۵

بالا بردن آزادی انتخاب

فرصت‌های متنوع امکانات محلی، کار و رابطه اجتماعی؛ ایجاد گزینه‌های حرکتی و شیوه‌های زندگی

۶

افزایش تصمیم‌گیری محلی

ساخت سرمایه اجتماعی محلی با بهره گرفتن از فرایند مشارکت؛ ایجاد مشارکت و اعتماد؛ افزایش کنترل کاربر بر سیستم‌های محلی

۳-۱-۶- منابع
اعطاء، علی . حسینمردی، حمید (۱۳۸۶)، نشستی درباره طراحی خانه در ایران. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۱۲۴-۱۲۹٫
براندفری ،هیلدر، (۱۳۸۳) “طراحی شهری به سوی یک شکل پایدارتر شهر” ترجمه حسین بحرینی-انتشارات پردازش و برنامه ریزی شهری-چ اول ،تهران
بوردیو، پیر (۱۳۸۹). “شکل‎های سرمایه، سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه”، به کوشش کیان تاجبخش، ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، چاپ سوم، تهران: شیرازه
پیراهری, نیر (۱۳۸۸) “سرمایه اجتماعی در نظریات جدید.” پژوهش نامه علوم اجتماعی، شماره ۳٫
خبازی، محمد (۱۳۸۶). خانه خوداتکا، مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۱۳۴ .
خلیجی، کیوان و صفدری، داود (۱۳۸۹). شاخصهای با همستانهای پایدار و استفاده از آن در فرایند توسعه شهری. مجله آبادی. شماره ۶۶٫ صفحه ۹۶-۱۰۳٫
رئیسی، ایمان، عباس زادگان مصطفی و حبیبی ابوالفضل (۱۳۸۶)، پایداری اجتماعی در مسکن. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۶-۱۱٫
سرتیپی پور، محسن (۱۳۸۳)، آسیب شناسی مشکلات مسکن در ایران. مجله صفه. شماره ۳۹٫ صفحه ۲۳-۴۲
-صالحی، اسماعیل، (۱۳۸۷ ) ،”ویژگی های محیطی فضاهای شهری امن”، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی و معماری
ضابطیان،الهام – رفیعیان،مجتبی ،(۱۳۸۷). “درآمدی بر فضاهای امن شهری با رویکرد جنسیتی “، نشریه جامعه شناسی و علوم اجتماعی جستارهای شهرسازی ، -شماره ۲۴ و ۲۵
طالبی, ژاله. (۱۳۸۳) “روابط اجتماعی در فضاهای شهری.” نامه علوم اجتماعی ۲۴٫
عزیزی؛ محمد مهدی، ملک محمد نژاد؛ صارم.( ۱۳۸۶ )” بررسی تطبیقی دو الگوی مجتمع های مسکونی (متعارف و بلند مرتبه) مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی نور (سئول) و اسکان تهران”، نشریه هنرهای زیبا، شماره ۳۲،
عینی فر؛ علیرضا، (۱۳۸۸). “تحلیل رابطه طراحی کالبدی و تجربه محله مسکونی”، هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی، شماره ۴۰٫
فلاحت، محمدصادق ( ۱۳۸۵ ). “مفهوم حس مکان و عوامل شکل دهنده آن”، نشریه هنرهای زیبا، شماره بیست و شش، صفحه ۵۷-۶۶
قائم ، گیسو (۱۳۷۵) . “زبان مشترک ساخت مسکن در معماری گذشته ایران”. مجله علمی پژوهشی صفه، شماره ۲۱، صفحه ۲۲-۲۷٫
قماشچی، وحید (۱۳۷۹). مشارکت مردمی در توسعه پایدار. مجله علمی پژوهشی صفه. شماره ۳۱٫ صفحه ۴-۱۴٫
لنگ، جان،(۱۳۸۳)، “آفرینش نظریه معماری (نقش علوم رفتاری در محیط) “،، ترجمه عینی‌فر، انتشارات دانشگاه تهران. تهران.
مدنی پور، علی (۱۳۸۴) . “طراحی فضای شهری نگرشی بر فرایندی اجتماعی و مکانی”. مترجم فرهاد مرتضائی. ناشر شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری وابسته به شهرداری تهران
مدنی‌پور، علی. نوریان، فرشاد،(۱۳۸۷).” فضاهای عمومی و خصوصی شهر”، شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری، تهران، چاپ اول
محمودی، محمد مهدی(۱۳۸۸). “توسعه ی مسکن همساز با توسعه ی پایدار”، انتشارات دانشگاه تهران.
Bramley ,G, Dempsey, N, Power, S, Brown, C. (2006) “What is ‘Socil Sustainability’, and How Do Our Existing Urban Forms Perform in Nurturing it?”, planning research conference, Bartlett School of Planning, UCL, LONDON
Chiu, Rebecca L. H.(2004) “Socio-cultural sustainability of housing: a conceptual exploration”, Housing,Theory and Society, 21: 2, 65 – 76
Coleman, J. (1978). “Current contradictions in adolescent theory”. Journal of Youth and Adolescence۷, ۱–۱۱٫
Dave, S .(2009), Neighbourhood Density and Social Sustainability in Cities of Developing Countries, Published online in Wiley InterScience (www.interscience.wiley.com) DOI: 10.1002/sd.433
Edwards, B. Turrent, D. (2000). “Sustainable housing principles and practice”, London, E&EN Spon.
Fleury-Bahi, Gh. . Felonneau, M & Marchand, D. (2008). “Process of Place Ider, tification andResidential Satisfaction”, Environment and Behavior, 40: 669-82
Goodland, R., 2003, “Sustainability Human, Social, Economic and Environmental”, World Bank Washington DC, USA
Jenks, M, Jones, C (2010), “Dimensions of the sustainable city2”, Springer

فصل سوم :
مطالعات تکمیلی
گفتار اول: مسکن پایدار
۳-۱-۱-مقدمه
بیتردید، مسکن بیشترین و مهمترین ساخته مصنوع بشر است. اعمال نگاه پایدار به ساختههای مسکونی میتواند تأثیر شگرفی در فرایند توسعه پایدار داشته باشد (خبازی، ۱۳۸۶ : ۱۳۴) . پس از فروکش کردن تب سبکهای غربی دهه های اخیر که در دوران بعد از مدرنیسم رواج یافته بودند، توجه به معماری انسان گرا به عنوان تولیدی که باید پاسخگوی نیازهای انسان در ابعاد مختلف باشد منجر به شکل گیری رویکردهایی شد که با عنوان رویکرد اجتماعی در طراحی مسکن شناخته میشود. اصل رویکرد اجتماعی انسان، فرهنگ و شیوه زندگی اوست (رئیسی و دیگران، ۱۳۸۶ : ۶). طراحی معماری میتواند نقش ارزندهای در پایداری اجتماعی مجتمعهای مسکونی ایفا کند. همانطور که ساختارهای اجتماعی بر معماری اثر میگذارند، عکس آن نیز میتواند اتفاق بیفتد.
مسکن به عنوان یکی از مهم ترین سیاست های عمومی موثر بر توسعه شهری دارای پتانسیل قابل توجهی برای کمک به پایداری است (Tosics 2004). و یک مجتمع مسکونی با پایداری اجتماعی، میتواند به مردم کمک کند تا منافع زندگی پایدار را درک کنند (حبیبی، ۱۳۸۵ : ۶۵). طبق نگرش فرهنگی، مسکن محصولی است در رابطه با طبیعت، اجتماع، ایدئولوژی، جهان بینی، روش زندگی، نیازهای اجتماعی و روانی و مهمتر از همه «فرهنگ ساکنان». لذا واجب است الگوهای ساخت مسکن برپایه فرهنگ، معیارها و ارزشهای ایرانی استوار باشد و از الگوبرداری فرهنگ بیگانه خودداری گردد.
برنامه ریزی برای هدایت و سازماندهی یک توسعه درون زا و پایدار، مستلزم توجه به تغییرات اقتصادی، محیطی و اجتماعی با تکیه بر دانش و حضور مردم (جنبههای فرهنگی) در فرایند برنامه ریزی، تصمیم گیری و اجرا به شمار میرود (قماشچی، ۱۳۷۹ : ۱۴). چنانچه در فرایند طراحی مجتمعهای مسکونی به خصوصیات، ویژگیها و فرهنگ ساکنین توجه نشود ممکن است با مقاومت و برخورد ساکنان مواجه شود و به ناپایداری بیانجامد.
طراحی پایدار در حوزه معماری بر سه اصل «صرفه جوئی در مصرف سوخت»، «طراحی براساس چرخه حیات» و «طراحی انسانی» تأکید دارد (خلیجی، ۱۳۸۹ : ۹۷). در این بین، نقش عامل انسان و فرهنگ به عنوان عامل غیرکالبدی به مراتب از دو مؤلفه دیگر شاخصتر است. مؤلفه فرهنگی میتواند عامل سازندگی، توسعه و یا تخریب و تضییع دو مؤلفه دیگر باشد. شرایط ناپایدار اجتماعی در نهایت به ناپایداری محیطی و اقتصادی منجر خواهد شد.
۳-۱-۲- مسکن
مسکن و معماری آن، به عنوان فراگیرترین و در عین حال اختصاصی ترین فضا در زندگی انسان، همیشه چه در ایده و چه در عرصه خلق و ساخت برای همگان قابل توجه بوده است. مسکن به عنوان محل سکونت و آسایش یکی از نیازهای اولیه بشری و از نخستین مسائلی است که انسان همیشه سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است. مسکن باید محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی و در واقع جائی باشد که تن و جان در آن بیاساید (قائم ، ۱۳۷۵ : ۲۵). از دیدگاه نورنبرگ شولتز «سکونت بیانگر پیوندی پرمعنا بین انسان و محیط مفروض است.» این پیوند، از تلاش برای هویت یافتن، به معنای احساس تعلق به یک مکان، ناشی گردیده است. بدین ترتیب، انسان زمانی بر خود وقوف مییابد که مسکن گزیده و، در نتیجه هستی خود را در جهان ثبت کرده باشد.» (فلاحت ، ۱۳۸۵: ۵۹). طراحی خانه به دنبال خود بسیاری از ارزشها و مفاهیم و تأثیرات فرهنگی به همراه دارد. در زبان انگلیسی، دو واژه در رابطه با خانه وجود دارد. کلمه «House» که معنای سکونت دارد و «Home» آرامش یافتن است. هرچند خانه و تعریف آن به معنی سرپناه است اما در خانه عواملی هست که ارزشهای انسانی در آن تجلی پیدا میکند (اعطا، ۱۳۸۶ : ۱۲۵). در آیه ۸۰ سوره مبارکه نحل میخوانیم: «خدا برای سکونت شما، منزلهایتان را قرار داد تا آرامش بیابید.». مارتین هایدیگر با نگرش کیفی به مسکن معتقد است که بحران واقعی مسکن در کمبود آن نیست بلکه بحران واقعی در جستجوی آدمی برای سکونت است (سرتیپی پور، ۱۳۸۳ : ۴۰). در دهه هشتاد، اکثر طراحان و برنامه ریزان، علاقهشان را به جنبههای فرهنگی و ابعاد اجتماعی معماری از دست داده بودند. با عقب نشینیشان از درگیریهای اجتماعی و فرهنگی و با توجه به صرف به فرمالیسم، بخش اعظم معماری به تعبیر آلن جیکوبز و دانلد آپلیارد (۱۹۸۷) این گونه شد و «کاری از سر خودشیفتگی، مؤلفهای از فرهنگ مصرف گرای مدرنیسم، که هر روز از زندگی و فرهنگ مردم بیشتر فاصله میگرفت (مدنی پور، ۱۳۸۴ : ۳۹). اما در تجربه معماری معاصر امروز، به تعبیر هایدگر، «انسان بی خانمان است» و فرهنگ انسان حلقه گمشده در طراحی مسکن است.
۳-۱-۳- مسکن پایدار
« در مراحل اولیه ی شهر نشینی ، انسان ابزار لازم برای دخالت در طبیعت و برهم زدن تعادل آن را نداشت . پس از آن نیز هنگامی که به طور محدود امکانات بشر افزایش یافت، از ایجاد تغییر و تخریب در طبیعت و مخیط زیست به طور گسترده امتناع ورزید، شاید به این دلیل که آن را منبع حیات و بقای خود می دانست. این تعادل مدت زمان بسیار طولانی برجا مانده بود تا در قرن نوزدهم با پیشرفت سریع فناوری و در پی آن روند شهرنشینی این رابطه گسسته شد » ( براندفری ، ۱۳۸۳).
با مطالعه ی آمار مربوط به رشد شهرنشینی در تمام نقاط جهان، به ویژه کشورهای در حال توسعه و همین طور در ایران، دیده می شود که تا بیست سال آینده حدود ۶۰ درصد مردم جهان در شهرها زندگی خواهند کرد. این آمار در ایران تا ۷۰ درصد هم پیش بینی شده است. اضافه شدن هر خانوار به مجموعه ی ساکنان شهرهای یک کشور تبعات مختلفی دارد که مهم ترین آنها تامین مسکن است .
برای مقابله با تاثیرات منفی گسترش شدید شهرنشینی در به کارگیری زمین بیشتر، آب و هوای سالم که سبب آلودگی هوا، آلودگی صوتی ناشی از تمرکز صنایع و وسایل نقلیه، توسعه ی عمودی شهرها و تولید مواد زائد می شود، در نظر گرفتن مقوله ی توسعه ی پایدار در مسکن و سکونتگاه های انسانی ضروری است. شهرها و سکونتگاه های انسانی باید به صورتی توسعه یابند که هزینه ای از این نظر بر دوش نسل های آینده منتقل نشود و توانایی نسل های آینده را در برآورده کردن نیارهای خود محدود نسازد.
مسکن، یکی از جنبه های مهم کیفیت زندگی است، و از موضوعات قابل توجه برای توسعه پایدار می باشد. همه بیانیه های بین المللی توسعه پایدار عمدتا به مسکن و یا استراتژی های حل و فصل مشکلات آن اشاره دارند. ) Winston & Pareja Eastaway, 2008) مسکن بیش از برآوردن نیاز محل سکونت است، و یکی از معیارهای مهم تحولات اجتماعی، یک نگرانی مهم اقتصادی و یک عنصر فرهنگی است. به این ترتیب، پایداری توسعه مسکن جنبه های زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را در آغوش می کشد.( Chiu, 2004)
جدول ۱: معیارها و شاخص های پایداری در مجتمع های مسکونی

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

ملکی، سعید (۱۳۹۰). “سنجش توسعه پایدار در نواحی شهری با بهره گرفتن از تکنیکهای برنامه ریزی (نمونه موردی: شهر ایلام)”، فصلنامه جغرافیا و توسعه، ۱۳۶-۱۱۷ .
Button, K., (2002). “City management and urban environmental indicators”. Ecol. Econ. 40, 217–۲۳۳٫
Chiu, Rebecca, L., H. (2003).” Sustainable Development: A New Perspective For Housing Development”. Hong Kong: The University Of Hong Kong.
Colantinio ,A (2009)- “Social sustanblity Tlinking research to policy and practice” Oxford Insititiue for sustanble Development (OISD)
Colantonio, A. (2008a) “Social Sustainability: Linking Research to Policy and Practice” Headington, Oxford Brookes University.
Colantonio, A. (2008b) “Traditional and Emerging Prospects in Social Sustainability. Measuring Social Sustainability: Best Practice from Urban Renewal in the EU”. Headington, Oxford Brookes University: Oxford Institute for Sustainable Development (OISD International Land Markets Group.
Dave, S (2009), “Neighbourhood Density and Social Sustainability in Cities of Developing Countries” Published online in Wiley Inter Science (www. interscience. wiley. Com ) DOI: 10.1002/sd.433
GTZ, (2004), “Chance for Sustainable Development”, Programme Office for Social and Ecological Standards, Email: social-ecological-standards@gtz.de.
Hagan, S. (2001).”Taking Shape: a new contract between architecture and nature”. Oxford: Architectural Press.
Hall, P. Ulrich Pfeiffer.(2000), “Urban Future 21”. E&FN Spon, 2000.
Jarvis, H., A. C. Pratt and P. Cheng-Chong Wu (2001)” The Secret Life of Cities: The Social Reproduction of Everyday Life”. Harlow: Prentice.
Manzi, T. Lucas, K. Jones, L. Tony, A, J. (2010) “Social Sustainability in Urban Areas: Communities, Connectivity and the Urban Fabric”, Earthscan, London
Mazmanian, D. A. and Kraft, M. E (eds.) ( 1999), “ Toward Sustainable Communities”, the MIT Press, Cambridge.
Polese, M. Stren, R. (eds.). (2000). “The Social Sustainability of Cities. Diversity and the Management of Change”. Toronto-Buffalo-London: University of Toronto Press.
Porteous, C. (2002), “The new eco-architecture, London”, New York: Spon Press.
Riley, J., (2001). “Indicator quality for assessment of impact of multidisciplinary systems”. Agr. Ecosyst. Environ. 87, 121–۱۲۸٫
Torjman.Sh (2000), “The Social Dimension of Sustainable Development”, Caledon Institute Social Policy.
گفتار دوم: سیر تحول مجتمع های مسکونی
۲-۲-۱-مقدمه
شناخت تعاریف مربوط به مجتمع های مسکونی و بررسی سیر تحول تاریخی آنها در تجزیه تحلیل مسائل مربوط اهمیت بسزایی دارد. مسکن شهری را می توان به طور کلی به دو الگوی تک خانواری و آپارتمانی تقسیم کرد. آپارتمان ها را می توان به دو گروه اصلی تقسیم نمود که در آن ساختمان های متعارف یا کوتاه مرتبه تا ۸ طبقه، و بیش از آن بلند مرتبه یا برج نامیده می شوند (Chiara et al, 1995: 656). مجتمع های مسکونی را نیز می توان شامل تعدادی بلوک ساختمانی در نظر گرفت که می تواند شامل گونه های مختلف مسکن (تک خانواری، آپارتمان های کوتاه و بلند مرتبه) باشد. در این مجتمع ها، بلوک های آپارتمانی در یک قطعه زمین و بر اساس طرحی از پیش اندیشیده شده قرار می گیرند. بلوک ها می توانند در اشکال مختلفی با یکدیگر ترکیب شوند و فضای باز در ارتباطی معنی دار با ساختمان ها قرار گیرد. از خصوصیات دیگر مجتمع های مسکونی می توان به حریم و محدوده مشخص و تفکیک شده آنها از بافت پیرامون شهری اشاره کرد که در برخی موارد می تواند آنها را به صورت جزیره ای کالبدی-اجتماعی در شهر مشخص گرداند (عینی فر، ۱۳۸۴، ۳۱).
منشأ شکل گیری مجتمعهای مسکونی به فرم امروزی در قالب ساختمانهای مسکونی چند طبقه در محوطههای سبز پارک گونه به نیمه اول قرن بیستم برمیگردد؛ که نتیجه تفکراتی است که در آن زمان، به جرأت در تمام شئونات زندگی انسان، توسط صاحبنظران مدرنیسم مطرح شد و عواملی مثل پیشرفت تکنولوژی، جنگ و نیاز به مسکن، صرف حداقل هزینه ها و … به عینیت یافتن آن سرعت بخشید. اوج آن را میتوان در دهه سی میلادی و انتشار این نظریات در قالب منشور آتن مشاهده کرد.
به طور عمده، مدرنیزه کردن روش های ساختمانی، از یک طرف، منجر به تولید انبوه و مدولار و استانداردسازی قطعات و حتی فضاهای معماری، با نگاهی حداقل گرا و کمی و شکل گیری فضای زیست خصوصی انسان گردید و از طرف دیگر، برنامه ریزی و طراحی مجتمعها و کویهای مسکونی با ایده «استقرار منطقی بناها» و مجتمعهای مسکونی «خوداتکا» در راستای تأمین حداکثر نور آفتاب و هوا، با نگاهی جهان شمول به نیازهای اساسی انسان و آزادی زمین برای منافع عمومی، آنچنانکه لوکوربوزیه بیان می کند را در پی داشت (استروفسکی، ۱۳۷۸ : ۹۴؛ بحرینی، ۱۳۸۵ : ۳۲ و ۴۹ ؛ لنگ ، ۱۳۸۶ : ۱۹۸ ؛ مانیاگو لامپونیانی، ۱۳۸۱ : ۱۴۶). ولی با وجود اینها نمیتوان عواقب ناشی از تخریبهای گسترده دو جنگ جهانی در نیمه اول قرن بیستم و نیاز به تولید مسکن را در ظهور و تسریع ساخت و ساز در فرم غالب این الگوی مسکن شهری بی تأثیر دانست (پاکزاد، ۱۳۸۶ الف: ۲۹۰).
به دنبال اجرا شدن برنامه های نوسازی بافت های شهری در محله های کثیف خانه هایی مدرن ساخته شدند. در حالی که جنبه کالبدی و بهداشتی این واحدهای مسکونی جدید بسیار بهتر شده بودند اما شرایط اجتماعی به هیچ عنوان پیشرفت نکرده بود. تغییرات زیادی که در نوسازی مناطق شهری به وجود آمد، صمیمیت و نزدیکی موجود در جوامع قبلی و روح آن ها را خدشه دار کرد. بسیاری از بناهای مناسب و محله های بسیار جذاب طبقه متوسط شهری، که از اواسط قرن به بعد ساخته شده بودند، نیز نتوانستند از تخریب در امان باشند. (محمودی، ۱۳۸۸: ۱۳)
آرزوهای شکل گرفته از تفکر مدرن و تحت عناوینی چون نوگرایی منجر به تخریب بیرویه شهرها و بخصوص مناطق تاریخی شهرها شد، که بخشی از آن بر اثر بروز آتش جنگ صورت گرفت؛ تمامی این تفکرات، در نیمه دوم قرن بیستم و به قول جنکز در ۱۵ ژوئیه ۱۹۷۲ و با تخریب مجتمع مسکونی پروت ایگو، از جانب نگرشهای نو در برنامه ریزی و طراحی مجموعه های مسکونی مورد انتقادات شدید قرار گرفت (اعتصام، ۱۳۷۷ : ۵۴؛ قبادیان، ۱۳۸۲ : ۱۰۳). در همان زمان که زمزمههایی از مرگ معماری و شهرسازی مدرن به گوش میرسد، شهرهای ایران الگوی خود را از شهرهای بزرگ غربی میگیرد (حبیبی، ۱۳۸۵ : ۴۱). بیشتر این تغییر و تحولات در یک فرایند تقلیدی به پیش میرود. رواج فرهنگ غربی، جنبههای زندگی، به ویژه در شهرهای ایران را با نوعی تجددگرایی همراه میسازد (شیعه، ۱۳۸۴ : ۱۴۰) و لذا این تحولات باعث انقطاع روند تغییرات کالبدی ـ فضایی شهرها در تداوم منطقی با گذشته میگردد (عزیزی و ملک محمدنژاد، ۱۳۸۶ : ۲۹).
۲-۲-۲- پیدایش مجتمع های مسکونی
منشأ مجتمع های مسکونی به فرم امروزی را می توان در دوران پس از انقلاب صنعتی یافت. در نیمه دوم قرن نوزدهم، از دست رفتن سلامت و بهداشت و بحران های مداوم و برخوردهای اجتماعی فراوان، متفکرین اجتماعی را وادار به اندیشیدن برای انتظام بخشی به وضعیت نامطلوب شهرها نمود. به عقیده این افراد، ایجاد تغییر و رسیدن به نظمی جدید در مقابل هرج و مرج موجود بر اساس شرایط جدید اجتماعی- اقتصادی ضروری بود و برای ایجاد این تغییر، تئوری های این افراد بر مبنای نظم دادن به اسکان افراد به عنوان مهمترین اصل مورد توجه قرار گرفت. در این راستا، تفکر ایجاد چندین کانون یا اجتماعات الگو که هدف اصلی آنها تأمین بهداشت، سادگی، سلامت و ایمنی برای ساکنان بود، مورد توجه قرار گرفت (شوای،۱۳۸۴ :۹۳-۹۶).
طراحی ساختمانهای بلند از اواخر قرن ۱۹ در آمریکا و اروپا، در نتیجه پیشرفتهایی آغاز شد که در بخش مهندسی سازه رخ داد و در قرن بیستم به صورت نوعی معماری همهگیر در آمد. و حتی در زمانی از حیات خود، عنوان «سبک بین الملل» را یدک کشید. تفکرات لوکوربوزیه نیز تأثیر فراوانی بر تکامل مجتمع های مسکونی گذارده است. به عقیده او، الگوی مسکن کم طبقه که به معنی زندگی در خانه و زمین شخصی بود، باعث هدر رفتن زمین می شد، در حالی که زندگی در ساختمان های بلند مرتبه ای که در میان فضای سبز پراکنده شده اند، راه حلی کاراتر و بهتر در برنامه ریزی کاربری زمین می باشد (Schoenauer, 2000: 473 ).
با آغاز جنگ جهانی اول (۱۹۱۸ ـ ۱۹۱۴) تقریباً همه فعالیتهای تولیدی در کشورهایی که به نوعی درگیر این جنگ بودند، از کار باز ایستاد. توقف کارهای ساختمانی در طول جنگ از یک سو و ویرانیهای ناشی از جنگ از سوی دیگر باعث به وجود آمدن بحران مسکن در اروپا شد. برای حل این مشکل اقدامات مشابهی در کشورهای اروپایی صورت گرفت که این اقدامات تنها به واسطه نظامهای سیاسی حاکم بر این کشورها با هم تفاوت داشت. در این زمان، سفارشهای خصوصی کاهش یافت و سفارش دولت و سازمان های عمومی برای معماران جهت ساخت و طراحی مسکن مناسب افزایش یافت. به عبارت دیگر نقطه ثقل کار معماران از طراحی تک ساختمانها به طراحی مجتمعهای مسکونی و پروژه های عمرانی بزرگ سوق پیدا کرد (پاکزاد، ۱۳۸۶ الف: ۲۹۰).
در دومین دهه قرن بیستم برای نخستین بار دفیرز آلمانی موضوع ساختمانهای ردیفی را مطرح کرد که بعدها در خانهسازی خردگرایانه اهمیت به سزایی یافت، زیرا به خوبی ورود هوای تازه و نور خورشید را به تمام آپارتمانها ممکن میساخت. منطقی کردن محوطههای ساختمانی، در عین حال، فضای مناسب برای حرکت جرثقیل و کاربرد روش تولید صنعتی در ساختمان سازی را عملی میساخت (مانیاگولامپونیانی، ۱۳۸۱: ۵۵). شیوه طراحی ساختمانها در ردیفهای موازی، در سال ۱۹۲۸، به شکل منسجمتری توسط گروپیوس در کوی مسکونی ارزان قیمت دامرشتوک در کارلسروهه ارائه شد. در این شیوه، از دو روش چیدمان به صورت خانه های تک خانواری ردیفی و یا بلوکهای آپارتمانی سنتی اروپایی استفاده شده که به دور یک حیاط مرکزی کوچکتر ساخته میشدند. البته این طرح شکل سنتی جانمایی ساختمانها در کنار خیابان را رها کرد و بناها با زاویهای عمود، نسبت به خیابانها قرار داشتند. این شیوه گذشته از رفع مزاحمتهای برآمده از آمد و شد وسایط نقلیه برای آپارتمانها، خیابانها را نیز از حالت دالان بیرون آورد و کیفیت فضایی تازهای به خیابان بخشید (همان : ۳۰۰ ؛ استروفسکی، ۱۳۷۸ : ۹۴۹). در کنار این، برخی معماران مثل سیته به خاطر طراحی به روش سنتی و تظاهر منظر خیابان با حفظ بدنههای اطراف، محبوبیت خود را از دست دادند (شوئنوئر، ۱۳۸۸: ۱۵۱).
در همان زمان لوکوربوزیه براساس نوع نگرشی که به انسان و طبیعت و معماری داشت به ایده پردازی و طراحی مجتمعهای مسکونی عمودی در فضاهای باز سبز روی آورد. در مجموعه های خود اتکا، امکانات خرید در طبقه میانی و مهدکودک و مابقی امکانات عمومی روی بام ساختمان قرار داشت؛ به مانند آنچه در مجموعهی مسکونی مارسی دیده میشود (عینیفر، ۱۳۸۶: ۴۱).
حرکت دیگری که در آغاز قرن بیستم گسترش پیدا کرد، خانه سازی برای گروه های کم درآمد اجتماعی به صورت کوی های مسکونی است. در این الگو بر خلاف شکل گیری سنتی ساختمان ها در کنار خیابان، بلوک های ساختمانی به صورت عمود بر راستای خیابان ها قرار می گرفتند. این گرایش یعنی “استقرار منطقی بناها” بر پایه نظریات شهرسازی، علاوه بر تأمین محیط آرام، سعی در تأمین نور و تهویه مناسب ساختمان ها از طریق احداث آنها در ردیف های موازی و تأمین فضای باز و وسیع در بین بلوک های ساختمانی داشت. در کنار این نظریات، در آمریکا از نخستین سال های قرن بیستم کلارنس پری مشغول فعالیت روی مسائل واحدهایی متشکل از خانه ها و تسهیلات خدماتی آنها بود. وی نظریات خود را در سال ۱۹۲۳ تحت عنوان “واحدهای همسایگی” منتشر نمود که کلارنس اشتاین و هنری رایت آنرا در رادبرن نیوجرسی آمریکا اجرا نمودند (اوستروفسکی، ۱۳۷۸: ۹۳-۱۱۴).
در اواخر جنگ دوم جهانی ، شهرهای آمریکای شمالی در حال پیشرفت و توسعه بودند. زمانی که صنایع به علت جنگ در خدمت آنان قرار گرفت، میلیون ها کارگر از روستاها به شهرها مهاجرت کردند. جمعیت شهرهای بزرگ خیلی زود افزایش یافت. این افزایش جمعیت به همراه هزاران مهاجری که از کشورهای جنگ زده به آمریکا آمده بودند، پیشرفت اقتصادی و فعال شدن شهرها را در دهه ۱۹۵۰ م تضمین می کردند. حومه نشینی قبل از جنگ نیز وجود داشت؛ ولی چون جمعیت حومه ها نسبتا ناچیز بود تعادل اقتصادی جامعه و نیز تعادل موسسات فرهنگی شهرها را تهدید نمی کرد. اتفاق مهم بعد از جنگ، وسعت مناطق مسکونی و پخش شدن آن در سطح کل شهر بود؛(شوئنوئر، ۱۳۸۸: ۱۱) بعد از جنگ جهانی دوم، نیاز های فوری سال های بعد از جنگ و توسعه تکنولوژی در اروپا منجر به آن شد که فرصت تعمق و بررسی دقیق در الگوی مسکن مناسب شهری وجود نداشته باشد. در این میان، اختصاص زمین به فضای باز و سبز و تأمین خدمات کافی برای ساکنان مجموعه های آپارتمانی کاهش یافت و احداث مساکن بلند مرتبه با حداکثر تراکم شدت گرفت. در دهه ۱۹۷۰، با افول مکتب مدرنیسم، سبک جدیدی در شهرسازی و معماری ایجاد گردید که نقطه اوج این تفکرات نو در بیانیه کنگره جهانی معماران در سال ۱۹۷۶ در ونکوور کانادا منعکس شد که بر خلاف منشور آتن با اختصاص دادن محور کار خود به طراحی مسکن و فضای باز به موارد ذیل اتکا نمود:
بایستی با ارتفاع کم تراکم بالا به وجود آورد؛
بایستی در طراحی مسکن به تأمین فضای باز و سبز مناسب و مطلوب اهمیت بیشتری داد (دلال پور محمدی، ۱۳۷۵: ۵۷۷).
۲-۲-۲-۱-مجتمع های مسکونی مدرن
جنبش مدرن براساس مکتب اصالت کارکرد، اعتقاد به تحلیل علمی را مبدأ حرکت خود اختیار کرد و تعیین معیارهایی را هدف گرفت که بایست پیدایش جامعهای نجیب و مرتب را تضمین میکرد (نوربرگ شولتز، ۱۳۸۶: ۴۴۱) و کارکرد را معیاری برای زیبایی آن ساخت. در این دیدگاه شهر جهت پاسخ به کارکرد به چهار عملکرد اصلی حوزهبندی شد؛ سکونت، کار، تفریح، تردد. در این تقسیم بندی حوزهای از عملکرد اجتماعی دیده نمیشود و سکونت در مفهوم عرصه خصوصی آن و تفریح در حد لذت بصری از مناظر طبیعی تقلیل یافته است. حتی توجه ماشینی به سکونت در عرصه خصوصی نیز در جملهای از لوکوربوزیه که «خانه ماشینی است برای زندگی» کاملاً مشهود است.
گروپیوس نیز معتقد است: «یک ساختمان مدرن باید به دور از هرگونه تحریفهای زائد و بیمورد و هرگونه تزئینات و جزیی گرایی باشد و جهان مکانیکی و جابهجایی سریع معاصر را منعکس کند» (قبادیان، ۱۳۸۲: ۵۲). با این نگاه، رویکرد ماشینی و کارکردمدارانه به تمایز و تفصیل آشکار کارکردها و صور انجامید. بنابراین معماری و شهرسازی شکل گرفته بر پایه این تفکر، به آسانی، به مجاورت ماشینی و بیروحی بخشهای جدا از هم بدل شد و رو به انحطاط گذاشت.
در هر حال فضا و زندگی به شکل مشخصی به یکدیگر مربوطند. پرداختن به فضا بدون توجه به بستر اجتماعی آن و با پرداختن به جامعه بدون توجه به ظرف فضایی آن بسیار مشکل خواهد بود؛ این رابطهای است دوسویه. در دوران مدرن، الگوهای رشد و توسعه شهری به جای آن که برپایه روابط سه بعدی شکل بگیرد، روی برنامههای کاربری زمین به صورت دوبعدی تأکید داشت که این رابطه سه بعدی رابطهای است میان ساختمانها، فضا و رفتارهای انسانی (Trancik ، ۱۹۸۶: ۱). بایستی توجه داشت که در جنبش مدرن توجه به عملکرد و سازماندهی فضای بیرونی کم کم جای خود را به سازماندهی فضای درونی دارد و نتیجتاً ساختمان به عنوان یک عنصر واحد و جدا از زمینه خود مورد توجه قرار گرفت (Trancik، ۱۹۸۶).
طراحان در دوره مدرن با طراحی نامناسب فضاهای ارتباطی بین عرصه خصوصی و عرصه عمومی و عدم تعریف درست از محدو ده های نیمه عمومی و نیمه خصوصی، آنچنان که نیومن در کتاب «فضاهای قابل دفاع» اشاره میکند، باعث از بین رفتن کنترل و نظارت بر رفتارهای عرصه همگانی شدند به طوری که جرم و جنایت در محیطهای مسکونی مدرن مثل مجتمع مسکونی پروت ایگو به جایی میرسد که برای برنامه ریزان و طراحان راهی جز تخریب نمیگذارد. نداشتن حیات و روحیه زندگی در فضای میان مجتمعهای مسکونی (گدس)، زندگی در انزوا و در یک حالت اجباری (درئو)، فضاهای بدون مقیاس انسانی (لینچ و مامفورد)، فضاهای گمشده، خالی و بدون انسان (ترانسیک)، فضاهای بی نام و نشان (نیومن) و … همه و همه عباراتی است که شهرسازان و منتقدان در مورد بعد زندگی اجتماعی فضاهای شهری مدرن و به خصوص مجتمعهای مسکونی مدرن به کار بردهاند.
فضاهای شهری وسیع و پارک گونه در شهرسازی مدرن به تحقیر انسان در شهر باعث شد و در اکثر اوقات نیز به ایده خود جهت ایجاد پارک وفادار نبوده و به جای فضای سبز، سطوح وسیع پارکینگ و به خصوص در مجتمعهای مسکونی را باعث شد. ایده ناب گرایی به ایجاد ساختمانهایی با نماهای ساده و بی پیرایه انجامید و به قول راپاپورت (Rapaport ، ۱۹۷۷) آنها را به ساختمانهایی بدون نشانه هایی از زندگی مبدل ساخت. خانه هایی شبیه به هم که به گفته دوکسیادیس نتیجه چیزی جز نشناختن خانه خود از خانه همسایه نیست (پاکزاد، ۱۳۸۶ : الف). حریم و قلمروی کالبدی نامشخص بین حریم خصوصی و عمومی و فضاهایی که هیچ کس به آن تعلق ندارد. چرمایف و الکساندر در کتاب «عرصه های زندگی جمعی و زندگی خصوصی» در مورد فضای باز مجتمعهای مسکونی اظهار میدارند که فضای سبز این مجتمعها نه به آن اندازه گستردهاند که میتوان آنها را پارک شمرد و نه به اندازهای کوچک هستند که واجد صمیمیت و دنجی یک باغ خصوصی باشند. همه چیز به همه کس تعلق دارد و نتیجه آن میشود که نه چیزی از آن کسی است و نه کسی میتواند از چیزی بهره و لذت ببرد. زمینها به بهانه فضای سبز به هدر میرود و بدتر آنکه به هدف معینی هم اختصاص نمییابد (چرمایف و الکساندر، ۱۳۷۶: ۸۰ و ۸۱).
۲-۲-۲-۲-مجتمع های مسکونی پست مدرن
بعد از تحولاتی که در زمینه های فکری انسان و تغییر در نحوه نگرش به طراحی محیط زندگی او رخ داد، کتابها و مقالات زیادی در باب نقد معماری و شهرسازی مدرن منتشر شد و تقریباً هیچ کس و حتی بازماندگان صاحب تفکرات و اندیشه های مدرن، نخواستند از قافله طویل و دراز نقادان عقب بمانند. در همین زمان است که توجه به کمیت گرایی جای خود را به کیفیت گرایی در شهرسازی و معماری میدهد. اندیشه های تأثیرگذار بر معماری وشهرسازی مدرن در قالب اصطلاحاتی همچون «خردگرایی»، «کارکردگرایی»، «سودمندی» و «ناب گرایی» و … مطرح شدند که به دنبال ساخت معیارهایی نو بر سنجش مطلوبیت یک چیز و براساس مقبولیت آن در تطابق با منطق و خرد آدمی و میزان سودمندی حاصل از کارکرد آن بودند.

مفهوم مولفه ها معیارها شاخص ها
پایداری در مجتمع های مسکونی اجتماعی- فرهنگی هویت اظهار نظر ساکنان
رویدادهای خاص
سرزندگی وجود فضاهای عمومی برای تعامل اجتماعی ساکنان
تعلق خاطر ساکنین به مجتمع مسکونی خویش اظهار نظر ساکنان
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

نیازهای اولیه
رضایت از محله‎ (Dave, 2009: 12-29)
تعریف ارائه شده نشان‌دهنده وزن بیشتر برخی جنبه‌های پایداری اجتماعی، بر اساس نوع نیازهای اولیه، متوسط و غایی است. «وجود سرپناه یکی از نیازهای اولیه‌ای است که توسط مازلو[۱۳] نیز معرفی شده است. همچنین اندازه سکونتگاه و بهداشت آن و وجود خدمات و زیرساخت‌های اولیه از ملزومات اولیه پایداری اجتماعی هستند. در مرحله بعدی امنیت محله و نوع تعاملات اجتماعی آن مورد توجه قرار می‌گیرد. توجه به نیازهای روانی و عاطفی ساکنین و مواردی مانند حس تعلق و غرور، رضایت از محله، مشارکت فعال و حس مسئولیت در مراتب بالا برای دستیابی به پایداری اجتماعی باید مد نظر قرارگیرند.» (Dave,2009: 49) این مهم در برنامه‎ریزی و طراحی خانه‎ها، مجتمع‎های زیستی و محدوده‎های مسکونی، از اهمیت به سزایی برخوردار است.
۲-۱-۵- جمع بندی
کمیسیون جهانی توسعه محیط در سال ۱۹۸۷ توسعه پایدار را چنین تعریف کرد: “توسعه ای که نیازهای امروز را بدون لطمه زدن به توانایی های نسل های آینده برای براوردن نیازهایشان براورده سازد”.
چنین تعریفی دو مفهوم کلیدی را در بر می گیرد: عدالت در درون نسل ها و عدالت در بین نسل ها. منطق اصلی توسعه پایدار، بهبود سطح استاندارد زندگی مردم و به خصوص بهزیستی کسانی است که از کمترین مزیت ها در جامعه برخوردارند.
در نهایت برای پایداری معماری, سه راهبرد اساسی را باید قابل توجه دانست:
– پایداری زیست محیطی
– پایداری اقتصادی
– پایداری اجتماعی
می توان ادعا کرد که پایداری محیطی بدون پایداری اجتماعی– اقتصادی ممکن نیست. آینده محیط زیست جهان به کیفیت های اقتصادی – اجتماعی زندگی ما در زیست کره گره خورده است. مشارکت همه شهروندان برای پایداری محیطی آینده زیست کره مورد نیاز است و “شهروندان” ابتدا باید در حوزه های اجتماعی یعنی در مشارکت شهروندی، تصمیم گیری، مسئولیت پذیری، احترام به حقوق دیگران و قانون پذیری و خلاصه در رفتار مدنی پایداری نسبی را تجربه نمایند تا بتوانند نگرانی های زیست محیطی را نیز برطرف نمایند.
طبق مطالعات کارشناسان، یک الگوی پایدار شهری دارای خصوصیات زیر است:
– تثبیت سیاست های عمومی مسکن
– توسعه اقتصادی
– گذران اوقات فراغت
– جابجایی اشخاص و کالاها
– محل توقف اشخاص و وسایط نقلیه
– نظم بخشی به عبور و مرور اتومبیل ها
– سازماندهی فضا و تجدید ساختار فضاهای شهری
– تعادل میان فضاهای شهری کنونی و فضاهای طبیعی و کشاورزی و آینده و فضاهای طبیعی، کشاورزی و جنگلی

همه اینها تحت سیاست ها و اهدافی از قبیل توسعه عادلانه، بهبود کیفیت زندگی، اقتصاد پویا، بهبود حمل و نقل و ارتباطات و نیز حفظ منابع طبیعی تعریف و امکان وجود یافته اند.
تطابق این اصول با سیاست های پیشین شهرسازی کشور ما، توسعه یافتگی علم شهرسازی را در ایران قدیم بازگو می کند؛ با این تفاوت که گذشتگان ما، با نگرشی ایدئولوژیک به همه ابعاد وجودی زندگی انسانی توجه داشته اند این اصول مبرا و جدا ناشدنی از شهر مشهد به عنوان یکی از کلان شهرهای این مرز و بوم نیست. شاید لازم باشد تا دوباره نگاهی به برخی از عناصر این نگرش بیندازیم:
– دوری از فساد در سطوح مدیریت و اقتصاد
– توجه به خانواده به عنوان کوچکترین واحد تشکیل دهنده شهر
– عدالت محوری و برابری اجتماعی
– نگاه ویژه به طبقه محروم
– توسعه راه ها به عنوان رکن حیاتی شهر
– ایجاد فضاهای شهری با کاربری های بالا
۲-۱-۷- منابع
احمدی، فرهاد (۱۳۸۲). “معماری پایدار”، مجله آبادی، شماره ۴۰٫ صفحه ۷-۸ .
رئیسی، ایمان، عباس زادگان مصطفی و حبیبی ابوالفضل (۱۳۸۶). “پایداری اجتماعی در مسکن”. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۶-۱۱٫
زرآبادی، سعیده و توکلی، نیکی (۱۳۸۸). “شاخص شناسی توسعه پایدار شهری”، فصلنامه پژوهش مدیریت شهری،شماره دوم، ۱۲۳-۱۱۰٫
سفلائی، فرزانه (۱۳۸۳). “کنکاشی پیرامون مفاهیم و تجارب معماری پایدار”، مجله آبادی. شماره ۶۴٫ صفحه ۶۱-۶۸٫
شولتز، نورنبرگ (۱۳۸۱). “مفهوم سکونت به سوی یک معماری تمثیلی”. مترجم محمود امیریار احمدی. نشر آگاه.
ضرغامی، اسماعیل . عظمتی، حمیدرضا . صالح صدقپور، بهرام. قلی زاده، کاظم (۱۳۸۹). “تعیین عوامل پایداری اجتماعی- فرهنگی در طراحی مجتمعهای مسکونی اقلیم سرد و خشک ایران ( مطالعه موردی اردبیل)“، فصلنامه شهرسازی و معماری آبادی، سال بیستم، شماره ۶۹، زمستان ۱۳۸۹، صفحه ۹۸- ۱۰۵٫
عزیزی، محمدمهدی (۱۳۸۰). “توسعه شهری پایدار؛ برداشت و تحلیلی از دیدگاه جهانی”. مجله صفه. شماره ۳۳٫ صفحه ۱۵-۲۷٫
علی نژاد، عسل (۱۳۸۲). “واحد همسایگی پایدار”، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی، تهران
فلامکی، محمد منصور ( ۱۳۸۱)، ریشه ها و گرایش های نظری معماری، نشر فضا، تهران.
قبادیان، وحید. یکانی فرد، احمدرضا (۱۳۸۸). “شهر مصدر ، شهر صفر کربن، صفر ضایعات”، مجله شمس. شماره ۶۴ ـ صفحه ۴۰-۴۸٫
محمودی، محمد مهدی(۱۳۸۸). “توسعه ی مسکن همساز با توسعه ی پایدار”، انتشارات دانشگاه تهران.
مکنون، رضا (۱۳۷۴). “توسعه پایدار”، متخصصان محیط زیست ایران، شماره ۱، تابستان ۱۳۷۴٫

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.