Kearney, A. (2006). “Residential Development Pattern and Neighborhood Satisfaction: Impact of Density and Nearby Nature”, Environment and Behavior, 38: 112-39
Tosics, I. (2004). “European urban development: Sustainability and the role of housing”. Journal of Housing and the Built Environment, 19, 67–۹۰٫
Winston, N. Pareja Eastaway, M. (2008). “Sustainable Housing in the Urban Context: International Sustainable Development Indicator Sets and Housing”. Soc Indic Res (2008) 87:211–۲۲۱٫
گفتار دوم: جایگاه سرمایه اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد
۳-۲-۱-مقدمه
سرمایه اجتماعی نتیجه پایداری اجتماعی است و از لحاظ کارکردی باعث اعتماد بین ساکنین می شود تا افراد در گروه ها حضور پیدا کنند و سبب مشارکت و … می شود. مشارکت خود به معنای فراهم آوردن شرایطی است که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی کاربران, سبب گسترش روابط اجتماعی, بالا بردن کیفیت زندگی ساکنان, ترفیع همبستگی اجتماعی, خلق حس زندگی در اجتماع می گردد. در این وضعیت, مجموعه شرایط زندگی به نحوی است که با گذشت زمان تعاملات اجتماعی بیشتر می شود و اکثریت ساکنان نسبت به محل زندگی خویش تعلق خاطر و دلبستگی می یابند. بنابراین نا خوداگاه حافظ سلامت و پایداری آن بوده، در نگهداری وبهبود وضعیت موجود مشارکت وهماهنگی خواهند داشت. در این صورت عمر مفید مجتمع های مسکونی پایدار نسبت به سایر مجتمع ها بیشتر می شود. همچنین ارزش ریالی واحدهای مسکونی این نوع مجتمع ها نیز در شرایط برابر بیشتر از سایر مجتمع ها است. پایداری اجتماعی, بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند.
در این گفتار به بررسی لزوم طرح تحقیق چنین مسئله ای- لزوم پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد- در پایان نامه مزبور می پردازیم، که بدین منظور سرمایه اجتماعی در چند نمونه از مجتمع های مسکونی شهر مشهد- به عنوان نمونه های موردی- مورد سنجش قرار گرفته است. و در نتیجه مشاهده می شود که محلی ساختن امکانات و تسهیلات به تماس چهره به چهره ی بیشتر بین مردم ،سبب مشارکت بیشتر در امور اجتماعی می شود و در نتیجه ناهنجاری اجتماعی کاهش یافته و روابط اجتماعی بهبود می یابد، که زیر بنایی برای گسترش پایداری اجتماعی و در نهایت همه ابعاد پایداری می باشند.
۳-۲-۲- سرمایه اجتماعی
۳-۲-۲-۱- مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی عبارت است از ارتباطات و شبکه های اجتماعی ای که می توانند حس همکاری و اطمینان رادر میان افراد یک جامعه پدید آورند. بوردیو اولین کسی است که به زعم پورتز (١٩٩٨:٣) تحلیل منظمی از سرمایه اجتماعی به دست داده است و این مفهوم راچنین تعریف کرده است: «سرمایه اجتماعی حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی است که مربوط به مالکیت یک شبکه با دوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می شود» (بوردیو،١٩٨۵ : ٢۴٨).
همانطورکه سرمایه فیزیکی، با ایجاد تغییرات در مواد جهت شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کند به وجود می آید و از جنبه ای ملموس وقابل مشاهده برخوردار است. سرمایه انسانی، با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت ها و توانایی هایی به آنها پدید می آید و افراد را توانا می سازد تا به شیوه های جدید رفتار کنند و بنابراین کمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشی که فرد کسب کرده تجسم می یابد. اما سرمایه اجتماعی، حتی کمتر از این ملموس بوده و در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش راتسهیل نماید (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۵).
کلمن سازمان اجتماعی را پدید آورنده سرمایه اجتماعی در نظر می گیرد، وی معتقد است که سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف می شود، به زعم وی سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند :همه آنها جنبه ای از ساخت اجتماعی هستند و کنش های معین افراد را در درون ساختار تسهیل می کنند. سرمایه های اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معین را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر می سازد (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۴). کلمن برخی از روابط اجتماعی را که می تواند منابع سرمایه ای سودمند ایجاد کند شامل :تعهدات و انتظارات، ظرفیت بالقوه اطلاعات، هنجارها و ایدئولوژی می داند.
تعریف رایج سرمایه اجتماعی درجریان اصلی جامعه شناسی آمریکایی بویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه تعاملات وشبکه هایی که درمیان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی به عنوان پیامد تعهدات وهنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع به کار می گیرند که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود این نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی ها مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و در نهایت توسعه است (وال، ۱۹۹۸: (۳۰۴٫
علاوه بر تعاریف فوق، ازسرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی نیز ارائه گردیده است. پاتنام (۱۹۹۵a : 66) سرمایه اجتماعی را به عنوان “ویژگی های سازمان های اجتماعی مانند: شبکه ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی، که هماهنگی و همکاری متقابل را تسهیل می کند” تعریف می نماید. سرمایه اجتماعی می تواند شکل های گوناگونی داشته باشد، البته پاتنام به شدت آن دسته از مدل هایی را که در خدمت اهداف اجتماعی هستند را مورد بررسی قرار داده است مانند فعالیت های اجتماعی. فعالیت های اجتماعی به “ارتباط مردم با زندگی اجتماعی آنها ” اشاره دارد (پاتنام، ۱۹۹۵b: 665) و شامل عضویت در اتحادیه های محله، گروه های سرودخوانان، یا باشگاه های ورزشی می باشد. به زعم وی شبکه ها، هنجارها و اعتماد، بخش های ضروری تئوری سرمایه اجتماعی هستند (پاتنام، ۱۹۹۵b) که همکاری را آسان تر و احساس اعتماد را بیشتر می کنند و سپس احتمال همکاری در میان این افراد بیشتر می شود. به گفته پاتنام، این اعتماد اجتماعی ناشی از دو منبع وابسته به: هنجارهای روابط متقابل و شبکه های اجتماعی است. اگرچه چندین هنجار وجود دارد که سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهد ولی هنجار عمل متقابل مهمترین آنها است.
پاتنام در بررسی عناصر سرمایه اجتماعی، مشارکتهای اجتماعی را از اشکال ضروری به شمار می آورد و معتقد است که هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است و باعث می گردد که هزینه های بالقوه عهد شکنی در هر معامله ای افزایش یابد. هنجارهای قوی عمل متقابل راتقویت کند، ارتباط را تسهیل و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود بخشد و شبکه های اجتماعی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری است (پاتنام،٢٠٠٠) و بعلاوه برشبکه های اجتماعی از هنجارهای عمل متقابل و اعتماد نیز به عنوان عناصر ذهنی و شناختی سرمایه اجتماعی نامبرد.
افه و فوش علاوه بر عناصری که در تعریف بوردیو، کلمن و پاتنام از سرمایه اجتماعی وجود دارد، در بعد گرایش به آگاهی و توجه، اشاره نموده و آن را شامل مجموعه افکار، عقاید و حساسیت نسبت به زندگی اجتماعی و سیاسی و توجه به هر چیزی که در وسیعترین معنا به امور عمومی اطلاق می شود که مربوط به شکل بالقوه فردی تمایل ضعیف نسبی در دنبال کردن موضوعات مشترک در رسانه های الکترونیکی وچاپی بوده و پیش شرط شناختی ضروری و شکل فعالتر مسئولیت مدنی است که باعث علاقه مندی و دل نگرانی می شود و نقطه مقابل آگاهی و توجه وضعیت شناختی چشم پوشی، بی تفاوتی و شکل گیری نگرش فرصت طلبانه است (ُافه و فوش،٢٠٠٢: ١٩١-١٩٠).
پس درتعریف، سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی جهت « کنش جمعی » تلقی می گردد و این منبع علاوه برآگاهی وتوجه یا دانش نسبت به امور عمومی اجتماعی یا سیاسی است. یعنی آگاهی که موجب علاقه مندی و دل نگرانی است، شامل هنجارهای اعتماد (اعتماد عمومی یا تعمیم یافته و اعتماد نهادی/مدنی)، هنجارها و یا رفتارهای عمل متقابل که در درون شبکه های اجتماعی عمل می کنند و عناصر ساختاری شبکه ها و مشارکت های رسمی و غیر رسمی می باشد. نتایج سرمایه اجتماعی در داخل شبکه شامل مجموعه ای از کنش های جمعی در اشکال و اندازه های مختلف است.
۳-۲-۲-۲- سابقه تاریخی سرمایه اجتماعی
در این رابطه توافق چندانی وجود ندارد بطور کلی تعریفی نیز که ارائه می شود، چندان همگون نیستند. اما اگر بخواهیم کاربردها، مقاصد و تعاریفی که در علوم اجتماعی از این مفهوم می شود دسته بندی کنیم و پیشینه این مفهوم را در آرای اندیشمندان متأخر و کلاسیک جستجو کنیم، شاید در چند حیطه بتوان در ردیابی آن پرداخت.
برخی معتقدند اصطلاح سرمایه اجتماعی برای اولین بار در سال ۱۹۱۶، در مقاله ای توسط هانی فان در دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد،که در مورد حمایتهای محلی از مدارس روستایی است و اشاره به همبستگی اجتماعی و سرمایه گذاری فردی در جامعه داشته است و بعدها در کتاب “مرگ و زندگی در شهرهای امریکایی “جین جاکوبس (۱۹۶۱) مورد اشاره قرار گرفته است، اگرچه وی به طور مستقیم چنین عبارتی را تعریف نکرده، اما به بیان ویژگی‌ها و خصلت هایی پرداخته که به وسیله آنها، حاشیه‌نشین‌‌های شهر می‌توانند به خوبی با همدیگر ارتباط برقرار کنند و گروه هایی را تشکیل دهند که خودشان مسائل و مشکلاتشان را حل کنند و وی توضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند.
دانشمند علوم سیاسی، رابرت سلیسبری در مقاله ای در سال ۱۹۶۹ با عنوان “نظریه داد و ستد در گروه های ذینفع” در نشریه “Midwest Journal of Political Science“ معنی این عبارت را چنین بسط داده است که سرمایه اجتماعی جزئی حیاتی در تشکیل گروه های سودآور است. جامعه شناس پیر بوردیو از این عبارت در سال ۱۹۷۲ در کتاب “طرح نظریه عمل”(بوردیو، ۱۹۷۲) استفاده کرد و چند سال بعد آن را از سرمایه فرهنگی، اقتصادی و نمادین متمایز ساخت. جامعه شناسان جیمز کلمن، بری ولمن و اسکات ورتلی در بسط و عمومی سازی این مفهوم تعریف گلن لوری (۱۹۷۷) را پذیرفته اند (کلمن،۱۹۸۸) و رابرت پاتنام اندیشمند علوم سیاسی این واژه را درباره برهم کنش آن با جامعه مدنی در ایتالیا و امریکا مطرح کرد.
بنابراین سرمایه ی اجتماعی از جمله مفاهیم چند وجهی در علوم اجتماعی است که در اوایل قرن بیستم به صورت علمی و آکادمیک مطرح و از سال ۱۹۸۰ توسط جاکوبس، بوردیو، پاسرون و لوری وارد متون علوم سیاسی و جامعه شناسی شده است (ازکیا و غفاری؛ ۱۳۸۳: ۲۷۸)(وال، ۱۹۹۸، صفحه ۲۵۹). و می توان گفت کاربرد مفهوم سرمایه ی اجتماعی بصورت آنچه که امروزه مدنظر است به تدریج در دهه ۱۹۹۰ رایج شده است اما مفهوم زیربنایی سرمایه اجتماعی قدمتی بس درازتر دارد و به معنای این نیست که در آثار جامعه شناسان کلاسیک اثری از این مفهوم نمی باشد. در علوم سیاسی آمریکا، تحت مبحث جمع گرایی، متفکران قبل از قرن نوزدهم در تحلیل رابطه بین زندگی مشارکتی و دموکراسی، مکررا عبارات مشابهی را جهت تجمیع مفاهیم همبستگی و انسجام اجتماعی استفاده می کرده اند که الهام گرفته از تلاش های نویسندگانی همچون جیمز مدیسون (The Federalist Papers) و الکسیس دو توکویل (دموکراسی در آمریکا) بوده است. جان دیوی احتمالا اولین کسی است که مستقیما از عبارت “سرمایه اجتماعی” در “مدرسه و جامعه” (۱۸۹۹) استفاده کرده، اما تعریفی برای آن ارائه نداده است. همچنین در آثار اندیشمندان و جامعه شناسانی چون مارکس ، زیمل، وبر و دورکیم می‌توان به جستجوی این مفهوم پرداخت که به مفاهیمی همچون اضطرار؛ نفع جمعی، ارزش ها و اعتماد اجتماعی توجه نموده اند که هر یک ابعادی از مفهوم سرمایه ی اجتماعی را در بر می‌گیرد (توسلی؛ ۱۳۸۴:۳).
۳-۲-۲-۳- عناصر و مولفه های سرمایه ی اجتماعی:
با این وجود به نظر ما مولفه های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی که در یک رابطه متعامل قرار گرفته و هر کدام تقویت کننده دیگری‌اند از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند. این سه مولفه از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی نیز هستند.
۳-۲-۲-۳-۱- اعتماد اجتماعی [۳۸]
اعتماد به عنوان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی، از شرایط و الزامات کلیدی موجودیت هر جامعه محسوب شده و برای حل مسائل اجتماعی ضروری به نظر می رسد؛ بطوریکه باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی می گردد. اعتماد، احساس روابط اجتماعی است و رابطه مستقیم با میزان روابط اجتماعی دارد، بدین صورت که هرچه میزان اعتماد اجتماعی میان افراد و گروه ها و سازمان های اجتماعی جامعه بیشتر باشد به همان میزان روابط اجتماعی از «شدت»، «تنوع»، «ثبات» و «پایداری» بیشتری برخوردار است. اعتماد در متن کنش های انسان نمود پیدا می کند به ویژه در آن دسته از کنش هایی که جهت گیری معطوف به آینده دارند و آن نوعی رابطه کیفی است که به تعبیر کلمن، قدرت عمل کردن را تسهیل می کند. به طور کلی اعتماد به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار می رود، این بر مبنای این احتمال است که گروه های بخصوصی از دیگران کارهای بخصوصی را انجام دهند یا از انجام کارهای بخصوصی پرهیز می کنند که در هر صورت بر رفاه دیگران یا بر رفاه یک جمع اثر می گذارد. اعتماد به معنای این باور است که دیگران با اقدام یا برخورداری از اقدام خود به رفاه من یا ما کمک می کنند و از آسیب زدن به من یا ما خودداری می کنند (تاجبخش، ۱۳۸۴: ۲۱۰).
اعتماد، لازمه شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است، اعتماد اجتماعی ایجاد کننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوت‌ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی می‌شود آنتونی گیدنز، اعتماد و تأثیر آن بر فرایند توسعه را زیربنا و زمینه ساز اصلی در جوامع مدرن می‌داند، هر جا که سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد مشارکت و همیاری مردم در عرصه‌های اجتماعی بیشتر و آسیب‌های اجتماعی کمتر است (اکبری، ۱۳۸۳؛۱۱).
هرچه یک گروه اجتماعی دارای شعاع اعتماد[۳۹] بالاتری باشد، سرمایه اجتماعی بیشتری نیزخواهد داشت . چنانچه یک گروه اجتماعی برون گرایی مثبتی نسبت به اعضای گروه های دیگر نیز داشته باشد، شعاع اعتماد این گروه از حد داخلی آن نیز فراتر می رود.
۳-۲-۲-۳-۲-انسجام و همبستگی اجتماعی [۴۰]
” توافق جمعی میان اعضاء یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی و تراکمی ازوجود تعامل درمیان افرادآن جامعه است.”(غفاری، ۱۳۸۰: ۱۱۰ ) دورکیم دو مفهوم انسجام مکانیکی وارگانیکی راازهم متمایزمی کند. دراین تفکیک جوامع سنتی مبتنی برانسجام مکانیکی و شبکه های اجتماعی نزدیک به هم و بر پایه روابط ابرازی است وجوامع مدرن مبتنی برانسجام ارگانیکی با روابط ابزاری آمده است. ” جاناتان ترنربه نقل ازدورکیم می گوید انسجام وقتی رخ می دهد که عواطف افراد بوسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جاییکه افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جاییکه کنشها تنظیم شده و بوسیله هنجارها هماهنگ شده اند وجاییکه نابرابریها قانونی تصور می شوند.”(اکبری، ۱۳۸۳: ۱۷).
انسجام اجتماعی به معنای آن است که گروه وحدت خود را حفظ کرده و با عناصر وحدت بخش خود تطابق و همنوایی داشته باشد. همبستگی و انسجام، احساس مسئولیت بین چند نفر یا گروه است که از آگاهی و اراده برخوردار باشند و حائز یک معنای اخلاقی است که متضمن وجود اندیشه، یک وظیفه، یا الزام متقابل است و نیز یک معنای مثبت از آن بر می آید که وابستگی متقابل کارکردها، اجزاء و یا موجودات در یک کل ساخت یافته را می رساند.
برخی کارهای داوطلبانه در جهت گسترش انسجام اجتماعی :
جمع آوری اعانات و کمک های نقدی و غیر نقدی مردمی
عیادت و دلجویی از بیماران و مددجویان
برگزاری مسابقات ورزشی با هدف شادی بخشی ، امیدزایی و جمع آوری کمک ها
همراهی ، همدلی ، مصاحبت با بیماران و مساعدت در امور جاری زندگی مانند پیاده روی ، درد دل کردن ، هواخوری ، رفتن به سفرهای کوتاه و مقدور ، ایجاد تنوع و…
کمک به افراد معلول در انجام برخی کارهای سخت زندگی روز مره
شناسایی و معرفی خانواده های دارای بیماری های خاص و هزینه بردار ( اکبری، ۱۳۸۳: ۴۱)
از نظر گیدنز، انسجام اجتماعی را نمی توان با اقدام از بالا به پایین دولت یا با توسل به سنت تضمین کرد. ما ناچاریم زندگی را به شیوه ای فعالتر از آنچه در نسل های پیشین درست بود بسازیم و باید برای پیامدهای آنچه انجام می دهیم و عادت های شیوه زندگی که برگزیده ایم، فعالانه تر مسئولیت بپذیریم و باید برای این راه تعادل جدیدی بین مسئولیت های فردی و اجتماعی بیابیم (گیدنز، ۱۳۷۸: ۴۳).
۳-۲-۲-۳-۳-مشارکت اجتماعی[۴۱]
یکی از مولفه های مهم سرمایه اجتماعی که محصول وضعیت شبکه روابط اجتماعی می باشد، میزان مشارکت شهروندان در نظام اجتماعی است. “مشارکت اجتماعی به آن دسته ازفعالیت های ارادی دلالت دارد که ازطریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله، شهر و روستا به طورمستقیم یا غیرمستقیم درشکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند”(محسنی- تبریزی، ۱۳۷۵: ۱۰۸ ). “شبکه های مشارکت مدنی یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هرچه این شبکه ها درجامعه ایی متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان درجهت منافع متقابل بیشتر است. نحوه عینی چنین مشارکتی حضور در جشن ها و مراسم مذهبی و اجتماعی است که فرد از طریق آن کنش مشارکتی از خود بروز می دهد.
در بیان مفاهیم کلیدی این تعریف به موارد زیر اشاره می‌کنیم:

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است


۲-۱-۳-۳-۱- پایداری اقتصادی

یکی از جنبه‌های پایداری و نیز پایداری در معماری، جنبه اقتصادی آن می‌باشد. پایداری در اقتصاد را می توان در ایجاد رشد عادلانه و متوازن جامعه انسانی و تضمین بهره مندی تک تک انسانها در طول زمان بدون وارد آوردن خدشه به منابع زیستی، طبیعی و فرهنگی تعریف نمود.
خصوصیات نظام اقتصاد پایدار:
اقتصاد با حساسیت بوم شناختی.
نظام مبتنی بر ارزش ( اقتصاددانان سبز ،اقتصاد را وسیله و نه هدف در جهت نیل به توسعه پایدار می دانند )
نظام عادلانه
تأکید بر اقتصاد محلی
تنوع و پیچیدگی
ارزش نهادن به جامعه
بهره وری
پایداری اقتصادی در معماری به این مساله می‌پردازد که ساخت یک ساختمان از نظر اقتصادی به صرفه و پایدار باشد. این امر که به هزینه‌های طول عمر ساختمان ( Life Cycle Costs) می‌پردازد، یکی از جنبه‌های مهم پایداری است. این مساله در کشوری همچون ایران با شرایط اقتصادی و اجتماعی آن از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. در ایران از زمان تاکید وزارت مسکن و شهرسازی بر کاهش هزینه‌های اجرای ساختمان، این مساله به یکی از مباحث مهم صنعت ساختمان و مسکن در ایران تبدیل گردیده است و توسط موسسات و مراکز مرتبط با این صنعت از جمله «مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن» دنبال می‌گردد.
هرچند جنبه‌های اقتصادی ساخت ساختمان‌ها و کاهش هزینه‌های اجرای آنها از اهمیت زیادی برخوردار است، ولی این امر نبایستی تنها شامل هزینه‌های اجرای ساختمان گردد، بلکه بایستی به تمامی هزینه‌های یک ساختمان از ساخت ساختمان تا انتهای زمان وجود ساختمان گردد و در حقیقت به هزینه‌های دوره عمر ساختمان بپردازد.  کاربرد هزینه‌های دوره عمر ساختمان امری تازه نبوده بطوریکه ایده هزینه‌های طول عمر در بخش ساختمان به دهه شصت میلادی برمی‌گردد. هزینه‌های طول عمر ساختمان شامل هزینه ساخت ساختمان و هزینه‌های جاری آن و نیز هزینه تعمیر و نگهداری می‌گردد.
کاهش هزینه‌های سرمایه گذاری اولیه و اجرای ساختمان بدون توجه به هزینه‌های بعدی ساختمان و نیز بدون برنامه ریزی و مطالعه صحیح، غالبا منجر به افزایش هزینه‌های جاری ساختمان (هزینه‌های بهره برداری و تعمیر و نگهداری) گردیده و در واقع کل هزینه‌های طول عمر ساختمان را افزایش می‌دهد. این امر بویژه زمانیکه کاهش هزینه اجرای یک ساختمان منجر به افزایش هزینه‌های تحمیلی ساختمان بر محیط زیست و طبیعت می‌گردد، مهمتر می‌باشد.
۲-۱-۳-۳-۲- پایداری زیست محیطی
پایداری زیست محیطی، یعنی حفظ سرمایه طبیعی، البته هدف از حفظ سرمایه طبیعی تداوم رفاه انسانی است. انسان باید بفهمد که می‌بایست در چارچوب محدودیتهای محیط زیست بیوفیزیکی زندگی کند. سرمایه طبیعی باید حفظ شود زیرا هم تامین کننده منابع است و هم صندوق ذخیره مواد زاید و این به معنای حفظ اندازه زیر نظام اقتصاد انسانی (جمعیت ضربدر مصرف در هر سطحی از تکنولوژی) در محدوده کل اکوسیستمی است که این سیستم به آن وابسته است. پایداری زیست محیطی نیازمند مصرف پایدار توسط یک جمعیت پایدار است.
تکنولوژی می تواند پایداری زیست محیطی را کاهش دهد یا بر آن بیفزاید. تجدید ناپذیرها را نمی‌توان پایدار کرد اما به نیمه پایداری زیست محیطی آنها می‌توان نزدیک شد و راه آن نیز نگهداشتن نرخ کاهش آنها در حد نرخ ایجاد جایگزین‌های تجدیدپذیر آنها می‌باشد به سخن دیگر.
یکی از اصول مهم در تفکر پایداری، نگرش چند مقیاسی/ فرامقیاسی نسبت محیط زیست و مدیریت فعالیت های انسانی در چارچوب چنین چشم اندازی از محیط می باشد. بر مبنای تعریف ، هر فعالیت توسعه انسانی ( نظیر ساخت محیط انسان ساخت)، در حیطه یک یا چند بوم سامانه اصلی اتفاق می افتد . لازمه برقراری و یا تداوم حالت پایدار در یک بوم سامانه همزیستی و ارتباط متعادل تمام ارکان و عناصر آن با یکدیگر و با محیط فراتر می باشد. شناخت مسیرهای آسیب پذیری بوم سامانه می تواند منجر به ایجاد نظام های پایدار انسان ساخت، شود.
خصوصیات فعالیت های انسانی برای نیل به پایداری زیست محیطی:
رشد و تکامل دائمی پایداری انرژی و ماده
بهره وری در مصرف منابع طبیعی دارای جایگاه بوم شناخت
تناسب موقعیت فعالیت و بوم سامانه های پشتیبان
انطباق پذیری تنوع زیستی
حفظ و ارتقای تنوع زیستی
همخوانی اندازه / مقیاس
از جمله اصول پایداری زیست محیطی، می توان به کاهش مصرف منابع طبیعی و منابع انرژی با توجه به هماهنگی بنا با زمین و ایجاد کمترین تغییرات در آن ، استفاده از مصالح قابل بازیافت و انرژی های تجدید پذیر و حداکثر حافظت از طبیعت و محیط زیست پیرامون بنا اشاره کرد.
۲-۱-۳-۳-۳- پایداری اجتماعی
یکی از ابعاد مهم توسعه پایدار همانا پایداری اجتماعی است که به دلیل ماهیت خود کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. تاکنون دامنه گسترده ای از مفاهیم در خصوص پایداری اجتماعی همچون سرمایه اجتماعی، اجتماعات پایدار، تاب آوری اجتماعی، توسعه اجتماعی، ظرفیت اجتماعی و رفاه و محرومیت اجتماعی صورت گرفته، که حاصل تغییر نگرش به مفهوم توسعه به معنای عام و معنای خاص آن بوده است. پایداری اجتماعی تحت عنوان زندگی سالم و بارور و هماهنگ با طبیعت تعریف شده است. در این تعریف بقا و حیات جامعه، همگام با حفظ کیفیت محیطی و مرتبط با نظام های اقتصادی در جهت دستیابی به بالاترین سطح رضایت از زندگی است (GTZ, 2004:2 ).
در حالیکه پژوهش‌های کمتری به تعریف پایداری اجتماعی پرداخته‌اند، توافق کمی نیز بر سر تعریف آن وجود دارد. یک علت را می‌توان پیچیدگی تعیین کردن کمیت مسائل اجتماعی و تعریف مفاهیم آن عنوان کرد. ‌عوامل متعددی مانند ماهیت چندبعدی، مقیاس تعریف، و هم‌پوشانی با مفاهیم دیگر بر تعریف پایداری اجتماعی اثرگذارند. یکی از روش‌های شناخت تعریف پایداری اجتماعی، بررسی ارتباط آن با عوامل دیگر پایداری یعنی محیط‌زیست و اقتصاد می‌باشد که این خود ماهیت چندبعدی پایداری اجتماعی را نشان می‌دهد. با این‌که ماهیت توسعه پایدار پویا و پیچیده است، اما می‌توان گفت که این روند، بین ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی تعادل ایجاد می‌کند. پایداری اجتماعی نیز به دلیل ماهیت وابسته‌ای که به ابعاد دیگر دارد، تعریفی چندبعدی می‌یابد. تاکنون بیشترین توجهات بر جنبه زیست‌محیطی پایداری بوده است و مباحث طبیعت‌محور بر نیاز به مصرف کاراتر منابع و کمبود شدید منابع طبیعی تأکید داشته است. در حالیکه دیدگاه انسان‌محور همان‌گونه که بر مسائل محیط زیست توجه دارد، انسان و کیفیت زندگی او را مورد توجه قرار می‌دهد. از دیدگاه جرویس و همکارانش[۶] (۲۰۰۱)، «پایداری اجتماعی عموماً متوجه ارتباط بین رفتار افراد و محیط ساخته شده، یا ارتباطات بین فرصت‌های زندگی افراد و ساختارهای سازمانی است. این مسئله‌ای است که در مباحث پایداری به شدت مورد غفلت واقع شده است» (Jarvis et al, 2001: 127). «مزیت چندبعدی بودن مفهوم پایداری اجتماعی این است که چارچوبی را برای درک چگونگی تأثیر سیاست‌های مختلف در شرایط و بسترهای گوناگون، فراهم می‌آورد. بنابراین مفهوم پایداری اجتماعی کاملاً به محدودیت‌ها و ظرفیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی یک بستر وابسته است» (Manzi, et al, 2010: 5).
شکل ۳ : اهمیت پایداری اجتماعی نسبت به دو مؤلفه دیگر، طی یک دوره ۲۰ ساله (colantinio – ۲۰۰۹)
در رابطه با فهم پایداری اجتماعی از ابعاد مختلف، چیو[۷] (۲۰۰۳) سه تیپولوژی مختلف از درک تئوریسین‌ها را مشخص کرده است. اولین تیپولوژی این است که برای این که فعالیتی از لحاظ اجتماعی پایدار باشد، می‌بایست ساختارهای اجتماعی و ارزش‌های کنونی را به عنوان محدودیت‌های اجتماعی برای موجودیت انسان، حفظ و یا ارتقاء دهد. هر توسعه‌ای که نقضی بر ارزش‌ها و هنجارهای شکل گرفته اجتماعی باشد، فعالیتی ناپایدار از لحاظ اجتماعی می‌باشد. بر اساس نظر چیو (۲۰۰۳) و میتلین و ساترسویت[۸] (۱۹۹۶) این نظریه آزادی عمل کافی برای تغییر اجتماعی که ممکن است برای رسیدن به اهداف اجتماعی پایدار لازم باشد، ایجاد نمی‌کند و به نظر می‌رسد ساختارهای موجود اجتماعی را حتی اگر در طولانی مدت دوام نداشته باشند، مورد پذیرش قرار می‌دهد. دومین نظر رویکرد طبیعت-محور است که در آن پایداری اجتماعی به “شرایط اجتماعی لازم برای تأمین پایداری اکولوژیکی” اشاره دارد. سومین نظر رویکرد انسان-محور است که بر پیوستگی اجتماعی و درون‌گنجی اجتماعی[۹] تأکید می‌کند. از بین سه تعبیر بیان شده توسط چیو، نظر آخر بیشترین تأکید را بر عدالت و تساوی اجتماعی-یکی از مفاهیم اصلی در هسته مفهوم پایداری اجتماعی- دارد. به نظر چیو (Chiu, 2003: 65) “برای پایدار بودن اجتماعی، توزیع و مصرف منابع و دارایی‌ها باید عادلانه بوده، ارتباطات متوازن اجتماعی و کیفیت مورد قبولی از زندگی وجود داشته باشد.”‌ این نقطه‌نظرات در کار ایفاچل و هگاک[۱۰]‌(۱۹۹۳) بر تحلیل پایداری اجتماعی شهری دیده می‌شود که بر سه مبحث مهم تساوی، حس اجتماعی و شهری تأکید دارد. آن‌ ها این‌گونه اظهار کردند که “مطمئناً مباحث اجتماعی مهم دیگری نیز در حوزه شهری وجود دارند اما این سه موضوع در برنامه‌ریزی توسعه شهرها غالب‌اند” (Chiu, 2003: 140).
مزیت این درک چندبعدی، چگونگی تأثیرات متفاوت ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را بر سیاست‌های شهری نشان داده و درک جدیدتری را، در کنار توجهات پیشین به کارایی ارتباطات میان ابعاد اقتصادی و زیست‌محیطی، ارائه می‌دهد. شاید یکی از بزرگترین چالش‌های امروز سیاست‌های شهری همین ایجاد تعادل مابین ارتباطات ابعاد پایداری است. همچنین این بحث نیاز به تعریفی مشخص از پایداری اجتماعی در جوامع مختلف را نیز نشان می‌دهد، چراکه مقیاس توجهات به ابعاد تأثیرگذار بر پایداری اجتماعی-نحوه‌ سیاست‌گذاری برای مسائل اقتصادی و زیست‌محیطی- در کشورهای مختلف متفاوت است.
تحلیل پایداری اجتماعی، نیازمند بررسی تعاریف مربوط است. تحقیقات پیشین بر روی پایداری بیشتر محدود به توجهات اقتصادی و زیست‌محیطی شده است. با این وجود در سال‌های اخیر درک از اهمیت در نظر گرفتن پایداری اجتماعی به عنوان یکی از عوامل اساسی توسعه پایدار، برنامه‌ریزی‌های سیاسی، اقتصادی و شهری دولت‌ها را به جهت‌گیری به سمت این مبحث وادار نموده است. اما با این وجود توافق کمی بر سر تعریف آن وجود دارد. در این راستا پلسه و استرن[۱۱] پایداری اجتماعی را این‌گونه تعریف می‌کنند:«توسعه‌ای(و یا رشدی)که با تکامل متوازن جامعه مدنی سازگاری داشته، محیطی را پرورش می‌دهد که هدایت‌گر زندگی جمعی همساز با گروه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی باشد، در عین حال با بهبود کیفیت زندگی تمامی اقشار جامعه، یکپارچگی اجتماعی را تقویت می‌کند.» (Polese and Stren, 2000: 15-16 ) تعریف بالا پایداری اجتماعی را به وسیله عملکرد جمعی جامعه و مباحث کیفیت زندگی هر فرد مورد بررسی قرار می‌دهد. دسته‎بندی‎های مربوط نشان‌دهنده وزن بیشتر برخی جنبه ‌های پایداری اجتماعی، بر اساس نوع نیازهای اولیه، متوسط و غایی است. وجود سرپناه یکی از نیازهای اولیه‌ای است که توسط مازلو[۱۲] نیز معرفی شده است. همچنین اندازه سکونتگاه و بهداشت آن و وجود خدمات و زیرساخت‌های اولیه از ملزومات اولیه پایداری اجتماعی هستند. در مرحله بعدی امنیت محله و نوع تعاملات اجتماعی آن مورد توجه قرار می‌گیرد. توجه به نیازهای روانی و عاطفی ساکنین و مواردی مانند حس تعلق و غرور، رضایت از محله، مشارکت فعال و حس مسئولیت در مراتب بالا برای دستیابی به پایداری اجتماعی باید مد نظر قرارگیرند.
تعاریف موجود از پایداری اجتماعی هر کدام به جنبه‌ای از پایداری اجتماعی اشاره دارند؛ ولی آن‌چه از مفهوم کلی برخی از تعاریف بر می‌آید اهمیت جنبه عملکرد جامعه در مسیر توسعه است. همچنین برخی مفاهیم موجود در بطن مفهوم پایداری اجتماعی مانند برابری و آزادی، رفاه انسان و مشارکت، بهبود کیفیت زندگی و یکپارچگی اجتماعی در این تعاریف مورد تأکید قرار گرفته‌اند. نمونه‌ای از این تعاریف در جدول مربوط قابل مشاهده است:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

نظریه‎پرداز تعریف پایداری اجتماعی
sachs (1999: 27)