۵

بالا بردن آزادی انتخاب

فرصت‌های متنوع امکانات محلی، کار و رابطه اجتماعی؛ ایجاد گزینه‌های حرکتی و شیوه‌های زندگی

۶

افزایش تصمیم‌گیری محلی

ساخت سرمایه اجتماعی محلی با بهره گرفتن از فرایند مشارکت؛ ایجاد مشارکت و اعتماد؛ افزایش کنترل کاربر بر سیستم‌های محلی

۳-۱-۶- منابع
اعطاء، علی . حسینمردی، حمید (۱۳۸۶)، نشستی درباره طراحی خانه در ایران. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۱۲۴-۱۲۹٫
براندفری ،هیلدر، (۱۳۸۳) “طراحی شهری به سوی یک شکل پایدارتر شهر” ترجمه حسین بحرینی-انتشارات پردازش و برنامه ریزی شهری-چ اول ،تهران
بوردیو، پیر (۱۳۸۹). “شکل‎های سرمایه، سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه”، به کوشش کیان تاجبخش، ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، چاپ سوم، تهران: شیرازه
پیراهری, نیر (۱۳۸۸) “سرمایه اجتماعی در نظریات جدید.” پژوهش نامه علوم اجتماعی، شماره ۳٫
خبازی، محمد (۱۳۸۶). خانه خوداتکا، مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۱۳۴ .
خلیجی، کیوان و صفدری، داود (۱۳۸۹). شاخصهای با همستانهای پایدار و استفاده از آن در فرایند توسعه شهری. مجله آبادی. شماره ۶۶٫ صفحه ۹۶-۱۰۳٫
رئیسی، ایمان، عباس زادگان مصطفی و حبیبی ابوالفضل (۱۳۸۶)، پایداری اجتماعی در مسکن. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۶-۱۱٫
سرتیپی پور، محسن (۱۳۸۳)، آسیب شناسی مشکلات مسکن در ایران. مجله صفه. شماره ۳۹٫ صفحه ۲۳-۴۲
-صالحی، اسماعیل، (۱۳۸۷ ) ،”ویژگی های محیطی فضاهای شهری امن”، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی و معماری
ضابطیان،الهام – رفیعیان،مجتبی ،(۱۳۸۷). “درآمدی بر فضاهای امن شهری با رویکرد جنسیتی “، نشریه جامعه شناسی و علوم اجتماعی جستارهای شهرسازی ، -شماره ۲۴ و ۲۵
طالبی, ژاله. (۱۳۸۳) “روابط اجتماعی در فضاهای شهری.” نامه علوم اجتماعی ۲۴٫
عزیزی؛ محمد مهدی، ملک محمد نژاد؛ صارم.( ۱۳۸۶ )” بررسی تطبیقی دو الگوی مجتمع های مسکونی (متعارف و بلند مرتبه) مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی نور (سئول) و اسکان تهران”، نشریه هنرهای زیبا، شماره ۳۲،
عینی فر؛ علیرضا، (۱۳۸۸). “تحلیل رابطه طراحی کالبدی و تجربه محله مسکونی”، هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی، شماره ۴۰٫
فلاحت، محمدصادق ( ۱۳۸۵ ). “مفهوم حس مکان و عوامل شکل دهنده آن”، نشریه هنرهای زیبا، شماره بیست و شش، صفحه ۵۷-۶۶
قائم ، گیسو (۱۳۷۵) . “زبان مشترک ساخت مسکن در معماری گذشته ایران”. مجله علمی پژوهشی صفه، شماره ۲۱، صفحه ۲۲-۲۷٫
قماشچی، وحید (۱۳۷۹). مشارکت مردمی در توسعه پایدار. مجله علمی پژوهشی صفه. شماره ۳۱٫ صفحه ۴-۱۴٫
لنگ، جان،(۱۳۸۳)، “آفرینش نظریه معماری (نقش علوم رفتاری در محیط) “،، ترجمه عینی‌فر، انتشارات دانشگاه تهران. تهران.
مدنی پور، علی (۱۳۸۴) . “طراحی فضای شهری نگرشی بر فرایندی اجتماعی و مکانی”. مترجم فرهاد مرتضائی. ناشر شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری وابسته به شهرداری تهران
مدنی‌پور، علی. نوریان، فرشاد،(۱۳۸۷).” فضاهای عمومی و خصوصی شهر”، شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری، تهران، چاپ اول
محمودی، محمد مهدی(۱۳۸۸). “توسعه ی مسکن همساز با توسعه ی پایدار”، انتشارات دانشگاه تهران.
Bramley ,G, Dempsey, N, Power, S, Brown, C. (2006) “What is ‘Socil Sustainability’, and How Do Our Existing Urban Forms Perform in Nurturing it?”, planning research conference, Bartlett School of Planning, UCL, LONDON
Chiu, Rebecca L. H.(2004) “Socio-cultural sustainability of housing: a conceptual exploration”, Housing,Theory and Society, 21: 2, 65 – 76
Coleman, J. (1978). “Current contradictions in adolescent theory”. Journal of Youth and Adolescence۷, ۱–۱۱٫
Dave, S .(2009), Neighbourhood Density and Social Sustainability in Cities of Developing Countries, Published online in Wiley InterScience (www.interscience.wiley.com) DOI: 10.1002/sd.433
Edwards, B. Turrent, D. (2000). “Sustainable housing principles and practice”, London, E&EN Spon.
Fleury-Bahi, Gh. . Felonneau, M & Marchand, D. (2008). “Process of Place Ider, tification andResidential Satisfaction”, Environment and Behavior, 40: 669-82
Goodland, R., 2003, “Sustainability Human, Social, Economic and Environmental”, World Bank Washington DC, USA
Jenks, M, Jones, C (2010), “Dimensions of the sustainable city2”, Springer

فکر مجموعه های مسکونی اشتراکی [۳۳] از دانمارک شروع شد و پیدایش آن، در حقیقت، به سه عامل بستگی داشت. نخست جنبش ضد فرهنگی دهه شصت میلادی که عامل افزایش تقاضا برای زندگی اجتماعی گردید؛ دوم گرایش و جانب داری جامعه از مجموعه های مسکونی کم تراکم با ارتفاع کم و در مقیاس های کوچک؛ و سوم فشارهای جدیدی که در پی تغییرات اجتماعی اقتصادی و جمعیتی بر خانواده وارد شده بود. مجموعه های مسکونی اشتراکی نیز همانند خانه های آپارتمانی، که قبلا ساخته شده بودند، برای ارائه خدمات روزمره بیشتری به ساکنان به وجود آمدند. این موارد شامل دسترسی به چندین نوع از خدمات عمومی نظیر مهدکودک و غذاخوری کودکان بود که وجود اولی، به خصوص برای پدر و مادرهای شاغل، بسیار مهم و جذاب بود. علاوه بر اینها مجموعه های اشتراکی باید تغییراتی را که در شکل خانواده ها، نوع زندگی جدید و نوع روابط اجتماعی که به وجود آمده بود جوابگو باشند. اولین مجموعه مسکونی اشتراکی در ابتدای دهه هفتاد میلادی ساخته شد، اما از آن تاریخ به بعد افزون بر یک صد عدد از این نوع مجموعه ها به وجود آمد و بسیاری نیز در حال شکل گرفتن بود. از نظر جغرافیایی، این گونه جوامع اکثرا در شهرهای بزرگ کشور دانمارک به وجود آمدند. (شوئنوئر، ۱۳۸۸: ۸۵)
مجموعه های مسکونی اشتراکی معمولا از ۱۲ تا ۳۰ واحد مسکونی مستقل تشکیل شده اند. هر واحد مسکونی دارای آشپزخانه و فضای باز خصوصی است، اما علاوه بر آن هر خانوار به یک فضای باز عمومی و یک عرصه ی عمومی دیگر، که معمولا از آن با عنوان «خانه عمومی»[۳۴] یاد می شود، دسترسی دارد. در این نوع از ساخت و سازهای مسکونی فضاهای بسته می توانند به صورت واحدهای مسکونی مستقل تک واحدی برای هر خانوار در یک قطعه زمین به صورت تک مجزا یا به صورت ردیفی (به هم چسبیده) در یک تا دو طبقه و بعضا به صورت نیم طبقه ای ساخته شوند. نوع دیگری از مجموعه های مسکونی اشتراکی مجموعه هایی هستند که در آن ها تعدادی از واحدهای مسکونی به صورت گروهی در کنار یکدیگر اجتماعی بودن آن ها را نشان می دهد، سطح زیربنای واحدهای مسکونی خصوصی، در مجموعه های ساخته شده در دانمارک، بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ متر مربع بوده وتقسیمات فضاهای داخلی، به صورت آزاد، در واحدهای مسکونی برای ساکنان بسیار رضایت بخش بود. در حالی که سطح زیر بنای واحدهای مسکونی تعاونی انگلیسی بین ۶۰ تا ۱۲۰ متر مربع بوده است. (شوئنوئر، ۱۳۸۸: ۸۷)
برخی از مجموعه های مسکونی اشتراکی، که اخیرا احداث شده اند، از فضای پیاده سر پوشیده ای در بخش جلویی واحدها بهره مند هستند که با شیشه محصور شده و به عنوان فضای بازی کودکان و فضای اجتماعی بزرگسالان محسوب می شود. امروزه صرفه جویی در انرژی نیز جزو خصوصیات عمومی اغلب مجموعه ها شده است. در بعضی از مجموعه ها از جمع کننده های غیر فعال و در بعضی دیگر از جمع کننده های فعال انرژی خورشیدی نیز استفاده می شود. تنظیم دمای این خیابان های سرپوشیده با بهره گرفتن از گرمای آشپزخانه و حمام صورت می گیرد. در این مجموعه ها علاوه بر اشتراکات اجتماعی، همکاری عمومی برای حفظ محیط زیست و همسازی با اقلیم، با تلاش فراوان برای کم کردن زباله و حفظ مواد طبیعی به چشم می خورد.
«خانه عمومی» معمولا در مرکز مجموعه قرار دارد و سطح زیر بنای آن تابعی از اندازه جمعیتی است که از آن استفاده می کند. این فضا دامنه ای از ۵ تا ۲۰ درصد سطح کل زیر بنای واحدهای مسکونی مجموعه را به خود اختصاص می دهد. فضاهای اصلی در خانه عمومی شامل غذاخوری و نشیمن عمومی می باشد، و بعضا اتاقی برای بازی، اتاق تلویزیون، تعمیرگاه و انبار نیز در این عرصه پیش بینی می گردد. (شوئنوئر، ۱۳۸۸: ۸۸)
بنابر آنچه گفته شد اگر ساکنان این گونه مجموعه های اشتراکی به قوانین زندگی اجتماعی در این مجموعه ها احترام گذاشته و زمینه فرهنگی مشترک داشته باشند، این گونه مجموعه ها به خوبی ایفای نقش نموده و با حداقل ناسازگاری ها مواجه خواهند بود.
این گونه مجموعه های مسکونی جذابیت های قابل ملاحظه ای دارند. نخست این که هر شخص همواره حق انتخاب بین زندگی خصوصی در واحد مسکونی خود یا شرکت در فعالیت های اجتماعی در فضاهای عمومی مجموعه را دارد. دوم این که زندگی در این گونه مجموعه ها حس همکاری داوطلبانه و مسئولیت پذیری اجتماعی را به خوبی ترویج می کند. مورد دیگر این که زندگی در این مجموعه ها تجربه زندگی هماهنگ گروهی و اشتراکی مبتنی بر روش های دمکراتیک را برای همه ساکنان فراهم می سازد. (شوئنوئر، ۱۳۸۸: ۹۶)
۲-۲-۷-سیر تحول تاریخی مجتمع های مسکونی در ایران
آغاز حرکت به سمت بلندمرتبه سازی در ایران را می توان سال ۱۳۲۸ هجری شمسی دانست. نخستین ساختمان بلند ایران که ساختمانی ده طبقه در تهران بود که در سالهای ۱۳۳۰ – ۱۳۲۸ طراحی و ساخته شد.
در حقیقت گسترش تهران از دهنه ۱۳۴۰ به بعد، با بنای ساختمانهای بلند وزارتخانه ها و هتلهای بزرگ آغاز می شود. در الگوهای شهرسازی کهن ایران، خانه ها و ساختمان ها پشت به پشت به یکدیگر متصل بوده و تنها در کوچه های باریک شهر به صورت اجتماعی ظاهر می گردیدند و در آنها واحد برنامه ریزی اجتماعی اداری و کالبدی در هر شهر “محله” نامیده می شد. اصولی نظیر هم پیوندی عناصر شهری و واحدهای مسکونی، محصوریت فضایی، مقیاس و تناسب انسانی، هماهنگی از نظر وحدت شکل نیز از خصوصیات فضاهای مسکونی در شهرهای ایران بوده است (توسلی، ۱۳۶۵).
رشد ناگهانی شهرهای ایران از سال های آغاز قرن حاضر، باعث انقطاع روند تغییرات کالبدی-فضایی شهرها در تداوم منطقی با گذشته گردید. این تغییرات با ورود واژگانی جدید همچون آپارتمان همراه بود که تغییرات شگرفی بر الگوی مسکن در شهرهای ایران گذاشت. تحولات خواسته و ناخواسته عمده شهرسازی و معماری ایران در دوره معاصر متأثر از تحولاتی است که نه همزمان بلکه کمی پیش تر در اروپا و تحت عنوان «مدرنیسم» در حال تجربه شدن بودند. با رواج بلندمرتبه سازی در دهه ۱۳۵۰ همراه با رونق اقتصادی بخش مسکن، احداث مجتمع های مسکونی لوکس جهت اسکان اقشار پر درآمد و با مشارکت سرمایه گذاران داخلی و خارجی شدت گرفت و تا وقوع انقلاب اسلامی به سرعت افزایش یافت. پس از انقلاب اسلامی به سرعت افزایش یافت.
در دهه ۱۳۷۰، در پی جریان تراکم فروشی، الگوی جدیدی از مجتمع های مسکونی بلند مرتبه به وجود آمد؛ اما تفاوت قابل توجهی نسبت به برج ها و مجتمع های مسکونی دهه ۱۳۵۰ داشت که غالبا بدون توجه به اصول و معیارهای شهرسازی در برنامه ریزی و طراحی آنها انجام شد. در دوران پس از انقلاب، مجتمع های مسکونی متعارف نیز به تعداد بسیاری ایجاد گردیدند، اما به نظر می رسد کیفیت پروژه های انبوه سازی در قالب رعایت اصول و معیارهای شهرسازی زیر سؤال باشد (عزیزی و ملک محمد نژاد، ۱۳۸۶).
۲-۲-۸-جمع بندی
طراحی فضاهای شهری مدرن که مجتمعهای مسکونی نیز یکی از مصادیق آنهاست دارای چند ویژگی مشخص است: ساختمانهای سالم و بهداشتی، محیطها و فضاهای باز بهداشتی که به وسیله فضای سبز تقویت میشد، اتومبیل و بزرگراه های شهری، فلسفه طراحی معماری که فرایند طراحی در آن از داخل ساختمان شروع کرده و شکل خارجی بنا را شکل میداد. بدین ترتیب مجتمع های مسکونی بلند مرتبه بسیار رایج گردید، مجتمع هایی که اغلب دارای نماهای یکدست و کسل کننده ای بودند
تراکم پایین و وجود فضای سبز و اثرات آن بر کیفیت های کالبدی-فضایی محیط، باعث برتری امتیاز کلی نمونه متعارف نسبت به بلند مرتبه گردیده است. در ساخت مجتمع های مسکونی، رعایت اصول شهرسازی و ایجاد فضایی مناسب برای زندگی و تأمین خدمات و تسهیلات برای ساکنان آنها می تواند فضاهای جدید را به محیط های مسکونی مطلوب تبدیل کند.
اندیشه های مدرن و در کنار آن عواملی چون پیشرفتهای تکنولوژیک ساختمانی، جنگ و … شکل کالبدی جدیدی از سکونت انسان را ایجاد کرد که تغییرات زیادی در نحوه زندگی انسانها در عرصه خصوصی و به ویژه در عرصه عمومی و همگانی در پی داشت. در ایران نیز به دنبال تحولات همه جانبه حاصل از قبل انقلاب و به تقلید از غرب و نیز نیاز شدید به مسکن شهری، این الگوی ساخت و ساز به عنوان الگوی غالب، شهر و محوطههای مسکونی را شکل داده و میدهد؛ که موجب تحولات اجتماعی در شیوه زندگی خصوصی و جمعی میگردد. در بسیاری از موارد، برنامه ریزی برای ساخت خانهها در گروه های یکدست و مشابه انجام میگیرد که هیچ تغییر مقیاسی را بین واحد مسکونی و توسعه کلی نشان نمیدهد و بدین ترتیب از تکامل زندگی جمعی و یاری متقابل و پیوند با سایر بخشهای جامعه چه در فرم کالبدی آن و چه در فرم اجتماعی آن جلوگیری میکند. نکته ای که در بررسی روند ایجاد مجتمع های مسکونی در ایران مشاهده می گردد این است که همواره از توجه به اصول و معیارهای شهرسازی در برنامه ریزی و طراحی غالب مجتمع های مسکونی کاسته شده و اینگونه مساکن از ایجاد “محیط مطلوب” مسکونی فاصله گرفته اند.
فضای مشترک این مجتمعها فاقد ویژگیهای اساسی یک فضای جمعی مطبوع و کاربردیاند که نتیجه آن از بین رفتن حس یگانگی بین فرد و محل زندگیاش و همچنین انکار حس تعلق میشود. در حال حاضر نگاه به این مجتمعها به صورت فضاهای سکونت موقت و انتقالی مطرح است. لازم به یادآوری است در الگوهای شهرسازی کهن ایران، خانهها و ساختمانها پشت به پشت به یکدیگر متصل بوده و تنها در کوچههای باریک شهر به صورت اجتماعی ظاهر میشدند و در آنها برنامه ریزی اجتماعی، اداری و کالبدی در هر شهر «محله» نامیده میشد. اصولی نظیر هم پیوندی عناصر شهری و واحدهای مسکونی، محصوریت فضایی، مقیاس و تناسب انسانی، هماهنگی از نظر وحدت و شکل نیز از خصوصیات فضاهای مسکونی در شهرهای ایران بوده است، که در حال حاضر هیچ گونه توجهی به این اصول طراحی در فضاهای مسکونی نمیشود.
۲-۲-۹-منابع :
استروفسکی، واتسلاف. (۱۳۷۸)؛ “شهرسازی معاصر از نخستین سرچشمهها تا منشور آتن”، ترجمه لادن اعتضادی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی.
اعتصام، ایرج. (۱۳۷۷)؛ “طراحی مسکن در بافت قدیم شهری”، نشریه هنرهای زیبا، شماره ۳، بهار، تهران، دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا.
بحرینی، حسین. (۱۳۸۵)؛ “تجدد، فراتجدد و پس از آن در شهرسازی”، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
پاکزاد، جهانشاه. (۱۳۸۶)؛ “سیر اندیشه های شهرسازی از آرمان تا واقعیت (۱)”، تهران، شرکت عمران شهرهای جدید.
توسلی، محمود. (۱۳۶۵)؛ “اصول و روش های طراحی شهری و فضاهای مسکونی در ایران”، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات معماری و شهرسازی ایران.
توسلی، محمود. (۱۳۸۸)؛ “طراحی شهری هنر نو کردن ساختار شهر همراه با چهار نمونه موردی”، تهران.
چرمایف، سرچ. و الکساندر، کریستوفر. (۱۳۷۶)؛ “عرصه های زندگی جمعی و خصوصی”، ترجمه منوچهر مزینی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
شیعه، اسماعیل. (۱۳۸۴)؛ “با شهر و منطقه در ایران”، تهران، انتشارات دانشگاه علم و صنعت ایران.
شوای، فرانسواز. (۱۳۸۶)؛ “شهرسازی تخیلات و واقعیات”، ترجمه سید محسن حبیبی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
شوئنوئر، نوربرت. (۱۳۸۹)؛ “مسکن حومه و شهر”، ترجمه شهرام پوردیهمی، تهران، انتشارات روزنه.
عزیزی، محمد مهدی . ملک محمدنژاد، صارم. (۱۳۸۶)؛ “بررسی تطبیقی و دو الگوی مجتمعهای مسکونی (متعارف و بلندمرتبه)”، نشریه هنرهای زیبا، شماره ۳۲، پاییز، تهران، دانشگاه تهران، پردیس هنرهای زیبا.
عینیفر، علیرضا. (۱۳۸۴)؛ “محدوده مجتمعهای مسکونی و تداوم کالبدی شهر، مطالعه موردی تهران”، فصلنامه انبوه سازان مسکن، شماره ۱۵، تهران، سازمان ملی زمین و مسکن.
قبادیان، وحید . (۱۳۸۲)؛ “مبانی و مفاهیم در معماری معاصر غرب”، تهران، دفتر پژوهشهای فرهنگی.
کرمونا، ماتئو. و دیگران (۱۳۸۸)؛ “مکانهای عمومی فضای شهری ابعاد گوناگون طراحی شهری”، ترجمه فریبا قرایی و دیگران، تهران، دانشگاه هنر.
لنگ، جان. (۱۳۸۶)؛ “طراحی شهری (گونه شناسی رویه ها و طرحها، بیش از پنجاه مورد خاص)”، ترجمه سید حسین بحرینی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
لینچ، کوین. (۱۳۸۱)؛ “تئوری شکل خوب شهر”، ترجمه سید حسین بحرینی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
مانیاگولامپونیانی، ویتوریو. (۱۳۸۱)؛ “معماری و شهرسازی در قرن بیستم”، ترجمه لادن اعتضادی، تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
محمودی، محمد مهدی(۱۳۸۸). “توسعه ی مسکن همساز با توسعه ی پایدار”، انتشارات دانشگاه تهران.
نیومن، اسکار. (۱۳۸۷)؛ “خلق فضای قابل دفاع”، ترجمه فائزه رواقی و کاوه صابر، تهران، انتشارات طحان.
نوربرگ شولتز، کریستین. (۱۳۸۱)؛ “مفهوم سکونت به سوی یک معماری تمثیلی”؛ ترجمه محمود امیریار احمدی، تهران، انتشارات آگه.
نوربرگ شولتز، کریستین. (۱۳۸۶)؛ “معنا در معماری غرب”، ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی، تهران، فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران.
Chiara J., Panero J. & Zelnik M. (1995),” Time-saver standards for housing and residential development”New York, McGraw Hill Inc
Schoenauer, N. (2000). 6,000 years of housing. New York: W.W. Norton.
Rapoport, Amos (1977),” Human Aspect of Urban Form”, New York, Pergarnon
Trancik, R. (1986); “finding lost space”, New York, Van Nostrand Reinhold.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.