
ج) با بهره گرفتن از اینورتر منبع جریان
د) با بهره گرفتن از اینورتر منبع ولتاژ
۳-۳-۱- اصول و مدل SVC
یک سیستم ایستای توان راکتیو SVS[7]در حالت کلی دارای اجزاء زیر می‌باشد:

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

جریان مغناطیسی ترانسفورماتورها
بارهای غیر خطی مانند دستگاه های جوشکاری
کوره های قوس الکتریکی و القائی
عناصر نیمه هادی و تجهیزات مرتبط با آنها (درایو،SVC و . . .)
که در شرکتهای فولاد می توان به وجود کوره قوس الکتریکی و SVC به عنوان بزرگترین منبع تولید هارمونیک نام برد. مشخصه ولتاژ – جریان کوره های قوس الکتریکی غیر خطی می‌باشد. بر اثر آرک جریان قوس افزایش و در نتیجه ولتاژ آن کاهش می یابد که مقدار جریان توسط امپدانس کابلها ، امپدانس سیستم، امپدانس ترانس و راکتور ( در صورت وجود) محدود می شود و در چنین حالتی قوس برای بخشی از سیکل کاری خود به صورت یک مقاومت منفی ظاهر می شود(جی میلر تی، ۱۳۷۲).
آثار هارمونیکها بر روی سیستم قدرت و تجهیزات آن به قرار زیر است:
شکست عایقی بانکهای خازنی و افزایش جریان وتوان راکتیو بانکهای خازنی
تداخل در سیستم های کنترل کلید زنی و اندازه گیری
تلفات اهمی و تلفات هسته بیشتر و ایجاد حرارت در ماشینهای الکتریکی
شکست عایقی کابلها
تداخل سیستم های مخابراتی و PLC
ایجاد خطا در دستگاه های اندازه گیری
ایجاد نوسانات مکانیکی
عدم عملکرد مناسب سیستم های کنترل
عملکرد نا مناسب و پاسخ اشتباه رله ها
عملکرد نا مناسب مدارات آتش سیستم های الکترونیک قدرت
یکی از کمیتهای مورد استفاده در تحلیل هارمونیکی امپدانس اتصال کوتاه نقطه ای از شبکه که در آن خازن نصب شده است می باشد مقدار امپدانس اتصال کوتاه از رابطه زیر بدست می‌آید (حسینیان، ۱۳۸۳).
یک کمیت فازوری است که معمولا بصورت راکتیو فرض می شود. راکتانس به صورت خطی با فرکانس تغییر می کند. راکتانس هارمونیک hام را می توان از راکتانس مولفه اصلی یعنی بدست آورد
از راه های از بین بردن هارمونیکها را می توان اتصال به یک منبع بزرگتر و فیلتر گذاری را نام برد که فیلترهای موازی با اتصال کوتاه کردن جریان هارمونیکی تا حد امکان اعوجاج را کاهش می دهند. که می توان به فیلترهای غیر فعال و فعال اشاره نمود.
فیلترهای غیر فعال از مقاومت، خازن و اندوکتانس ساخته می شوند که دارای دو نوع است نوع اول جریان هامونیکی را جذب و از شبکه خارج میکند و نوع دوم با تنظیم عناصرش به منظور ایجاد تشدید در یک فرکانس هارمونیک مشخص از عبور جریان هارمونیکی به دیگر بخشها جلوگیری می کند شکل زیر چند نوع از این فیلترها را نشان می دهد(سی دوگان و همکاران، ۱۳۷۸).
شکل ۲-۲: آرایش انواع فیلترهای غیر فعال
فیلترهای غیر فعال معمولا بر روی شینه جایی که آن ثابت باشد قرار می گیرد.
فیلترهای فعال از تجهیزات الکترونیک قدرت می باشد این گونه تجهیزات در شرایطی که فیلترهای غیر فعال موفق نباشند استفاده می گردند اینگونه تجهیزات می توانند در یک زمان بیش از یک هارمونیک را کنترل نمایند و به صورت خاص برای بارهای بزرگ و اعوجاج زا استفاده می شوند.
ایده اصلی این تجهیزات وارد نمودن بخشی از موج سینوسی است که در آن جریان بار غیر خطی وجود ندارد شکل زیر این مفهوم را نشان می دهد یک کنترل کننده الکترونیکی و لتاژ و جریان خط را مانیتور کرده و بنحوی عمل میکند که ولتاژ و جریان یا جریان را بصورت سینوسی در آورد. دو روش برای اینکار وجود دارد در روش اول یک راکتور استفاده خواهد شد که انرژی در آن ذخیره شده و در لحظه مناسب این انرژی به صورت جریان به سیستم تزریق می گردد. در روش دوم از یک خازن استفاده می شود در حالیکه جریان بار توسط بارهای غیر خطی اعوجاجی شده جریان دیده شده توسط سیستم شبیه سینوسی می گردد فیلترهای علاوه بر هارمونیکها ضریب قدرت را نیز تصحیح می‌کنند(حسینیان، ۱۳۸۳).
شکل ۲-۳: استفاده از فیلتر هارمونیکی برای بارهای غیر خطی
حد قابل قبول هارمونیکهای ولتاژ در سیستم های ولتاژ پائین و ولتاژ متوسط مطابق جدول زیر می‌باشد.
جدول ۲-۳: حد قابل قبول هارمونیکهای ولتاژ در سیستم های ولتاژ پائین و ولتاژ متوسط
حدود قابل قبول هارمونیکهای ولتاژ در شبکه مطابق جدول زیر می باشد.
جدول ۲-۴: حدود قابل قبول هارمونیکهای ولتاژ در شبکه
۲-۲-۳- اصلاح ضریب قدرت
در سیستم قدرت ac ایده ال ولتاژ و فرکانس در هر نقطه از تغذیه ثابت وبدون هارمونیک و ضریب توان واحد خواهد بود در یک سیستم ایده ال هر بار مصرفی طوری طراحی گردیده که در یک ولتاژ معین تغذیه بهترین عملکرد را داشته باشد.
جبران بار عبارت است از مدیریت توان راکتیو به منظور بهبود بخشیدن به کیفیت تغذیه در سیستم های قدرت می باشد. اصلاح ضریب قدرت بدین معناست که توان راکتیو مورد نیازبار به جای آنکه از نیروگاه دور تامین گردد در محل نزدیک به بار تولید گردد اغلب بارهای صنعتی دارای ضریب توان پس فاز هستند یعنی توان راکتیو جذب می کنند بنا براین جریان بار مقدارش از توان واقعی بیشتر خواهد بود تنها توان اکتیو به انرژی مفید تبدیل می شود و جریان اضافی نشان دهنده تلفاتی است که باعث هزینه اضافی بر روی کابلها می شود. همجنین دلیل کافی برای تامین توان راکتیو از ژنراتورها این است که زنراتورها وشبکه قادر نیستند در ضریب بهره واحد کار کنند زیرا کنترل ولتاژ در سیستم تغذیه بسیار مشکل خواهد شد(جان و وارن، ۲۰۰۰).
۲-۲-۳-۱- روش جبران سازی
تجهیزاتی که برای کنترل توان راکتیو و ولتاژ بکار میروند جبران کننده می نامند. توازن قدرت راکتیو در سیستم تضمینی بر ثابت بودن ولتاژ، و کنترل توان راکتیو بمنزله کنترل ولتاژ می باشد.
به طور کلی کنترل توان راکتیو و ولتاژ با سه روش زیر اجرا می شود:
با تزریق قدرت راکتیو به سیستم توسط جبران کننده های موازی(مانند خازن، راکتور، کندانسور سنکرون و جبران کننده های استاتیک)

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

جدول ۲-۲: حد مجاز فلیکر در شبکه قدرت

نوع شبکه شبکه فشار ضعیف شبکه فشار متوسط شبکه فشار قوی و فوق فشار قوی
۱ ۰٫۹ ۰٫۸
۰٫۸ ۰٫۷ ۰٫۶

۲-۲-۲- هارمونیک ها و فیلترهای هارمونیکی
یکی از مشکلات کیفیت برق در سیستم های الکتریکی هارمونیکها می باشد. اعوجاجهای هارمونیکی باعث بروز مشکلات خاصی در شبکه می شوند از جمله می توان به عملکرد نامناسب تجهیزات و نیز کاهش عمر و پایین آمدن راندمان اشاره نمود. محدود نمودن هارمونیکها هم از دید شرکت برق هم از دید مشترکین لازم است شرکت های برق باید جهت جلوگیری از آسیب دیدن تجهیزات مشترکین محدود نمایی ایجاد کنند تا از آسیب زدن به تجهیزات خانگی و صنعتی جلوگیری شود. از طرف دیگر با توجه به اینکه ایجاد یک موج کاملا سینوسی از طرف شرکت برق نمی تواند تضمین شود لذا مشترکین باید اعوجاجهای هارمونیکی تولید شده توسط تجهیزات خود را محدود نمایند. شرکتهای برق فرض می کنند که موج ولتاژ سینوسی تولید شده بدون هارمونیک است. بهر حال هر چه به سمت مشترکین نزدیکتر شویم میزان اعوجاج هارمونیکی بیشتر می شود که این نشانگر این است که بعضی از بارها شکل موج جریان را از حالت سینوسی خارج نموده و دارای اعوجاج می‌کنند . در برخی موارد اعوجاج در سیستم به صورت تصادفی است ولی اغلب به صورت پریودیک می‌باشد بدین معنی که سیکلهای متوالی شبیه به هم بوده واین مفهوم هارمونیک است (An lou et al,2009 ).
هارمونیکها در حالت ماندگار در سیستم ناشی از عملکرد پیوسته بار اتفاق می‌افتند و مضرب صحیحی از فرکانس مولفه اصلی هستند.
اعوجاج هارمونیکی در سیستم قدرت ناشی از عناصر غیر خطی است عنصر غیر خطی عنصری است که جریا آن متناسب با ولتاژ اعمالی نمی باشد هر شکل موج اعوجاجی پریودیک را می توان به صورت جمع مولفه های سینوسی بیان کرد این موجهای سینوسی که فرکانس آنها مضرب صحیحی از فرکانس اصلی است را فرکانس هارمونیکهای مولفه اصلی می نامند جمع این سینوسی ها به سری فوریه معروف است.
وقتی که دو نیم سیکل مثبت و منفی یک موج شبیه هم هستند سری فوریه فقط شامل هارمونیکهای فرد است . بارهای غیر خطی منبع تولید هارمونیکهای جریان هستند و باعث تزریق این هارمونیکها به شبکه قدرت می شوند در حالیکه هارمونیکهای جریان ایجاد شده توسط بار در نهایت باعث اعوجاج ولتاژ می گردند و مقدار هارمونیک جریان تزریق شده به سیستم می بایستی در نقطه اتصال مشترک به شبکه کنترل گردد.
چندین معیار برای نشان دادن مقادیر هارمونیکهای یک موج وجود دارد از معروف ترین آنها می توان اعوجاج هار مونیکی کل () را برای ولتاژ و جریان محاسبه نمود که در آن مقدار موثر هارمونیک ام کمیت می باشد(حسینیان، ۱۳۸۳).
کمیتی مفید برای بسیاری ازز کاربردها می باشد ولی دارای محدودیتهایی است این کمیت می تواند بصورت نسبت هارمونیکها به مولفه اصلی بیان می شود که اگر مولفه اصلی نداشته باشیم بینهایت می شود این شرایط زمانی به وجود می آیند که ولتاژ و جریان با فرکانس نامی شبکه به صورت الکترونیکی یا توسط کلید زنی مدوله می شوند . برای جلوگیری از این مشکل شاخص اعوجاج هامونیکی () بصورت زیر تعریف می شود(حسینیان، ۱۳۸۳).
که دو شاخص و بصورت زیر با یکدیگر مرتبط می شوند.
در صورتی که اعوجاج کم باشد و برابر هستند.
از عوامل تولید هارمونیک می‌توان موارد زیر را نام برد:
تولید موج غیر سینوسی توسط ماشینهای سنکرون ناشی از وجود شیارها و عدم توزیع یکنواخت سیم پیچی استاتور
عدم یکنواختی در رلوکتانس ماشینهای سنکرون
توزیع غیر سینوسی فوران مغناطیس در ماشینهای سنکرون

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.