Kearney, A. (2006). “Residential Development Pattern and Neighborhood Satisfaction: Impact of Density and Nearby Nature”, Environment and Behavior, 38: 112-39
Tosics, I. (2004). “European urban development: Sustainability and the role of housing”. Journal of Housing and the Built Environment, 19, 67–۹۰٫
Winston, N. Pareja Eastaway, M. (2008). “Sustainable Housing in the Urban Context: International Sustainable Development Indicator Sets and Housing”. Soc Indic Res (2008) 87:211–۲۲۱٫
گفتار دوم: جایگاه سرمایه اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد
۳-۲-۱-مقدمه
سرمایه اجتماعی نتیجه پایداری اجتماعی است و از لحاظ کارکردی باعث اعتماد بین ساکنین می شود تا افراد در گروه ها حضور پیدا کنند و سبب مشارکت و … می شود. مشارکت خود به معنای فراهم آوردن شرایطی است که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی کاربران, سبب گسترش روابط اجتماعی, بالا بردن کیفیت زندگی ساکنان, ترفیع همبستگی اجتماعی, خلق حس زندگی در اجتماع می گردد. در این وضعیت, مجموعه شرایط زندگی به نحوی است که با گذشت زمان تعاملات اجتماعی بیشتر می شود و اکثریت ساکنان نسبت به محل زندگی خویش تعلق خاطر و دلبستگی می یابند. بنابراین نا خوداگاه حافظ سلامت و پایداری آن بوده، در نگهداری وبهبود وضعیت موجود مشارکت وهماهنگی خواهند داشت. در این صورت عمر مفید مجتمع های مسکونی پایدار نسبت به سایر مجتمع ها بیشتر می شود. همچنین ارزش ریالی واحدهای مسکونی این نوع مجتمع ها نیز در شرایط برابر بیشتر از سایر مجتمع ها است. پایداری اجتماعی, بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند.
در این گفتار به بررسی لزوم طرح تحقیق چنین مسئله ای- لزوم پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد- در پایان نامه مزبور می پردازیم، که بدین منظور سرمایه اجتماعی در چند نمونه از مجتمع های مسکونی شهر مشهد- به عنوان نمونه های موردی- مورد سنجش قرار گرفته است. و در نتیجه مشاهده می شود که محلی ساختن امکانات و تسهیلات به تماس چهره به چهره ی بیشتر بین مردم ،سبب مشارکت بیشتر در امور اجتماعی می شود و در نتیجه ناهنجاری اجتماعی کاهش یافته و روابط اجتماعی بهبود می یابد، که زیر بنایی برای گسترش پایداری اجتماعی و در نهایت همه ابعاد پایداری می باشند.
۳-۲-۲- سرمایه اجتماعی
۳-۲-۲-۱- مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی عبارت است از ارتباطات و شبکه های اجتماعی ای که می توانند حس همکاری و اطمینان رادر میان افراد یک جامعه پدید آورند. بوردیو اولین کسی است که به زعم پورتز (١٩٩٨:٣) تحلیل منظمی از سرمایه اجتماعی به دست داده است و این مفهوم راچنین تعریف کرده است: «سرمایه اجتماعی حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی است که مربوط به مالکیت یک شبکه با دوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می شود» (بوردیو،١٩٨۵ : ٢۴٨).
همانطورکه سرمایه فیزیکی، با ایجاد تغییرات در مواد جهت شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کند به وجود می آید و از جنبه ای ملموس وقابل مشاهده برخوردار است. سرمایه انسانی، با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت ها و توانایی هایی به آنها پدید می آید و افراد را توانا می سازد تا به شیوه های جدید رفتار کنند و بنابراین کمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشی که فرد کسب کرده تجسم می یابد. اما سرمایه اجتماعی، حتی کمتر از این ملموس بوده و در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش راتسهیل نماید (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۵).
کلمن سازمان اجتماعی را پدید آورنده سرمایه اجتماعی در نظر می گیرد، وی معتقد است که سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف می شود، به زعم وی سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند :همه آنها جنبه ای از ساخت اجتماعی هستند و کنش های معین افراد را در درون ساختار تسهیل می کنند. سرمایه های اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معین را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر می سازد (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۴). کلمن برخی از روابط اجتماعی را که می تواند منابع سرمایه ای سودمند ایجاد کند شامل :تعهدات و انتظارات، ظرفیت بالقوه اطلاعات، هنجارها و ایدئولوژی می داند.
تعریف رایج سرمایه اجتماعی درجریان اصلی جامعه شناسی آمریکایی بویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه تعاملات وشبکه هایی که درمیان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی به عنوان پیامد تعهدات وهنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع به کار می گیرند که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود این نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی ها مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و در نهایت توسعه است (وال، ۱۹۹۸: (۳۰۴٫
علاوه بر تعاریف فوق، ازسرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی نیز ارائه گردیده است. پاتنام (۱۹۹۵a : 66) سرمایه اجتماعی را به عنوان “ویژگی های سازمان های اجتماعی مانند: شبکه ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی، که هماهنگی و همکاری متقابل را تسهیل می کند” تعریف می نماید. سرمایه اجتماعی می تواند شکل های گوناگونی داشته باشد، البته پاتنام به شدت آن دسته از مدل هایی را که در خدمت اهداف اجتماعی هستند را مورد بررسی قرار داده است مانند فعالیت های اجتماعی. فعالیت های اجتماعی به “ارتباط مردم با زندگی اجتماعی آنها ” اشاره دارد (پاتنام، ۱۹۹۵b: 665) و شامل عضویت در اتحادیه های محله، گروه های سرودخوانان، یا باشگاه های ورزشی می باشد. به زعم وی شبکه ها، هنجارها و اعتماد، بخش های ضروری تئوری سرمایه اجتماعی هستند (پاتنام، ۱۹۹۵b) که همکاری را آسان تر و احساس اعتماد را بیشتر می کنند و سپس احتمال همکاری در میان این افراد بیشتر می شود. به گفته پاتنام، این اعتماد اجتماعی ناشی از دو منبع وابسته به: هنجارهای روابط متقابل و شبکه های اجتماعی است. اگرچه چندین هنجار وجود دارد که سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهد ولی هنجار عمل متقابل مهمترین آنها است.
پاتنام در بررسی عناصر سرمایه اجتماعی، مشارکتهای اجتماعی را از اشکال ضروری به شمار می آورد و معتقد است که هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است و باعث می گردد که هزینه های بالقوه عهد شکنی در هر معامله ای افزایش یابد. هنجارهای قوی عمل متقابل راتقویت کند، ارتباط را تسهیل و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود بخشد و شبکه های اجتماعی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری است (پاتنام،٢٠٠٠) و بعلاوه برشبکه های اجتماعی از هنجارهای عمل متقابل و اعتماد نیز به عنوان عناصر ذهنی و شناختی سرمایه اجتماعی نامبرد.
افه و فوش علاوه بر عناصری که در تعریف بوردیو، کلمن و پاتنام از سرمایه اجتماعی وجود دارد، در بعد گرایش به آگاهی و توجه، اشاره نموده و آن را شامل مجموعه افکار، عقاید و حساسیت نسبت به زندگی اجتماعی و سیاسی و توجه به هر چیزی که در وسیعترین معنا به امور عمومی اطلاق می شود که مربوط به شکل بالقوه فردی تمایل ضعیف نسبی در دنبال کردن موضوعات مشترک در رسانه های الکترونیکی وچاپی بوده و پیش شرط شناختی ضروری و شکل فعالتر مسئولیت مدنی است که باعث علاقه مندی و دل نگرانی می شود و نقطه مقابل آگاهی و توجه وضعیت شناختی چشم پوشی، بی تفاوتی و شکل گیری نگرش فرصت طلبانه است (ُافه و فوش،٢٠٠٢: ١٩١-١٩٠).
پس درتعریف، سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی جهت « کنش جمعی » تلقی می گردد و این منبع علاوه برآگاهی وتوجه یا دانش نسبت به امور عمومی اجتماعی یا سیاسی است. یعنی آگاهی که موجب علاقه مندی و دل نگرانی است، شامل هنجارهای اعتماد (اعتماد عمومی یا تعمیم یافته و اعتماد نهادی/مدنی)، هنجارها و یا رفتارهای عمل متقابل که در درون شبکه های اجتماعی عمل می کنند و عناصر ساختاری شبکه ها و مشارکت های رسمی و غیر رسمی می باشد. نتایج سرمایه اجتماعی در داخل شبکه شامل مجموعه ای از کنش های جمعی در اشکال و اندازه های مختلف است.
۳-۲-۲-۲- سابقه تاریخی سرمایه اجتماعی
در این رابطه توافق چندانی وجود ندارد بطور کلی تعریفی نیز که ارائه می شود، چندان همگون نیستند. اما اگر بخواهیم کاربردها، مقاصد و تعاریفی که در علوم اجتماعی از این مفهوم می شود دسته بندی کنیم و پیشینه این مفهوم را در آرای اندیشمندان متأخر و کلاسیک جستجو کنیم، شاید در چند حیطه بتوان در ردیابی آن پرداخت.
برخی معتقدند اصطلاح سرمایه اجتماعی برای اولین بار در سال ۱۹۱۶، در مقاله ای توسط هانی فان در دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد،که در مورد حمایتهای محلی از مدارس روستایی است و اشاره به همبستگی اجتماعی و سرمایه گذاری فردی در جامعه داشته است و بعدها در کتاب “مرگ و زندگی در شهرهای امریکایی “جین جاکوبس (۱۹۶۱) مورد اشاره قرار گرفته است، اگرچه وی به طور مستقیم چنین عبارتی را تعریف نکرده، اما به بیان ویژگی‌ها و خصلت هایی پرداخته که به وسیله آنها، حاشیه‌نشین‌‌های شهر می‌توانند به خوبی با همدیگر ارتباط برقرار کنند و گروه هایی را تشکیل دهند که خودشان مسائل و مشکلاتشان را حل کنند و وی توضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند.
دانشمند علوم سیاسی، رابرت سلیسبری در مقاله ای در سال ۱۹۶۹ با عنوان “نظریه داد و ستد در گروه های ذینفع” در نشریه “Midwest Journal of Political Science“ معنی این عبارت را چنین بسط داده است که سرمایه اجتماعی جزئی حیاتی در تشکیل گروه های سودآور است. جامعه شناس پیر بوردیو از این عبارت در سال ۱۹۷۲ در کتاب “طرح نظریه عمل”(بوردیو، ۱۹۷۲) استفاده کرد و چند سال بعد آن را از سرمایه فرهنگی، اقتصادی و نمادین متمایز ساخت. جامعه شناسان جیمز کلمن، بری ولمن و اسکات ورتلی در بسط و عمومی سازی این مفهوم تعریف گلن لوری (۱۹۷۷) را پذیرفته اند (کلمن،۱۹۸۸) و رابرت پاتنام اندیشمند علوم سیاسی این واژه را درباره برهم کنش آن با جامعه مدنی در ایتالیا و امریکا مطرح کرد.
بنابراین سرمایه ی اجتماعی از جمله مفاهیم چند وجهی در علوم اجتماعی است که در اوایل قرن بیستم به صورت علمی و آکادمیک مطرح و از سال ۱۹۸۰ توسط جاکوبس، بوردیو، پاسرون و لوری وارد متون علوم سیاسی و جامعه شناسی شده است (ازکیا و غفاری؛ ۱۳۸۳: ۲۷۸)(وال، ۱۹۹۸، صفحه ۲۵۹). و می توان گفت کاربرد مفهوم سرمایه ی اجتماعی بصورت آنچه که امروزه مدنظر است به تدریج در دهه ۱۹۹۰ رایج شده است اما مفهوم زیربنایی سرمایه اجتماعی قدمتی بس درازتر دارد و به معنای این نیست که در آثار جامعه شناسان کلاسیک اثری از این مفهوم نمی باشد. در علوم سیاسی آمریکا، تحت مبحث جمع گرایی، متفکران قبل از قرن نوزدهم در تحلیل رابطه بین زندگی مشارکتی و دموکراسی، مکررا عبارات مشابهی را جهت تجمیع مفاهیم همبستگی و انسجام اجتماعی استفاده می کرده اند که الهام گرفته از تلاش های نویسندگانی همچون جیمز مدیسون (The Federalist Papers) و الکسیس دو توکویل (دموکراسی در آمریکا) بوده است. جان دیوی احتمالا اولین کسی است که مستقیما از عبارت “سرمایه اجتماعی” در “مدرسه و جامعه” (۱۸۹۹) استفاده کرده، اما تعریفی برای آن ارائه نداده است. همچنین در آثار اندیشمندان و جامعه شناسانی چون مارکس ، زیمل، وبر و دورکیم می‌توان به جستجوی این مفهوم پرداخت که به مفاهیمی همچون اضطرار؛ نفع جمعی، ارزش ها و اعتماد اجتماعی توجه نموده اند که هر یک ابعادی از مفهوم سرمایه ی اجتماعی را در بر می‌گیرد (توسلی؛ ۱۳۸۴:۳).
۳-۲-۲-۳- عناصر و مولفه های سرمایه ی اجتماعی:
با این وجود به نظر ما مولفه های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی که در یک رابطه متعامل قرار گرفته و هر کدام تقویت کننده دیگری‌اند از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند. این سه مولفه از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی نیز هستند.
۳-۲-۲-۳-۱- اعتماد اجتماعی [۳۸]
اعتماد به عنوان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی، از شرایط و الزامات کلیدی موجودیت هر جامعه محسوب شده و برای حل مسائل اجتماعی ضروری به نظر می رسد؛ بطوریکه باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی می گردد. اعتماد، احساس روابط اجتماعی است و رابطه مستقیم با میزان روابط اجتماعی دارد، بدین صورت که هرچه میزان اعتماد اجتماعی میان افراد و گروه ها و سازمان های اجتماعی جامعه بیشتر باشد به همان میزان روابط اجتماعی از «شدت»، «تنوع»، «ثبات» و «پایداری» بیشتری برخوردار است. اعتماد در متن کنش های انسان نمود پیدا می کند به ویژه در آن دسته از کنش هایی که جهت گیری معطوف به آینده دارند و آن نوعی رابطه کیفی است که به تعبیر کلمن، قدرت عمل کردن را تسهیل می کند. به طور کلی اعتماد به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار می رود، این بر مبنای این احتمال است که گروه های بخصوصی از دیگران کارهای بخصوصی را انجام دهند یا از انجام کارهای بخصوصی پرهیز می کنند که در هر صورت بر رفاه دیگران یا بر رفاه یک جمع اثر می گذارد. اعتماد به معنای این باور است که دیگران با اقدام یا برخورداری از اقدام خود به رفاه من یا ما کمک می کنند و از آسیب زدن به من یا ما خودداری می کنند (تاجبخش، ۱۳۸۴: ۲۱۰).
اعتماد، لازمه شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است، اعتماد اجتماعی ایجاد کننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوت‌ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی می‌شود آنتونی گیدنز، اعتماد و تأثیر آن بر فرایند توسعه را زیربنا و زمینه ساز اصلی در جوامع مدرن می‌داند، هر جا که سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد مشارکت و همیاری مردم در عرصه‌های اجتماعی بیشتر و آسیب‌های اجتماعی کمتر است (اکبری، ۱۳۸۳؛۱۱).
هرچه یک گروه اجتماعی دارای شعاع اعتماد[۳۹] بالاتری باشد، سرمایه اجتماعی بیشتری نیزخواهد داشت . چنانچه یک گروه اجتماعی برون گرایی مثبتی نسبت به اعضای گروه های دیگر نیز داشته باشد، شعاع اعتماد این گروه از حد داخلی آن نیز فراتر می رود.
۳-۲-۲-۳-۲-انسجام و همبستگی اجتماعی [۴۰]
” توافق جمعی میان اعضاء یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی و تراکمی ازوجود تعامل درمیان افرادآن جامعه است.”(غفاری، ۱۳۸۰: ۱۱۰ ) دورکیم دو مفهوم انسجام مکانیکی وارگانیکی راازهم متمایزمی کند. دراین تفکیک جوامع سنتی مبتنی برانسجام مکانیکی و شبکه های اجتماعی نزدیک به هم و بر پایه روابط ابرازی است وجوامع مدرن مبتنی برانسجام ارگانیکی با روابط ابزاری آمده است. ” جاناتان ترنربه نقل ازدورکیم می گوید انسجام وقتی رخ می دهد که عواطف افراد بوسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جاییکه افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جاییکه کنشها تنظیم شده و بوسیله هنجارها هماهنگ شده اند وجاییکه نابرابریها قانونی تصور می شوند.”(اکبری، ۱۳۸۳: ۱۷).
انسجام اجتماعی به معنای آن است که گروه وحدت خود را حفظ کرده و با عناصر وحدت بخش خود تطابق و همنوایی داشته باشد. همبستگی و انسجام، احساس مسئولیت بین چند نفر یا گروه است که از آگاهی و اراده برخوردار باشند و حائز یک معنای اخلاقی است که متضمن وجود اندیشه، یک وظیفه، یا الزام متقابل است و نیز یک معنای مثبت از آن بر می آید که وابستگی متقابل کارکردها، اجزاء و یا موجودات در یک کل ساخت یافته را می رساند.
برخی کارهای داوطلبانه در جهت گسترش انسجام اجتماعی :
جمع آوری اعانات و کمک های نقدی و غیر نقدی مردمی
عیادت و دلجویی از بیماران و مددجویان
برگزاری مسابقات ورزشی با هدف شادی بخشی ، امیدزایی و جمع آوری کمک ها
همراهی ، همدلی ، مصاحبت با بیماران و مساعدت در امور جاری زندگی مانند پیاده روی ، درد دل کردن ، هواخوری ، رفتن به سفرهای کوتاه و مقدور ، ایجاد تنوع و…
کمک به افراد معلول در انجام برخی کارهای سخت زندگی روز مره
شناسایی و معرفی خانواده های دارای بیماری های خاص و هزینه بردار ( اکبری، ۱۳۸۳: ۴۱)
از نظر گیدنز، انسجام اجتماعی را نمی توان با اقدام از بالا به پایین دولت یا با توسل به سنت تضمین کرد. ما ناچاریم زندگی را به شیوه ای فعالتر از آنچه در نسل های پیشین درست بود بسازیم و باید برای پیامدهای آنچه انجام می دهیم و عادت های شیوه زندگی که برگزیده ایم، فعالانه تر مسئولیت بپذیریم و باید برای این راه تعادل جدیدی بین مسئولیت های فردی و اجتماعی بیابیم (گیدنز، ۱۳۷۸: ۴۳).
۳-۲-۲-۳-۳-مشارکت اجتماعی[۴۱]
یکی از مولفه های مهم سرمایه اجتماعی که محصول وضعیت شبکه روابط اجتماعی می باشد، میزان مشارکت شهروندان در نظام اجتماعی است. “مشارکت اجتماعی به آن دسته ازفعالیت های ارادی دلالت دارد که ازطریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله، شهر و روستا به طورمستقیم یا غیرمستقیم درشکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند”(محسنی- تبریزی، ۱۳۷۵: ۱۰۸ ). “شبکه های مشارکت مدنی یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هرچه این شبکه ها درجامعه ایی متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان درجهت منافع متقابل بیشتر است. نحوه عینی چنین مشارکتی حضور در جشن ها و مراسم مذهبی و اجتماعی است که فرد از طریق آن کنش مشارکتی از خود بروز می دهد.
در بیان مفاهیم کلیدی این تعریف به موارد زیر اشاره می‌کنیم:

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

تراکم بر هر سه بعد محیط مصنوع یعنی عملکرد، فرم و معنی آن نقش و تأثیر بسزایی دارد. امروزه موضوع تراکم از بعد کیفی از قالب آیین نامه های منطقه بندی و برنامه ریزی کاربری زمین خارج شده و به عنوان شاخصی در تأمین عواملی نظیر میزان تأمین فضایی قابل زندگی برای هر نفر و کیفیت خدمات موجود لحاظ می گردد (عزیزی، ملک محمدنژاد، ۱۳۸۶).
۳-۱-۵-جمع بندی
۳-۱-۵-۱-ویژگی‌های محله پایدار اجتماعی
در برنامه‎ریزی و طراحی خانه‎ها، مجتمع‎های زیستی و محدوده‎های مسکونی، پایداری اجتماعی از اهمیت به سزایی برخوردار است. پایداری اجتماعی به عنوان پیش شرط های اجتماعی لازم جهت حمایت از پایداری محیط زیست تفسیر شده است. فرهنگ بر ساختار اجتماعی، ارزش های اجتماعی و سبک زندگی یک جامعه، و همچنین فعالیت های انسان بر محیط زیست طبیعی تأثیر دارد.( Chiu, 2004) و از آن‌ جایی که ویژگی‌های فیزیکی- اجتماعی محله‌ها متفاوت است، فعالیت‌هایی نیز که در راستای پایدار کردن محلات صورت می‌گیرد، شدیداً به این امر وابسته است. ‌لازمه توسعه پایداری اجتماعی این است که هر فردی آزادی انتخاب چگونگی بهبود کیفیت زندگی در بستر محله‌ها و شبکه‌های اجتماعی خود را داشته باشد. دستاوردهای پژوهش نشان‎دهنده آن است که برای طراحی محلات پایدار اجتماعی، تامین اهداف ذیل ضروری است:
دستیابی و حفاظت از سلامت شخصی، فیزیکی، ذهنی و روانی،
فراهم آوردن سرپناه مناسب،
داشتن فرصت‌های شغلی سودمند و معنی‌دار،
بهبود دانش و درک جهان اطراف‌،
ایجاد فرصت‌هایی برای بیان خلاقیت و لذت بردن از این ابتکار به روشی که نیازهای روانی و معنوی را برآورده سازد،
بیان حس هویت با بهره گرفتن از میراث و فرهنگ،
لذت از حس تعلق،
اطمینان از حمایت دوطرفه اجتماعی از طرف جامعه محلی
لذت آزادی از تبعیض و برای کسانی که از نظر فیزیکی مشکل دارند، لذت از محله‌ای بی‌مانع،
لذت بردن از عدم ترس و امنیت افراد،
مشارکت فعال داشتن در امور مدنی
این اهداف تبیین‌کننده مفاهیمی مانند مشارکت محلی، امنیت، دسترسی به فرصت‌های شغلی، برخوردار بودن از امکانات مناسب و برآورده شدن نیازهای روانی و معنوی است. برای طراحی محله پایدار، با توجه به نقش پایداری اجتماعی در طراحی محله پایدار، توجه به راهبردها و راهکارهای ذیل ضروری است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

ردیف اهداف اصلی برنامه‎ها و سیاست‎های تحقیق
۱ بهبود اجتماع محلی ایجاد فرصت‌هایی برای گروه‌ها و شبکه‌های اجتماعی محلی؛ بهبود سلامت روان از طریق محیط اجتماعی حامی؛ تقویت زندگی فرهنگی و اجتماعی
۲ افزایش تساوی فرصت‌های سکونت متنوع و مقرون به‌صرفه؛ بهبود دسترسی امکانات محلی؛ بهبود گزینه‌های حرکت- مخصوصاً پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و حمل و نقل عمومی
۳ بهبود زندگی سالم بهبود کیفیت هوای محلی؛ تشویق شیوه زندگی فعال؛ تسهیل دسترسی به میوه و سبزی تازه در محله
۴ بهبود امنیت و اطمینان کاهش امکان تصادفات؛ کاهش ترس نسبی از خشونت خیابانی؛ تشویق حس مالکیت و تعلق
۵ بالا بردن آزادی انتخاب فرصت‌های متنوع امکانات محلی، کار و رابطه اجتماعی؛ ایجاد گزینه‌های حرکتی و شیوه‌های زندگی
۶ افزایش تصمیم‌گیری محلی ساخت سرمایه اجتماعی محلی با بهره گرفتن از فرایند مشارکت؛ ایجاد مشارکت و اعتماد؛ افزایش کنترل کاربر بر سیستم‌های محلی

۳-۱-۶- منابع
اعطاء، علی . حسینمردی، حمید (۱۳۸۶)، نشستی درباره طراحی خانه در ایران. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۱۲۴-۱۲۹٫
براندفری ،هیلدر، (۱۳۸۳) “طراحی شهری به سوی یک شکل پایدارتر شهر” ترجمه حسین بحرینی-انتشارات پردازش و برنامه ریزی شهری-چ اول ،تهران
بوردیو، پیر (۱۳۸۹). “شکل‎های سرمایه، سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه”، به کوشش کیان تاجبخش، ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، چاپ سوم، تهران: شیرازه
پیراهری, نیر (۱۳۸۸) “سرمایه اجتماعی در نظریات جدید.” پژوهش نامه علوم اجتماعی، شماره ۳٫
خبازی، محمد (۱۳۸۶). خانه خوداتکا، مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۱۳۴ .
خلیجی، کیوان و صفدری، داود (۱۳۸۹). شاخصهای با همستانهای پایدار و استفاده از آن در فرایند توسعه شهری. مجله آبادی. شماره ۶۶٫ صفحه ۹۶-۱۰۳٫
رئیسی، ایمان، عباس زادگان مصطفی و حبیبی ابوالفضل (۱۳۸۶)، پایداری اجتماعی در مسکن. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۶-۱۱٫
سرتیپی پور، محسن (۱۳۸۳)، آسیب شناسی مشکلات مسکن در ایران. مجله صفه. شماره ۳۹٫ صفحه ۲۳-۴۲
-صالحی، اسماعیل، (۱۳۸۷ ) ،”ویژگی های محیطی فضاهای شهری امن”، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی و معماری
ضابطیان،الهام – رفیعیان،مجتبی ،(۱۳۸۷). “درآمدی بر فضاهای امن شهری با رویکرد جنسیتی “، نشریه جامعه شناسی و علوم اجتماعی جستارهای شهرسازی ، -شماره ۲۴ و ۲۵
طالبی, ژاله. (۱۳۸۳) “روابط اجتماعی در فضاهای شهری.” نامه علوم اجتماعی ۲۴٫
عزیزی؛ محمد مهدی، ملک محمد نژاد؛ صارم.( ۱۳۸۶ )” بررسی تطبیقی دو الگوی مجتمع های مسکونی (متعارف و بلند مرتبه) مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی نور (سئول) و اسکان تهران”، نشریه هنرهای زیبا، شماره ۳۲،
عینی فر؛ علیرضا، (۱۳۸۸). “تحلیل رابطه طراحی کالبدی و تجربه محله مسکونی”، هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی، شماره ۴۰٫
فلاحت، محمدصادق ( ۱۳۸۵ ). “مفهوم حس مکان و عوامل شکل دهنده آن”، نشریه هنرهای زیبا، شماره بیست و شش، صفحه ۵۷-۶۶
قائم ، گیسو (۱۳۷۵) . “زبان مشترک ساخت مسکن در معماری گذشته ایران”. مجله علمی پژوهشی صفه، شماره ۲۱، صفحه ۲۲-۲۷٫
قماشچی، وحید (۱۳۷۹). مشارکت مردمی در توسعه پایدار. مجله علمی پژوهشی صفه. شماره ۳۱٫ صفحه ۴-۱۴٫
لنگ، جان،(۱۳۸۳)، “آفرینش نظریه معماری (نقش علوم رفتاری در محیط) “،، ترجمه عینی‌فر، انتشارات دانشگاه تهران. تهران.
مدنی پور، علی (۱۳۸۴) . “طراحی فضای شهری نگرشی بر فرایندی اجتماعی و مکانی”. مترجم فرهاد مرتضائی. ناشر شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری وابسته به شهرداری تهران
مدنی‌پور، علی. نوریان، فرشاد،(۱۳۸۷).” فضاهای عمومی و خصوصی شهر”، شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری، تهران، چاپ اول
محمودی، محمد مهدی(۱۳۸۸). “توسعه ی مسکن همساز با توسعه ی پایدار”، انتشارات دانشگاه تهران.
Bramley ,G, Dempsey, N, Power, S, Brown, C. (2006) “What is ‘Socil Sustainability’, and How Do Our Existing Urban Forms Perform in Nurturing it?”, planning research conference, Bartlett School of Planning, UCL, LONDON
Chiu, Rebecca L. H.(2004) “Socio-cultural sustainability of housing: a conceptual exploration”, Housing,Theory and Society, 21: 2, 65 – 76
Coleman, J. (1978). “Current contradictions in adolescent theory”. Journal of Youth and Adolescence۷, ۱–۱۱٫
Dave, S .(2009), Neighbourhood Density and Social Sustainability in Cities of Developing Countries, Published online in Wiley InterScience (www.interscience.wiley.com) DOI: 10.1002/sd.433
Edwards, B. Turrent, D. (2000). “Sustainable housing principles and practice”, London, E&EN Spon.
Fleury-Bahi, Gh. . Felonneau, M & Marchand, D. (2008). “Process of Place Ider, tification andResidential Satisfaction”, Environment and Behavior, 40: 669-82
Goodland, R., 2003, “Sustainability Human, Social, Economic and Environmental”, World Bank Washington DC, USA
Jenks, M, Jones, C (2010), “Dimensions of the sustainable city2”, Springer

۳-۱-۴-۴-رضایت مندی از محیط مسکونی
امکانات عمومی در دسترس مردم قضاوت درباره رضایت از محله مسکونی را تحت تأثیر قرار می دهد ظاهر مطلوب محله و نحوه نگهداری خانه های مجاور با میزان رضایت مندی مردم رابطه معناداری را نشان داده اند. تراکم محله مسکونی و دسترسی به فضای سبز طبیعی نیز در رضایت مردم از محله مهم تشخیص داده شده است (Kearney, 2006). همچنین عوامل اجتماعی- کالبدی معرف هویت مکان در رضایت مردم از محله مؤثر است (Fleury-Bahi, Felonneau & Marchand, 2008).
عوامل اجتماعی- کالبدی معرف هویت مکان در رضایت مردم از محله مؤثر است.
دسترسی به طبیعت مهم ترین عامل جلب رضایت مردم از ویژگی های عینی مسکن بوده است.
در این تحقیق همبستگی‌های متعددی را میان ساکنان و ویژگی‌های محله ارزشیابی‌های متفاوتی دارند، به گونه‌ای که شبکه‌های اجتماعی، ویژگی‌های بصری و کالبدی و ویژگی‌های فردی و خانوادگی، همگی از عوامل تعیین کننده ابراز رضایت مردم از محله و محیط‌های مسکونی‌اند.
بنابراین، تحلیل یافته‌های پژوهش‌های مرتبط با موضوع نشان می‌دهد که ویژگی‌های برگرفته از طراحی مجموعه‌های مسکونی به اندازه فعالیت‌ها و روابط متقابل اجتماعی، با میزان رضایتمندی ساکنان ارتباط دارند. نکته مهم، اهمیت نسبی هر کدام از این عوامل در محله‌های مختلف و در متن فرهنگ‌های گوناگون است.
دلبستگی به اجتماعی محلی ریشه عمیق در مشارکت فردی در تعاملات اجتماعی محلی دارد. محیط انسان ساخت، اگر انتخاب شود و کیفیت آن مطلوب باشد، در ایجاد این پیوند روحی و روانی سهیم است. رضایت از اجتماع محلی تحت نفوذ مؤثر محیط بوم شناختی و کالبدی است.
۳-۱-۴-۵-امنیت
امنیت یکی از مهمترین عوامل سازنده کیفیت مطلوب در طراحی عرصه های گروهی است. در واقع می توان گفت، وجود محیطی امن برای زندگی از ضروریات و نیازهای اصلی انسان می باشد. احساس ناامنی در محیط و نگرانی های ناشی از مکان های ناامن، سایر فعالیت های انسانی را تحت شعاع قرار داده و امور اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و غیره به درستی انجام پذیر نخواهد بود. امنیت به حفاظت از اشخاص و دارایی های آنها بر می گردد. کمبود امنیت، احساس خطر و ترس از جرم و جنایت موجب کاهش استفاده از عرصه های همگانی می گردد. بنابراین می توان گفت، ایجاد احساس امنیت و ایمنی لازمه موفقیت طراحی می باشد. احساس امنیت یکی از اصلی ترین عوامل پایداری فضاهای شهری به شمار می رود و بدون احساس امنیت هیچ فضای شهری عرصه حضور و تعاملات اجتماعی شهروندان نخواهد بود.
هیلیر ( ۱۹۹۶ ) به عنوان یکی از پیروان رویکرد موضعی بیان می دارد که ایجاد محدودیت های فضایی بسیار جهت پیشگیری از وقوع جرم علیرغم ایجاد احساس امنیت، بیشتر مانع حرکت طبیعی و راحت مردم در فضا می شوند . به اعتقاد او حضور طبیعی مردم در فضا است که امنیت را برای فضاهای شهری به ارمغان می آورد. او در مطالعات خود پیرامون پیکربندی فضایی و حرکت به این نتیجه رسید که ایجاد فضاهایی با هویت و شخصیت متمایز حضور علاقمند مردم در فضاها و احساس امنیت ناشی از آن را افزایش می دهد.
آرامش فضای شهری از ابتدا به وسیله پلیس تأمین نمیشود ولی با حضور پلیس تضمین میشود. آرامش فضای شهری ابتدا به وسیله شبکه ناخودآگاه و پیچیده اجتماعی و استانداردهای موجود میان مردم حفظ میشود. او در مورد خود انتظامی بودن یک خیابان چنین توضیح میدهد: میباید چشمهایی همواره خیابان را بنگرند، چشمهای کسانی که ما همواره آنان را مالکین طبیعی و حقیقی خیابان مینامیم. پیاده روهای خیابان میباید به صورت مداوم مورد استفاده قرار گیرد تا بر چشمهای ناظر بر خیابان افزوده شود و به ساکنین خیابان شیوه نظارت به خیابان آموزش داده شود
یکی از مهمترین عواملی که در افزایش حس امنیت مؤثر است، استفاده از نور و روشنایی میباشد. نور مناسب به مردم کمک میکند که ببینند و دیده شوند. بنابراین نور دو کار انجام میدهد، نخست این که به کسی که ناظر یک وضعیت است کمک میکند که واضحتر ببیند. این امر موجب میشود با افزایش قوه احساس تحت مراقبت بودن، ارتکاب جرم کاهش یابد. دوم این که مردم را تشویق میکند در محل بمانند زیرا رؤیت پذیری بیشتر مانع جرم میشود.
بنابراین برنامه ریزی و طراحی کالبدی در میزان تعاملات اجتماعی و امنیت مجتمع های مسکونی مؤثر است. اسکار نیومن، معتقد است که ساکنان مجموعه های مسکونی باید بتوانند فضاهای باز محیط زندگی خود را کنترل کنند و نگذارند بیگانه ای به این فضاها تجاوز کند. بنابراین فضای قابل دفاع، فضایی است که تشخیص و کنترل فعالیت ها را برای ساکنان آسان می سازد )لنگ، (۱۳۸۳ . کلمن، در این باره گفته است: هرچه تعداد طبقات، واحدها، بلوک ها، راهروهای ارتباطی و راهروهای فرار افزایش یابد، وضعیت اجتماعی وخیمتر می شود (Coleman, 1978). برای مثال در ساختمان های زیر شش طبقه جرائم کمتری نسبت به ساختمان های بیش از ۶ طبقه رخ می دهد.
نیومن سه فاکتور افزایش جرم در محلههای مسکونی را چنین برمیشمرد:
ـ بیگانگی: مردم همسایگانشان را نمیشناسند.
ـ عدم وجود نظارت : مکانهای وقوع جرم، ارتکاب جرم را به راحتی و بدون آن که مجرم دیده شود ممکن میکند.
ـ دسترس بودن راه فرار : امکان ناپدید شدن مجرم از صحنه جرم را به سرعت ممکن میسازد.
لذا نیومن معتقد است که با بهره گرفتن از ساز و کارهای نمادین و شکل دادن عرصه های تعریف شده میتوان یک محیط را تحت کنترل ساکنانش درآورد.
فضاهایی که امکان دیدن و دیده شدن در آنها بیشتر باشد و در ضمن امکان کمی برای فرار فراهم آورند پتانسیل کمتری برای فعالیت مجرمان فراهم میآورند. از این رو، برای مثال استدلال میشود که دیوارها و پرچینها میتوانند به عنوان موانع فیزیکی تلقی شوند و حس ناامنی را افزایش دهد در حالی که وجود نشانهای که حاکی از نظارت مردم بر محله باشد میتواند حس امنیت را افزایش دهد.
۳-۱-۴-۵-۱-ابعاد امنیت:
به طور کلی دو بعد برای امنیت وجود دارد: یکی بعد عینی (Objective) که با پارامترهای عینی محیطی و رفتاری ارزیابی می گردد و دیگری بعد ذهنی (Subjective) است که بر اساس احساس امنیت از جمع درک می شود. هر دو بعد می توانند بر یکدیگر تأثیر بگذارند، اثر مثبت و یا منفی. بنابراین لازم است که این دو بعد را مورد توجه قرار بدهیم تا امنیت ارتقاء یابد.
ویژگی های یک فضای امن شهری:
افراد بتنوانند ببینند و دیده شوند.
بشنوند و شنیده شوند.
بتوانند کمک کنند یا فرار کنند. (ضابطیان و رفیعیان، ۱۳۸۷)
و در نتیجه نباید محلی برای تحریک جرم و ناامنی وجود داشته باشد و بالعکس باید همواره با مداخلات فیزیکی و اجتماعی، محیط را منسجم و روح وحدت را در فضاهای عمومی حاکم گردانید.
به طورکلی برخی از ویژگی های یک فضای امن شهری را می توان به شرح زیر بیان داشت:
در یک فضای امن و راحت مردم تمایل دارند که یکدیگر را ببینند و آن فضا قابلیت اجتماعی شدن (Sociability) خواهد داشت.
اتصالات به پیرامون آن فضا (دسترسی ها) راحت تر صورت می گیرد.
مکان خوبی برای یک سری از فعالیت ها می شود.
آن فضا جذاب می شود و در اذهان باقی می ماند.
به طور کلی یکی از المان های اصلی یک فضای امن شهری رونق و حیات جاری در آن است.
۳-۱-۴-۶-تناسب توده-فضا
هرچه تعاملات کم تر باشد، امنیت مجتمع مسکونی نیز کمتر می شود و بالعکس، هرچه تعاملات اجتماعی در مجتمع بیشتر باشد، امنیت و هنجارهای اجتماعی در آن افزایش می یابد. البته افزایش تعاملات اجتماعی با افزایش تعداد واحدهای مسکونی از دو تا دوازده واحد مسکونی در هر بلوک رابطه مستقیم دارد، ولی وقتی تعداد از ۱۲ واحد در هر مجتمع بالاتر می رود، تعاملات اجتماعی به جای افزایش، کاهش می یابد. این اتفاق بدین دلیل رخ می دهد که با افزایش بی حساب و نسنجیده تعداد واحدهای مسکونی در یک بلوک، گروه اجتماعی متشکله از همسایه ها و خانواده های آن بلوک هویت خود را از دست می دهند و به انبوهه ای از آدم های در کنار هم تبدیل می شوند.
تعداد واحدهای مسکونی در یک واحد همسایگی بهتر است به حدی باشد که تشکیل گروه اجتماعی دهد و از به وجود آمدن ازدحام و یا به تعبیر “آنتونی گیدنز” انبوهه جلوگیری شود. وی در کتاب جامعه شناسی خود این دو تعبیر را این طور بیان می ‌کند:
«گروه اجتماعی، عبارت است از عده ای از افراد که دور هم جمع می شوند و با یکدیگر به طور منظم کنش متقابل دارند. انبوهه، به مجموعه ای از افراد گفته می شود که در یک زمان، در یک مکان حضور دارند، اما هیچ گونه ارتباط معین و مشترکی با یکدیگر ندارند».
بنابراین رعایت حد شناسایی، وضوح و تعداد واحدهای مسکونی یک بلوک، برای افزایش تعاملات اجتماعی و امنیت بیشتر ضروری است. در این رابطه، در برنامه ریزی مجتمع های مسکونی بویژه در برنامه ریزی زمین های مسکونی بیشتر از ششصد متر مربعی که استعداد پذیرش واحد مسکونی بیشتر از ۱۲ واحد مسکونی را دارند) با توجه به یافته حاضر(، عدم کفایت ضوابط جاری شهرداری ها اثبات می گردد. شایان توجه است که طبق ضوابط فعلی، تعداد واحدهای هر مجتمع یا بلوک مسکونی تابعی از مساحت عرصه و تراکم محل و تعداد پار یکنگ های تأمین شده است. به عنوان مثال در یک زمینِ به ابعاد ۵۰×۲۰ به مساحت ۱۰۰۰ متر مربع، می توان مجتمعی با تعداد۲۰ واحد مسکونی و هرکدام با زیر بنای ۱۵۰ متر مربع مفید ساخت و یا مجتمعی با تعداد ۳۰ واحد مسکونی، هر کدام با زیربنای ۱۰۰ متر مربع و یا مجتمعی با تعداد ۴۰ واحد مسکونی و هر کدام با مساحت زیربنای ۷۲ مترمربع مفید احداث کرد. ملاحظه می شود که ضوابط فعلی، کنترلی نسبت به تعداد واحدهای مسکونی برای تأمین امنیت و یا افزایش تعاملات اجتماعی و یا پایداری واحدهای مسکونی ندارد. به همین دلیل باید عامل کنترل کننده دیگری به منظور افزایش تعاملات اجتماعی و امنیت و پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی دخالت داده شود. (قائم مقامی، ۱۳۸۹)
نحوه شکل گیری توده و فضا و رعایت تناسبات بهینه از عوامل کلیدی در توسعه پایدار مسکن می باشد. که در دو بخش زیر قابل بررسی است:
چیدمان مطلوب بلوک های ساختمانی:
در طراحی و برنامه ریزی مجتمع های مسکونی موضوع توده-فضا مطرح می شود. طراحی مجموعه ای مسکونی به معنای چیدن تعدادی بلوک ساختمانی یک شکل در کنار هم نیست، بلکه ایجاد محصوریت فضایی، فراهم آوردن فضای باز با کیفیت و ایجاد ترکیب زیباشناسانه ای بین توده ساختمانی و فضای شهری باید در جانمایی بلوک ها اندیشه گردد. نحوه تعیین بلوک های ساختمانی نیز جهت نورگیری و رفت وآمد و توقف اتومبیل، فضای باز و سبز، و به طور کلی تنظیم ارتباط بین بلوک های ساختمانی و فضای باز، یعنی طرحی که برای فضاهای باز تعریف و مفهوم و کارکرد ویژه ای ( مثل فضای تجمع عمومی، باغچه عمومی، محل بازی کودکان، مسیرهای پیاده، دوچرخه، زمین های بازی و…) قائل شود از اهمیت خاصی برخوردار می شود.
سطح اشغال مناسب و تراکم بهینه:
تراکم به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای برنامه ریزی شهری، از ابعاد گوناگون بر فرم، عملکرد و کیفیت مجتمع های مسکونی اثر می گذارد. به عنوان مثال، تراکم و سطح اشغال ساختمانی در زمین، میزان فضای باز قابل استفاده جهت فضای سبز، فضاهای فراغتی و دسترسی ها را تعیین می کند. بر اساس تحقیقات موجود، تراکم مطلوب و متغیرهای کنترل کننده آن می توانند تأمین کننده و نشان دهنده مواردی باشند که از آن جمله می توان به نور، آفتاب و هوای کافی و فضاهای باز جهت استفاده کلیه واحدهای مسکونی، فضای کافی برای کلیه خدمات و تسهیلات لازم شهری و محله ای، ایجاد احساس گشودگی و تأمین عرصه های خصوصی برای ساکنان اشاره کرد.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

در مرحله ی ساخت یکی از موارد با اهمیت ، مدیریت مصالح ورودی و نخاله ها در سایت اجرای پروژه است . به طور کلی مراحل مختلف ساخت ، آلودگی های بسیاری به محیط تحمیل می کند و توسعه ی مسکن باید به گونه ای باشد که این آلودگی ها به حداقل ممکن برسد ، همچنین با مدیریت صحیح ضایعات ساختمانی از تحمیل هزینه های اضافی بر محیط زیست جلوگیری شود . (محمودی، ۱۳۸۸: ۹)
در مرحله ی بهره برداری تاثیرات زیست محیطی فعالیت های ساکنان یک سکونتگاه به شکل دیگری بروز می کند ، زندگی انسان در شهر با تولید زباله های خانگی ، مصرف آب و تولید فاضلاب و مصرف سوخت های فسیلی در سرمایش و گرمایش ساختمان ، و ایجاد آلودگی هوا ناشی از حمل و نقل همراه است که در صورت مدیریت نادرست ، هر یک ممکن است سبب آلودگی محیط زیست شود . به این صورت پایداری ساختمان به روند صحیح زندگی ساکنان آینده ی آن نیز بستگی دارد .
در مرحله ی تعمیر و نگهداری ساختمان نیز نه تنها ایجاد ضایعات ساختمانی و شیوه ی بازیافت آن بر محیط زیست اثر می گذارد ، بلکه تغییرات و روند انجا آن آلودگی های صوتی و بصری را به طور موقت یا دائم ایجاد می کند . بنابراین هر نوع سیاست توسعه ی مسکن باید به گونه ای باشد که با در نظر گرفتن پنج مرحله ی مذکور در چرخه ی عمر یک ساختمان هزینه های زیست محیطی تحمیل شده به طبیعت به حداقل برسد . (محمودی، ۱۳۸۸: ۱۰)
۲-۱-۳-۱-۲-پایداری اقتصادی مسکن
از آنجا که ساخت مسکن فرایندی تولیدی است ، برای آنکه این صنعت پایدار باشد ، باید درآمدزا باشد ، به عبارتی همواره باید توجه داشت که پروژه های مسکن سازی به ویژه پروژه های ساخت و ساز عمده ی مسکن ، باید توجیه پذیری مالی داشته باشند. از طرف دیگر ، خریدار نیز باید توانایی پرداخت داشته باشد . این مفهوم که با عنوان قابلیت تهیه ی مسکن مطرح می شود ، یکی از عوامل پایداری اقتصادی توسعه ی مسکن است . ایحاد هماهنگی بین این دو مسئله یعنی مابین سود تولید کننده و ایجاد قابلیت تهیه ی مسکن برای خریدار ، به برنامه ریزی ویژه ای نیاز دارد. البته نباید این مهم سبب شود از ارتباط محیطی سالم مسکن کاسته شود . توسعه ی دانش فنی ، استفاده از مصالح ساختمانی بهینه و دقت در طراحی ممکن است توجیه پذیری مالی پروژه را تامین کند ، بدون آنکه اثرهای زیست محیطی نامناسبی را به محیط زیست تحمیل کند.( محمودی، ۱۳۸۸: ۱۰)
۳-۱-۳-۱-۳-پایداری اجتماعی مسکن
یکی از دلایل عمده ی تخریب محیط زیست ، تغییر الگوهای معماری در دهه های گذشته بود ، به طوری که با تغییر الگوی معماری مبتنی بر شرایط محیطی به معماری متکی به فناورهای صنعتی جدید ، نقش محیط طبیعی و تعامل آن با محیط مصنوع در شکل گیری معماری و توسط شهرها کمرنگ تر شد . این مسئله موجب بروز احساس بی تعلقی شهر نشینان به عناصر طبیعی و توسعه ی شهرها بر اساس نظام معماری جدید سبب تخریب محیط زیست شد . امروزه با افزایش این بحران نیاز به اتخاذ تدابیری برای هدایت رفتارهای اجتماعی افراد به نزدیکی بیشتر به طبیعت به شدت احساس می شود . باید توجه داشت که هر چه آگاهی و تمایل به زندگی به شیوه ی پایدار از نظر زیست محیطی بیشتر باشد ، سازندگان مسکن و دولت نیز برای رعایت مسائل زیست محیطی در انتخاب محل استقرار ، طراحی و … تمایل بیشتری نشان خواهند داد .
عدالت اغلب با مساوی بودن اشتباه گرفته می شود. در ارزیابی اینکه سیاست های توزیعی همچون سیاست های مسکن عادلانه اند. ( مثل سیاست اجازه به شرط تملیک ) یا غیره ، اغلب به توزیع سود و زیان تکیه می شود . محققان بر این عقیده اند که سیاست های عدالت جویانه ی مسکن باید حق انتخاب مشتریان و قابلیت تحرک در بازار مسکن را افزایش دهند و از سیاست هایی که به گروه خاصی از جمعیت نفع می رسانند و همزمان به فرصت های بقیه ی اقشار برای تهیه ی مسکن مناسب لطمه وارد می سازند ، به شدت اجتناب کنند .
در این زمینه مسئله جداگزینی اجتماعی اهمیت خاصی دارد. برنامه ی توسعه ی مسکن باید به گونه ای باشد که یک سکونتگاه متعلق به همه ی قوم باشد و از جدایی گزینی اقشار جامعه که به بروز ناهنجاری های اجتماعی منجر می شود، جلوگیری شود. (محمودی، ۱۳۸۸: ۱۰-۱۱)
مطالعات صورت گرفته نشان دهنده آن است که پایداری اجتماعی در شکل‎گیری خانه‎ها، مجتمع‎های زیستی و محدوده‎های مسکونی، از اهمیت به سزایی برخوردار است. بر اساس مطالب گفته شده لزوم در نظر داشتن ارتباط بعد اجتماعی پایداری با سایر ابعاد، توجه به وزن و مقیاس جنبه‌های پایداری اجتماعی و درنظر داشتن شرایط و محدودیت‌های خاص هر محیط در تعریف پایداری اجتماعی باید مد نظر قرار گیرد. پایداری اجتماعی کیفیتی است که متوجه نحوه ارتباط افراد بر اساس ارزش‌های فرهنگی-اجتماعی جوامع است و توسط محقق شدن اصول برابری اجتماعی، رفاه انسان و برطرف شدن نیازهای مادی و معنوی او، در سایه توجه به امکانات زیست‌محیطی و شرایط اقتصادی-اجتماعی هر جامعه‌ای، برآورده می‌شود. این چنین است که پایداری اجتماع محلی، را مبنایی برای ارتقای مشارکت معنادار شهروندان در فعالیت‎های مربوط به مجتمع مسکونی و سایر فعالیت‎های داوطلبانه مربوط به محل زندگی ایشان دانسته‎اند.
پایداری اجتماعی به معنای حفظ و بهبود بخشی سرمایه اجتماعی، یعنی شکل دهی جوامعی همگن و یکپارچه با منافع متقابل، دارای ارتباط و تعامل میان گروه های مردمی، جامعه ای دارای احساس ترحم، صبوری، قابلیت انعطاف و تابع عشق و وفاداری که گاه با سرمایه اخلاقی نیز همراه می شود. سرمایه اجتماعی به حقوق برابر انسان ها و مذهبی و فرهنگی و همچنین حفظ ارزش هایی که چنین شرایطی را در جوامع انسانی می پرورانند، اطلاق می شود (Goodland, 2003: 5 ).
مفهوم پایداری اجتماعی عمدتا با ابعاد کیفی همگام است و با مفاهیمی چون « زندگی انسانی » و « احساس رفاه » مورد ارزیابی قرار می گیر د. پایداری اجتماعی به معنای حفظ و بهبودبخشی سرمایه اجتماعی، یعنی شکل دهی جوامعی همگن و یکپارچه با منافع متقابل، دارای ارتباط و تعامل میان گروه های مردمی، جامعه ای دارای احساس ترحم، صبوری، قابلیت انعطاف و تابع عشق و وفاداری که گاه با سرمایه اخلاقی نیز همراه می شود. سرمایه اجتماعی به حقوق برابر انسا ن ها و مذاهب و فرهنگ ها و همچنین حفظ ارزش هایی که چنین شرایطی را در جوامع انسانی می پرورانند، اطلاق می شود (Goodland, 2003, 1- 6).
متغیرهای کالبدی که اثرات آن ها در این رابطه مورد پرسش واقع شده اند، به شرح زیر است:
کمیت و کیفیت فضاهای داخلی شامل فضاهای اصلی و فضاهای سرویس دهنده در پایداری؛
کمیت و کیفیت فضاهای مشاع خارج از ساختمان )فضای سبز، فضای بازی و …( در میزان پایداری مجتمع؛
کمیت و کیفیت فضاهای مشاع داخلی )پارکینگ، انباری، تأسیسات و…( در پایداری؛
هویت کالبدی و هیبت بیرونی مجتمع )نما و عناصر خارجی( در میزان پایداری؛
کیفیت و وسعت فضاهای ورودی )پیش ورودی، سردر، لابی و … ( در پایداری؛
کمیت و کیفیت دسترسی های سواره و پیاده مرتبط با مجتمع مسکونی در پایداری؛
کمیت پدیده های فیزیکی مانند انتقال اصوات مزاحم، نور، تهویه، دید و منظر در پایداری؛
میزان انعطاف پذیری و قابلیت تغییر فضاها در پایداری مجتمع مسکونی؛
میزان امنیت وابسته به سرایدار و یا مستقل از سرایدار در پایداری؛
کمیت روابط اجتماعی و تعاملات همسایگان در میزان پایداری.
۳-۱-۴- طراحی کالبدی و معیارهای سنجش پایداری در محله مسکونی
طراحی کالبدی می‌تواند زمینه بروز فعالیت‌های در مقیاس محله را تقویت نماید. فضای کالبدی محله‌هایی که زمینه بروز فعالیت‌هایی را ندارد، نسبت به این فعالیت‌ها خنثی یا بازدارنده‌اند. فضای کالبدی محله، با افزایش فرصت‌ها و موقعیت‌های تعامل اجتماعی، می‌تواند نسبت به ایجاد تعامل اجتماعی تشویق کننده باشد. اگرچه زیر تقسیمات فضاهای محله قابل تفکیک نیستند، می‌توانند به گونه‌ای طراحی شوند که ضمن تأمین فعالیت‌ها، نمادی از هویت محله باشند. محدوده تعریف شده قوی و همگونی اجتماعی مهم‌ترین متغیرهای معرف هویت هستند. تفاوت‌های اجتماعی و سنت سکونت در هر اجتماع محلی، در چگونگی بیان هویت کالبدی مؤثر است.
دستاورد اجتماعی انسجام ساختار فضایی محله، انسجام اجتماعی و امنیت و نیز جلوگیری از رفتارهای ناهنجار و آنومیک در هریک از محلات میباشد. بدین ترتیب، ساختار فضایی محلات حداقل با مشخص بودن محدو ده های آن و نیز برخورداری از یک مرکز شکل مییابد. ساختار فضایی مشخص به افزایش احساس تعلق میانجامد و زمینه مناسبی برای کنترل و نظارت اجتماعی به وجود میآورد (صالحی، ۱۳۸۷ : ۶۵) .
احیای مراکز هویت بخش محلهای از نیازهای اجتماعی یک شهر است. شهروند یا ساکن محله و شهر احساس تعلق و وابستگی به هم محلهای میکند و به هویت خود و محله شهری خود میاندیشد. برای جذب مردم به فضای اجتماعی محله باید شاخصهای امنیتی، دسترسی پیاده، نظارت اجتماعی و انجام مراسم جمعی و آیینی در فضای شهری وجود داشته باشد. با این اساس، اجتماعی مردم محله برای بهبود کیفیت و امنیت محله خود دست به تشکیل نهادهای مشارکتی و اجتماعی میزنند. این نهادهای مشارکتی، شورای محله، انجمن شهر، شوراهای شهری و مساجد هستند.
۳-۱-۴-۱-عدالت اجتماعی
طراحی مبتنی بر پایداری نیازمند توجه به عدالت اجتماعی است. از بررسی ادبیات موضوع دو مفهوم قابل تشخیص و فرادست در هسته مفهوم پایداری اجتماعی برداشت می‌شود. این دو مفهوم شامل مباحث تساوی اجتماعی[۳۵] و مباحث مربوط به خود پایداری اجتماع محلی[۳۶] هستند. تساوی اجتماعی شامل دسترسی به خدمات و فرصت‌هاست در حالیکه پایداری اجتماع محلی شامل ابعاد فرعی زیادی مانند حس تعلق به محله، تعاملات اجتماعی و امنیت محله، کیفیت محیط بومی، رضایت از مسکن، دوام، و مشارکت در فعالیت‌های جمعی مدنی است. این دو بعد اصلی پایداری اجتماعی با دیگر اصطلاحاتی که به طور گسترده‌ای در مفهوم پایداری اجتماعی استفاده می‌شوند(پیوستگی اجتماعی، سرمایه اجتماعی و محرومیت اجتماعی) همپوشانی دارند. این‌ها در کنار هم بر کیفیت زندگی، یکپارچگی اجتماعی و پیوستگی گروه‌های مختلف جامعه تأثیر می‌گذارد(Dave, 2009: 42). از این رو می‎توان اینچین نتیجه‎گیری کرد که توجه به عدالت اجتماعی زیربنای پایداری اجتماعی و تحقق اهداف توسعه پایدار در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیست‎محیطی است.
علاوه بر مفهوم مطرح شده مفاهیم سرمایه اجتماعی، پیوستگی اجتماعی و محرومیت اجتماعی[۳۷] نیز تأثیر قابل توجهی بر پایداری محلات دارند. این مفاهیم در محله متضمن این عوامل‌اند:۱- تعاملات درون محله و شبکه‌های اجتماعی ۲- مشارکت جامعه ۳- حس تعلق و غرور ۳- ثبات محله ۴- امنیت. هرکدام از این ابعاد به تعدادی مباحث جالب در سیاست شهری مرتبط هستند. گنجاندن ملاک تعاملات به عنوان بخشی از تعریف ما از پایداری اجتماعی مؤکد این است که تنها به دست آوردن مخلوطی از ویژگی‌های جمعیتی درون یک حوزه نیست که اهمیت دارند، بلکه این مسئله که آیا مردم شخصاً با همسایه‌اشان در تعامل‌اند، حائز اهمیت است. به عبارت دیگر انگیزه و میل به ارتباط با دیگران در محله و این‌که چه عواملی به ارتقاء آن کمک می‌کند، می‌بایست مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات بر روی این مسئله حوزه ارتباطات اجتماعی ضعیف و قوی را مشخص می‌کند.
مسئله دیگر استفاده مردم از امکانات درون همسایگی و نگرش آن‌ ها نسبت به این امکانات است. فرض این است که اگر مردم در فعالیت‌های درون جامعه محلی خود مشارکت کنند، روابط قوی‌تری با اجتماع خود خواهند داشت. «استدلال مشابهی برای ایده حس مکان و غرور وجود دارد، یعنی که اگر مردم به محله خود وابسته باشند، می‌خواهند در آن زندگی کنند و برای ادامه توسعه آن کمک کنند. چهارمین بعد از منظر پایداری جامعه، ثبات آن است. محیط‌هایی با میزان جابه‌جایی زیاد، بی‌ثبات و نامطلوب درک می‌شوند. ثبات اجتماعی معمولاً با سطوح بالاتر همبستگی اجتماعی و فوایدی همچون سطح کم جرم و جنایت همراه است.» (Bramley et al., 2006:6) تحلیل پیوستگی اجتماعی و محرومیت اجتماعی، رابطه معنادار عدالت اجتماعی و طراحی مبتنی بر پایداری را مشخص می‎کند
۳-۱-۴-۲-هویت مکانی
احراز هویت یک مکان این امکان را می دهد که فرد در آن فضا مطمئن تر و با آرامش بیشتر حرکت کند. شناخت ، آشنایی و تسلط ذهنی بر فضا نه تنها نیروی زیادی برای ادراک طلب نمی کند بلکه آسودگی خاطر او و احساس امنیت و اعتماد به نفس در استفاده از فضا را به دنبال دارد . احساس راحتی و خوانایی فضا لازم و ملزوم این همانی با فضاست (عینی فر، ۱۳۸۸). تعلق مکانی به معنی رابطه هم پیوندی میان انسان و محیط از دیگر تبعات احراز هویت است. مردم به فضاهای با هویت نیازمندند، تا به آن ها تعلق داشته باشند. خاطره عامل تشدید تعلق مکانی است و حتی می تواند این تعلق را به تعلق خاطر بدل نماید . خاطرات همیشه در ذهن باقی می مانند و فرد نمی تواند از آن ها دور شود . خاطره بیش از آن که منوط به زمان باشد ، در بند مکان است . خاطره به واسطه مکان ، قابل ارجاع است و زمان ، تنها به ردیف کردن پشت سر هم خاطرات کمک می کند . زمان از طریق ردیف کردن خاطرات به طرق متفاوت به فضا امکان چندوجهی بودن و تغییر پذیری در ذهن فرد را می دهد . خاطرات گاه جنبه شخصی دارند و گاها خاطره ای در حافظه جمعی جای می گیرد و تبدیل به یک خاطره جمعی می شود . هویت و خاطره با هم در ارتباطند ، چرا که همه بخشی از تصویر ذهنی شان را بر اساس خاطراتشان می سازند و از دست رفتن جایگاه عینی آن خاطره عمل انطباق ذهنیت و عنیت را مختل نموده ، فرد را در احراز هویت مکانی با مشکل روبرو خواهد ساخت .
در فرایند ساخت مشارکتی یک مکان با هویت، توجه به موارد زیر لازم مینماید:
تشخیص نوع هویت مکان (تاریخی ، اجتماعی، سیاسی ، …)؛
شناسایی عوامل و عناصر هویت دهنده به مکان؛
شناسایی عوامل تأثیرگذار بر حضور گسترده شهروندان در مکان؛
تقویت و ایجاد نمادها و عناصر مرتبط با وقایع و اتفاقات موجود در مکان در راستای پیوند افراد با گذشته مکان؛
طراحی بر مبنای برقراری پیوند روانی افراد با مکان و حفظ هویت مکان؛
۳-۱-۴-۳-دلبستگی به محیط مسکونی
عناصر کالبدی محله مسکونی از قبیل کیفیت واحدهای مسکونی، خیابان‌ها، فضاهای سبز و غیره در بالا بردن دلبستگی به محله سهیم‌اند. مجموعه‌های طراحی شده و با کیفیت ساخت مطلوب اجازه می‌دهند بسیاری از نیازهای مردم که در بالا بردن حس تعلق آنها به محله‌ مؤثرند، بهتر برآورده شوند در این مورد، هویت کالبدی یا طراحی هدایت شده و هماهنگ مجموعه‌های مسکونی نیز عامل مهم دیگری عنوان شده است. (عینی فر، ۱۳۸۸)
دلایل دیگری نیز یک محله یا مجموعه مسکونی را برای استفاده های مورد نظر مفید می سازد. با بهره گرفتن از امکانات عمومی و وسایل اوقات فراغت مشترک زمینه لازم برای فعالیت ساکنان فراهم می شود. اندازه قطعات تفکیکی زمین، تعداد واحدهای مسکونی، ترکیب هندسی و شکل جغرافیایی و مقیاسی که از آنها ادراک می شود نیز از عوامل مهم اند. سیمای ظاهری و شخصیت کلی یک محله، با مصالح ساختمانی، رنگ و غیره، دلبستگی به محله و استفاده از فضاهای آن را تشویق می کند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

فصل سوم :
مطالعات تکمیلی
گفتار اول: مسکن پایدار
۳-۱-۱-مقدمه
بیتردید، مسکن بیشترین و مهمترین ساخته مصنوع بشر است. اعمال نگاه پایدار به ساختههای مسکونی میتواند تأثیر شگرفی در فرایند توسعه پایدار داشته باشد (خبازی، ۱۳۸۶ : ۱۳۴) . پس از فروکش کردن تب سبکهای غربی دهه های اخیر که در دوران بعد از مدرنیسم رواج یافته بودند، توجه به معماری انسان گرا به عنوان تولیدی که باید پاسخگوی نیازهای انسان در ابعاد مختلف باشد منجر به شکل گیری رویکردهایی شد که با عنوان رویکرد اجتماعی در طراحی مسکن شناخته میشود. اصل رویکرد اجتماعی انسان، فرهنگ و شیوه زندگی اوست (رئیسی و دیگران، ۱۳۸۶ : ۶). طراحی معماری میتواند نقش ارزندهای در پایداری اجتماعی مجتمعهای مسکونی ایفا کند. همانطور که ساختارهای اجتماعی بر معماری اثر میگذارند، عکس آن نیز میتواند اتفاق بیفتد.
مسکن به عنوان یکی از مهم ترین سیاست های عمومی موثر بر توسعه شهری دارای پتانسیل قابل توجهی برای کمک به پایداری است (Tosics 2004). و یک مجتمع مسکونی با پایداری اجتماعی، میتواند به مردم کمک کند تا منافع زندگی پایدار را درک کنند (حبیبی، ۱۳۸۵ : ۶۵). طبق نگرش فرهنگی، مسکن محصولی است در رابطه با طبیعت، اجتماع، ایدئولوژی، جهان بینی، روش زندگی، نیازهای اجتماعی و روانی و مهمتر از همه «فرهنگ ساکنان». لذا واجب است الگوهای ساخت مسکن برپایه فرهنگ، معیارها و ارزشهای ایرانی استوار باشد و از الگوبرداری فرهنگ بیگانه خودداری گردد.
برنامه ریزی برای هدایت و سازماندهی یک توسعه درون زا و پایدار، مستلزم توجه به تغییرات اقتصادی، محیطی و اجتماعی با تکیه بر دانش و حضور مردم (جنبههای فرهنگی) در فرایند برنامه ریزی، تصمیم گیری و اجرا به شمار میرود (قماشچی، ۱۳۷۹ : ۱۴). چنانچه در فرایند طراحی مجتمعهای مسکونی به خصوصیات، ویژگیها و فرهنگ ساکنین توجه نشود ممکن است با مقاومت و برخورد ساکنان مواجه شود و به ناپایداری بیانجامد.
طراحی پایدار در حوزه معماری بر سه اصل «صرفه جوئی در مصرف سوخت»، «طراحی براساس چرخه حیات» و «طراحی انسانی» تأکید دارد (خلیجی، ۱۳۸۹ : ۹۷). در این بین، نقش عامل انسان و فرهنگ به عنوان عامل غیرکالبدی به مراتب از دو مؤلفه دیگر شاخصتر است. مؤلفه فرهنگی میتواند عامل سازندگی، توسعه و یا تخریب و تضییع دو مؤلفه دیگر باشد. شرایط ناپایدار اجتماعی در نهایت به ناپایداری محیطی و اقتصادی منجر خواهد شد.
۳-۱-۲- مسکن
مسکن و معماری آن، به عنوان فراگیرترین و در عین حال اختصاصی ترین فضا در زندگی انسان، همیشه چه در ایده و چه در عرصه خلق و ساخت برای همگان قابل توجه بوده است. مسکن به عنوان محل سکونت و آسایش یکی از نیازهای اولیه بشری و از نخستین مسائلی است که انسان همیشه سعی در یافتن پاسخی مناسب و معقول برای آن بوده است. مسکن باید محلی برای آسایش ساکنان در ابعاد عینی و ذهنی و در واقع جائی باشد که تن و جان در آن بیاساید (قائم ، ۱۳۷۵ : ۲۵). از دیدگاه نورنبرگ شولتز «سکونت بیانگر پیوندی پرمعنا بین انسان و محیط مفروض است.» این پیوند، از تلاش برای هویت یافتن، به معنای احساس تعلق به یک مکان، ناشی گردیده است. بدین ترتیب، انسان زمانی بر خود وقوف مییابد که مسکن گزیده و، در نتیجه هستی خود را در جهان ثبت کرده باشد.» (فلاحت ، ۱۳۸۵: ۵۹). طراحی خانه به دنبال خود بسیاری از ارزشها و مفاهیم و تأثیرات فرهنگی به همراه دارد. در زبان انگلیسی، دو واژه در رابطه با خانه وجود دارد. کلمه «House» که معنای سکونت دارد و «Home» آرامش یافتن است. هرچند خانه و تعریف آن به معنی سرپناه است اما در خانه عواملی هست که ارزشهای انسانی در آن تجلی پیدا میکند (اعطا، ۱۳۸۶ : ۱۲۵). در آیه ۸۰ سوره مبارکه نحل میخوانیم: «خدا برای سکونت شما، منزلهایتان را قرار داد تا آرامش بیابید.». مارتین هایدیگر با نگرش کیفی به مسکن معتقد است که بحران واقعی مسکن در کمبود آن نیست بلکه بحران واقعی در جستجوی آدمی برای سکونت است (سرتیپی پور، ۱۳۸۳ : ۴۰). در دهه هشتاد، اکثر طراحان و برنامه ریزان، علاقهشان را به جنبههای فرهنگی و ابعاد اجتماعی معماری از دست داده بودند. با عقب نشینیشان از درگیریهای اجتماعی و فرهنگی و با توجه به صرف به فرمالیسم، بخش اعظم معماری به تعبیر آلن جیکوبز و دانلد آپلیارد (۱۹۸۷) این گونه شد و «کاری از سر خودشیفتگی، مؤلفهای از فرهنگ مصرف گرای مدرنیسم، که هر روز از زندگی و فرهنگ مردم بیشتر فاصله میگرفت (مدنی پور، ۱۳۸۴ : ۳۹). اما در تجربه معماری معاصر امروز، به تعبیر هایدگر، «انسان بی خانمان است» و فرهنگ انسان حلقه گمشده در طراحی مسکن است.
۳-۱-۳- مسکن پایدار
« در مراحل اولیه ی شهر نشینی ، انسان ابزار لازم برای دخالت در طبیعت و برهم زدن تعادل آن را نداشت . پس از آن نیز هنگامی که به طور محدود امکانات بشر افزایش یافت، از ایجاد تغییر و تخریب در طبیعت و مخیط زیست به طور گسترده امتناع ورزید، شاید به این دلیل که آن را منبع حیات و بقای خود می دانست. این تعادل مدت زمان بسیار طولانی برجا مانده بود تا در قرن نوزدهم با پیشرفت سریع فناوری و در پی آن روند شهرنشینی این رابطه گسسته شد » ( براندفری ، ۱۳۸۳).
با مطالعه ی آمار مربوط به رشد شهرنشینی در تمام نقاط جهان، به ویژه کشورهای در حال توسعه و همین طور در ایران، دیده می شود که تا بیست سال آینده حدود ۶۰ درصد مردم جهان در شهرها زندگی خواهند کرد. این آمار در ایران تا ۷۰ درصد هم پیش بینی شده است. اضافه شدن هر خانوار به مجموعه ی ساکنان شهرهای یک کشور تبعات مختلفی دارد که مهم ترین آنها تامین مسکن است .
برای مقابله با تاثیرات منفی گسترش شدید شهرنشینی در به کارگیری زمین بیشتر، آب و هوای سالم که سبب آلودگی هوا، آلودگی صوتی ناشی از تمرکز صنایع و وسایل نقلیه، توسعه ی عمودی شهرها و تولید مواد زائد می شود، در نظر گرفتن مقوله ی توسعه ی پایدار در مسکن و سکونتگاه های انسانی ضروری است. شهرها و سکونتگاه های انسانی باید به صورتی توسعه یابند که هزینه ای از این نظر بر دوش نسل های آینده منتقل نشود و توانایی نسل های آینده را در برآورده کردن نیارهای خود محدود نسازد.
مسکن، یکی از جنبه های مهم کیفیت زندگی است، و از موضوعات قابل توجه برای توسعه پایدار می باشد. همه بیانیه های بین المللی توسعه پایدار عمدتا به مسکن و یا استراتژی های حل و فصل مشکلات آن اشاره دارند. ) Winston & Pareja Eastaway, 2008) مسکن بیش از برآوردن نیاز محل سکونت است، و یکی از معیارهای مهم تحولات اجتماعی، یک نگرانی مهم اقتصادی و یک عنصر فرهنگی است. به این ترتیب، پایداری توسعه مسکن جنبه های زیست محیطی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی را در آغوش می کشد.( Chiu, 2004)
جدول ۱: معیارها و شاخص های پایداری در مجتمع های مسکونی

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

مفهوم مولفه ها معیارها شاخص ها
پایداری در مجتمع های مسکونی اجتماعی- فرهنگی هویت اظهار نظر ساکنان
رویدادهای خاص
سرزندگی وجود فضاهای عمومی برای تعامل اجتماعی ساکنان
تعلق خاطر ساکنین به مجتمع مسکونی خویش اظهار نظر ساکنان
تعریف متقن از پایداری اجتماعی باید بر اساس ارزش‌های برابری و آزادی، به معنی منظور کردن مؤثر حقوق بشر، سیاسی، مدنی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی باشد.
Littig and Grießler
(۲۰۰۵: ۷۲)
… پایداری اجتماعی بر ارتباط جامعه و طبیعت، مانند ارتباطات درون جامعه دلالت دارد. اگر کار در جامعه و سازمان‌های وابسته به آن، گستره‌ای از نیازهای افراد را برآورده سازد و به صورتی شکل گیرد که طبیعت و توانایی‌های تولید آن در طولانی مدت حفظ شود و ادعاهای اصولی برابری اجتماعی، رفاه انسان و مشارکت ایجاد شود، پایداری اجتماعی به دست می‌آید.
Biart (2002:6) هدف پایداری تعیین کردن حداقل نیازمندی‌های اجتماعی برای توسعه طولانی مدت و شناسایی چالش‌های عملکرد جامعه در دراز مدت است.
برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.

Polese and Stren
(۲۰۰۰: ۱۵-۱۶)

توسعه‌ای(و یا رشدی)که با تکامل متوازن جامعه مدنی سازگاری داشته، محیطی را پرورش می‌دهد که هدایت‌گر زندگی جمعی همساز با گروه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی باشد، در عین حال با بهبود کیفیت زندگی تمامی اقشار جامعه، یکپارچگی اجتماعی را تقویت می‌کند.

جدول نمونه‌ای از تعاریف صورت گرفته از پایداری اجتماعی به نقل از: (Colantonio & Dixon, 2009: 17).
موضوعات کلیدی برای توسعه پایدار اجتماعی
موضوعات کلیدی چگونگی نیازهای اساسی و عدالت را به عنوان رکن اساسی پایداری اجتماعی به نمایش می گذارد:
– هویت و حس مکان و فرهنگ
– توانمند سازی، مشارکت، دسترسی
– بهداشت و ایمنی
– سرمایه اجتماعی
– انسجام اجتماعی
– رفاه، خوشبختی، کیفیت زندگی (Colantonio,2008a & Colantonio,2008b)
۲-۱-۴-توجه به اهداف جهانی پایداری در مقیاس محله و واحد همسایگی
مسئله دیگری که بر تعریف و درک پایداری اجتماعی تأثیر می‌گذارد، توجه به مقیاس‌های مختلف بین‌المللی، فراملی، میان‌منطقه‌ای، ملی، شهری و بومی، مخصوصا محله و واحد همسایگی است. برای اجرا بسیاری از راهکارهای دستور۲۱ هر دولتی با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود و با در نظر گرفتن اهداف جهانی توسعه پایدار عمل می‌کند. «بر اساس گزارش کمیته براتلند، اصول پایه‌ای توسعه پایدار را می‌توان با روش‌های زیر مشخص کرد:
اعتماد عمومی: که بر نگهداری از منابع توسط دولت‌ها، با توجه به منفعت عمومی اشاره دارد.
اصول پیش‌گیرانه: اقداماتی در جهت جلوگیری از خرابی‌های جدی و برگشت‌ناپذیر، که نباید به دلیل کمبود دانش به تعویق بیافتند.
تساوی میان‌نسلی: نسل آینده نباید به دلیل تصمیمات کنونی به مخاطره بیافتند.
تصمیمات باید در پایین‌ترین سطح مناسب صورت گیرند.
هزینه‌های تخریب محیط‌زیست باید بر دوش کسانی باشد که مسبب‌اش هستند.» (Manzi, et al , 2010 :8).
این روش‌ها، که جنبه‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را در خود جای داده‌اند، به مفاهیمی چون اعتماد عمومی، مشارکت و نظارت محلی، که مباحث اساسی پایداری اجتماعی را تشکیل می‌دهند، اشاره دارند. این مسئله خود ضرورت در نظر داشتن مقیاس‌های محلی در راستای تحقق اهداف جهانی توسعه پایدار را مشخص می‌سازد. مولدان و بیلهارز (۱۳۸۱) در تعریف شاخص‌های توسعه پایدار، معیارهای کمی و کیفی متعددی را مطرح می‎نمایند که علاوه بر این اصول، توجه به فقر و فقدان تساوی اجتماعی درون و مابین ملت‌ها، و بین نسل حاضر و آینده، نیز در بطن مباحث توسعه پایدار وجود دارد که هر دولتی باید بر اساس محدودیت‌ها و پتانسیل‌های اجتماعی-فیزیکی خود به آن پاسخ گوید. مسئله دیگری که باید در نظر گرفت، مقیاس توجه برخی جنبه‌های پایداری اجتماعی در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته است، که با یکدیگر متفاوتند. به عنوان مثال، اصلی‌ترین و ضروری‌ترین مسئله کشورهای در حال توسعه کم کردن فقر، تساوی اقتصادی-اجتماعی، وجود مسکن و ارزان‌قیمت بودن آن، اندازه سکونتگاه‌ها و کمبود زیرساخت‌های اولیه است. با این وجود اقدامات کلی تساوی اجتماعی، همبستگی اجتماعی، سرمایه اجتماعی و بهداشت و رفاه ساکنین نیز می‌تواند در نظر گرفته شود. برخی جنبه‌های پایداری اجتماعی در کشورهای توسعه یافته شامل موارد زیرند:
دسترسی به امکانات و خدمات
نیازهای غایی
اندازه فضای زندگی
بهداشت سکونتگاه‌ها
نیازهای متوسط
روحیه جامعه و تعاملات اجتماعی
حس امنیت

نیازهای اولیه
رضایت از محله‎ (Dave, 2009: 12-29)
تعریف ارائه شده نشان‌دهنده وزن بیشتر برخی جنبه‌های پایداری اجتماعی، بر اساس نوع نیازهای اولیه، متوسط و غایی است. «وجود سرپناه یکی از نیازهای اولیه‌ای است که توسط مازلو[۱۳] نیز معرفی شده است. همچنین اندازه سکونتگاه و بهداشت آن و وجود خدمات و زیرساخت‌های اولیه از ملزومات اولیه پایداری اجتماعی هستند. در مرحله بعدی امنیت محله و نوع تعاملات اجتماعی آن مورد توجه قرار می‌گیرد. توجه به نیازهای روانی و عاطفی ساکنین و مواردی مانند حس تعلق و غرور، رضایت از محله، مشارکت فعال و حس مسئولیت در مراتب بالا برای دستیابی به پایداری اجتماعی باید مد نظر قرارگیرند.» (Dave,2009: 49) این مهم در برنامه‎ریزی و طراحی خانه‎ها، مجتمع‎های زیستی و محدوده‎های مسکونی، از اهمیت به سزایی برخوردار است.
۲-۱-۵- جمع بندی
کمیسیون جهانی توسعه محیط در سال ۱۹۸۷ توسعه پایدار را چنین تعریف کرد: “توسعه ای که نیازهای امروز را بدون لطمه زدن به توانایی های نسل های آینده برای براوردن نیازهایشان براورده سازد”.
چنین تعریفی دو مفهوم کلیدی را در بر می گیرد: عدالت در درون نسل ها و عدالت در بین نسل ها. منطق اصلی توسعه پایدار، بهبود سطح استاندارد زندگی مردم و به خصوص بهزیستی کسانی است که از کمترین مزیت ها در جامعه برخوردارند.
در نهایت برای پایداری معماری, سه راهبرد اساسی را باید قابل توجه دانست:
– پایداری زیست محیطی
– پایداری اقتصادی
– پایداری اجتماعی
می توان ادعا کرد که پایداری محیطی بدون پایداری اجتماعی– اقتصادی ممکن نیست. آینده محیط زیست جهان به کیفیت های اقتصادی – اجتماعی زندگی ما در زیست کره گره خورده است. مشارکت همه شهروندان برای پایداری محیطی آینده زیست کره مورد نیاز است و “شهروندان” ابتدا باید در حوزه های اجتماعی یعنی در مشارکت شهروندی، تصمیم گیری، مسئولیت پذیری، احترام به حقوق دیگران و قانون پذیری و خلاصه در رفتار مدنی پایداری نسبی را تجربه نمایند تا بتوانند نگرانی های زیست محیطی را نیز برطرف نمایند.
طبق مطالعات کارشناسان، یک الگوی پایدار شهری دارای خصوصیات زیر است:
– تثبیت سیاست های عمومی مسکن
– توسعه اقتصادی
– گذران اوقات فراغت
– جابجایی اشخاص و کالاها
– محل توقف اشخاص و وسایط نقلیه
– نظم بخشی به عبور و مرور اتومبیل ها
– سازماندهی فضا و تجدید ساختار فضاهای شهری
– تعادل میان فضاهای شهری کنونی و فضاهای طبیعی و کشاورزی و آینده و فضاهای طبیعی، کشاورزی و جنگلی

همه اینها تحت سیاست ها و اهدافی از قبیل توسعه عادلانه، بهبود کیفیت زندگی، اقتصاد پویا، بهبود حمل و نقل و ارتباطات و نیز حفظ منابع طبیعی تعریف و امکان وجود یافته اند.
تطابق این اصول با سیاست های پیشین شهرسازی کشور ما، توسعه یافتگی علم شهرسازی را در ایران قدیم بازگو می کند؛ با این تفاوت که گذشتگان ما، با نگرشی ایدئولوژیک به همه ابعاد وجودی زندگی انسانی توجه داشته اند این اصول مبرا و جدا ناشدنی از شهر مشهد به عنوان یکی از کلان شهرهای این مرز و بوم نیست. شاید لازم باشد تا دوباره نگاهی به برخی از عناصر این نگرش بیندازیم:
– دوری از فساد در سطوح مدیریت و اقتصاد
– توجه به خانواده به عنوان کوچکترین واحد تشکیل دهنده شهر
– عدالت محوری و برابری اجتماعی
– نگاه ویژه به طبقه محروم
– توسعه راه ها به عنوان رکن حیاتی شهر
– ایجاد فضاهای شهری با کاربری های بالا
۲-۱-۷- منابع
احمدی، فرهاد (۱۳۸۲). “معماری پایدار”، مجله آبادی، شماره ۴۰٫ صفحه ۷-۸ .
رئیسی، ایمان، عباس زادگان مصطفی و حبیبی ابوالفضل (۱۳۸۶). “پایداری اجتماعی در مسکن”. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۶-۱۱٫
زرآبادی، سعیده و توکلی، نیکی (۱۳۸۸). “شاخص شناسی توسعه پایدار شهری”، فصلنامه پژوهش مدیریت شهری،شماره دوم، ۱۲۳-۱۱۰٫
سفلائی، فرزانه (۱۳۸۳). “کنکاشی پیرامون مفاهیم و تجارب معماری پایدار”، مجله آبادی. شماره ۶۴٫ صفحه ۶۱-۶۸٫
شولتز، نورنبرگ (۱۳۸۱). “مفهوم سکونت به سوی یک معماری تمثیلی”. مترجم محمود امیریار احمدی. نشر آگاه.
ضرغامی، اسماعیل . عظمتی، حمیدرضا . صالح صدقپور، بهرام. قلی زاده، کاظم (۱۳۸۹). “تعیین عوامل پایداری اجتماعی- فرهنگی در طراحی مجتمعهای مسکونی اقلیم سرد و خشک ایران ( مطالعه موردی اردبیل)“، فصلنامه شهرسازی و معماری آبادی، سال بیستم، شماره ۶۹، زمستان ۱۳۸۹، صفحه ۹۸- ۱۰۵٫
عزیزی، محمدمهدی (۱۳۸۰). “توسعه شهری پایدار؛ برداشت و تحلیلی از دیدگاه جهانی”. مجله صفه. شماره ۳۳٫ صفحه ۱۵-۲۷٫
علی نژاد، عسل (۱۳۸۲). “واحد همسایگی پایدار”، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه شهید بهشتی، تهران
فلامکی، محمد منصور ( ۱۳۸۱)، ریشه ها و گرایش های نظری معماری، نشر فضا، تهران.
قبادیان، وحید. یکانی فرد، احمدرضا (۱۳۸۸). “شهر مصدر ، شهر صفر کربن، صفر ضایعات”، مجله شمس. شماره ۶۴ ـ صفحه ۴۰-۴۸٫
محمودی، محمد مهدی(۱۳۸۸). “توسعه ی مسکن همساز با توسعه ی پایدار”، انتشارات دانشگاه تهران.
مکنون، رضا (۱۳۷۴). “توسعه پایدار”، متخصصان محیط زیست ایران، شماره ۱، تابستان ۱۳۷۴٫

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.


۲-۱-۳-۳-۱- پایداری اقتصادی

یکی از جنبه‌های پایداری و نیز پایداری در معماری، جنبه اقتصادی آن می‌باشد. پایداری در اقتصاد را می توان در ایجاد رشد عادلانه و متوازن جامعه انسانی و تضمین بهره مندی تک تک انسانها در طول زمان بدون وارد آوردن خدشه به منابع زیستی، طبیعی و فرهنگی تعریف نمود.
خصوصیات نظام اقتصاد پایدار:
اقتصاد با حساسیت بوم شناختی.
نظام مبتنی بر ارزش ( اقتصاددانان سبز ،اقتصاد را وسیله و نه هدف در جهت نیل به توسعه پایدار می دانند )
نظام عادلانه
تأکید بر اقتصاد محلی
تنوع و پیچیدگی
ارزش نهادن به جامعه
بهره وری
پایداری اقتصادی در معماری به این مساله می‌پردازد که ساخت یک ساختمان از نظر اقتصادی به صرفه و پایدار باشد. این امر که به هزینه‌های طول عمر ساختمان ( Life Cycle Costs) می‌پردازد، یکی از جنبه‌های مهم پایداری است. این مساله در کشوری همچون ایران با شرایط اقتصادی و اجتماعی آن از اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. در ایران از زمان تاکید وزارت مسکن و شهرسازی بر کاهش هزینه‌های اجرای ساختمان، این مساله به یکی از مباحث مهم صنعت ساختمان و مسکن در ایران تبدیل گردیده است و توسط موسسات و مراکز مرتبط با این صنعت از جمله «مرکز تحقیقات ساختمان و مسکن» دنبال می‌گردد.
هرچند جنبه‌های اقتصادی ساخت ساختمان‌ها و کاهش هزینه‌های اجرای آنها از اهمیت زیادی برخوردار است، ولی این امر نبایستی تنها شامل هزینه‌های اجرای ساختمان گردد، بلکه بایستی به تمامی هزینه‌های یک ساختمان از ساخت ساختمان تا انتهای زمان وجود ساختمان گردد و در حقیقت به هزینه‌های دوره عمر ساختمان بپردازد.  کاربرد هزینه‌های دوره عمر ساختمان امری تازه نبوده بطوریکه ایده هزینه‌های طول عمر در بخش ساختمان به دهه شصت میلادی برمی‌گردد. هزینه‌های طول عمر ساختمان شامل هزینه ساخت ساختمان و هزینه‌های جاری آن و نیز هزینه تعمیر و نگهداری می‌گردد.
کاهش هزینه‌های سرمایه گذاری اولیه و اجرای ساختمان بدون توجه به هزینه‌های بعدی ساختمان و نیز بدون برنامه ریزی و مطالعه صحیح، غالبا منجر به افزایش هزینه‌های جاری ساختمان (هزینه‌های بهره برداری و تعمیر و نگهداری) گردیده و در واقع کل هزینه‌های طول عمر ساختمان را افزایش می‌دهد. این امر بویژه زمانیکه کاهش هزینه اجرای یک ساختمان منجر به افزایش هزینه‌های تحمیلی ساختمان بر محیط زیست و طبیعت می‌گردد، مهمتر می‌باشد.
۲-۱-۳-۳-۲- پایداری زیست محیطی
پایداری زیست محیطی، یعنی حفظ سرمایه طبیعی، البته هدف از حفظ سرمایه طبیعی تداوم رفاه انسانی است. انسان باید بفهمد که می‌بایست در چارچوب محدودیتهای محیط زیست بیوفیزیکی زندگی کند. سرمایه طبیعی باید حفظ شود زیرا هم تامین کننده منابع است و هم صندوق ذخیره مواد زاید و این به معنای حفظ اندازه زیر نظام اقتصاد انسانی (جمعیت ضربدر مصرف در هر سطحی از تکنولوژی) در محدوده کل اکوسیستمی است که این سیستم به آن وابسته است. پایداری زیست محیطی نیازمند مصرف پایدار توسط یک جمعیت پایدار است.
تکنولوژی می تواند پایداری زیست محیطی را کاهش دهد یا بر آن بیفزاید. تجدید ناپذیرها را نمی‌توان پایدار کرد اما به نیمه پایداری زیست محیطی آنها می‌توان نزدیک شد و راه آن نیز نگهداشتن نرخ کاهش آنها در حد نرخ ایجاد جایگزین‌های تجدیدپذیر آنها می‌باشد به سخن دیگر.
یکی از اصول مهم در تفکر پایداری، نگرش چند مقیاسی/ فرامقیاسی نسبت محیط زیست و مدیریت فعالیت های انسانی در چارچوب چنین چشم اندازی از محیط می باشد. بر مبنای تعریف ، هر فعالیت توسعه انسانی ( نظیر ساخت محیط انسان ساخت)، در حیطه یک یا چند بوم سامانه اصلی اتفاق می افتد . لازمه برقراری و یا تداوم حالت پایدار در یک بوم سامانه همزیستی و ارتباط متعادل تمام ارکان و عناصر آن با یکدیگر و با محیط فراتر می باشد. شناخت مسیرهای آسیب پذیری بوم سامانه می تواند منجر به ایجاد نظام های پایدار انسان ساخت، شود.
خصوصیات فعالیت های انسانی برای نیل به پایداری زیست محیطی:
رشد و تکامل دائمی پایداری انرژی و ماده
بهره وری در مصرف منابع طبیعی دارای جایگاه بوم شناخت
تناسب موقعیت فعالیت و بوم سامانه های پشتیبان
انطباق پذیری تنوع زیستی
حفظ و ارتقای تنوع زیستی
همخوانی اندازه / مقیاس
از جمله اصول پایداری زیست محیطی، می توان به کاهش مصرف منابع طبیعی و منابع انرژی با توجه به هماهنگی بنا با زمین و ایجاد کمترین تغییرات در آن ، استفاده از مصالح قابل بازیافت و انرژی های تجدید پذیر و حداکثر حافظت از طبیعت و محیط زیست پیرامون بنا اشاره کرد.
۲-۱-۳-۳-۳- پایداری اجتماعی
یکی از ابعاد مهم توسعه پایدار همانا پایداری اجتماعی است که به دلیل ماهیت خود کمتر مورد توجه محققان قرار گرفته است. تاکنون دامنه گسترده ای از مفاهیم در خصوص پایداری اجتماعی همچون سرمایه اجتماعی، اجتماعات پایدار، تاب آوری اجتماعی، توسعه اجتماعی، ظرفیت اجتماعی و رفاه و محرومیت اجتماعی صورت گرفته، که حاصل تغییر نگرش به مفهوم توسعه به معنای عام و معنای خاص آن بوده است. پایداری اجتماعی تحت عنوان زندگی سالم و بارور و هماهنگ با طبیعت تعریف شده است. در این تعریف بقا و حیات جامعه، همگام با حفظ کیفیت محیطی و مرتبط با نظام های اقتصادی در جهت دستیابی به بالاترین سطح رضایت از زندگی است (GTZ, 2004:2 ).
در حالیکه پژوهش‌های کمتری به تعریف پایداری اجتماعی پرداخته‌اند، توافق کمی نیز بر سر تعریف آن وجود دارد. یک علت را می‌توان پیچیدگی تعیین کردن کمیت مسائل اجتماعی و تعریف مفاهیم آن عنوان کرد. ‌عوامل متعددی مانند ماهیت چندبعدی، مقیاس تعریف، و هم‌پوشانی با مفاهیم دیگر بر تعریف پایداری اجتماعی اثرگذارند. یکی از روش‌های شناخت تعریف پایداری اجتماعی، بررسی ارتباط آن با عوامل دیگر پایداری یعنی محیط‌زیست و اقتصاد می‌باشد که این خود ماهیت چندبعدی پایداری اجتماعی را نشان می‌دهد. با این‌که ماهیت توسعه پایدار پویا و پیچیده است، اما می‌توان گفت که این روند، بین ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی تعادل ایجاد می‌کند. پایداری اجتماعی نیز به دلیل ماهیت وابسته‌ای که به ابعاد دیگر دارد، تعریفی چندبعدی می‌یابد. تاکنون بیشترین توجهات بر جنبه زیست‌محیطی پایداری بوده است و مباحث طبیعت‌محور بر نیاز به مصرف کاراتر منابع و کمبود شدید منابع طبیعی تأکید داشته است. در حالیکه دیدگاه انسان‌محور همان‌گونه که بر مسائل محیط زیست توجه دارد، انسان و کیفیت زندگی او را مورد توجه قرار می‌دهد. از دیدگاه جرویس و همکارانش[۶] (۲۰۰۱)، «پایداری اجتماعی عموماً متوجه ارتباط بین رفتار افراد و محیط ساخته شده، یا ارتباطات بین فرصت‌های زندگی افراد و ساختارهای سازمانی است. این مسئله‌ای است که در مباحث پایداری به شدت مورد غفلت واقع شده است» (Jarvis et al, 2001: 127). «مزیت چندبعدی بودن مفهوم پایداری اجتماعی این است که چارچوبی را برای درک چگونگی تأثیر سیاست‌های مختلف در شرایط و بسترهای گوناگون، فراهم می‌آورد. بنابراین مفهوم پایداری اجتماعی کاملاً به محدودیت‌ها و ظرفیت‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی یک بستر وابسته است» (Manzi, et al, 2010: 5).
شکل ۳ : اهمیت پایداری اجتماعی نسبت به دو مؤلفه دیگر، طی یک دوره ۲۰ ساله (colantinio – ۲۰۰۹)
در رابطه با فهم پایداری اجتماعی از ابعاد مختلف، چیو[۷] (۲۰۰۳) سه تیپولوژی مختلف از درک تئوریسین‌ها را مشخص کرده است. اولین تیپولوژی این است که برای این که فعالیتی از لحاظ اجتماعی پایدار باشد، می‌بایست ساختارهای اجتماعی و ارزش‌های کنونی را به عنوان محدودیت‌های اجتماعی برای موجودیت انسان، حفظ و یا ارتقاء دهد. هر توسعه‌ای که نقضی بر ارزش‌ها و هنجارهای شکل گرفته اجتماعی باشد، فعالیتی ناپایدار از لحاظ اجتماعی می‌باشد. بر اساس نظر چیو (۲۰۰۳) و میتلین و ساترسویت[۸] (۱۹۹۶) این نظریه آزادی عمل کافی برای تغییر اجتماعی که ممکن است برای رسیدن به اهداف اجتماعی پایدار لازم باشد، ایجاد نمی‌کند و به نظر می‌رسد ساختارهای موجود اجتماعی را حتی اگر در طولانی مدت دوام نداشته باشند، مورد پذیرش قرار می‌دهد. دومین نظر رویکرد طبیعت-محور است که در آن پایداری اجتماعی به “شرایط اجتماعی لازم برای تأمین پایداری اکولوژیکی” اشاره دارد. سومین نظر رویکرد انسان-محور است که بر پیوستگی اجتماعی و درون‌گنجی اجتماعی[۹] تأکید می‌کند. از بین سه تعبیر بیان شده توسط چیو، نظر آخر بیشترین تأکید را بر عدالت و تساوی اجتماعی-یکی از مفاهیم اصلی در هسته مفهوم پایداری اجتماعی- دارد. به نظر چیو (Chiu, 2003: 65) “برای پایدار بودن اجتماعی، توزیع و مصرف منابع و دارایی‌ها باید عادلانه بوده، ارتباطات متوازن اجتماعی و کیفیت مورد قبولی از زندگی وجود داشته باشد.”‌ این نقطه‌نظرات در کار ایفاچل و هگاک[۱۰]‌(۱۹۹۳) بر تحلیل پایداری اجتماعی شهری دیده می‌شود که بر سه مبحث مهم تساوی، حس اجتماعی و شهری تأکید دارد. آن‌ ها این‌گونه اظهار کردند که “مطمئناً مباحث اجتماعی مهم دیگری نیز در حوزه شهری وجود دارند اما این سه موضوع در برنامه‌ریزی توسعه شهرها غالب‌اند” (Chiu, 2003: 140).
مزیت این درک چندبعدی، چگونگی تأثیرات متفاوت ابعاد اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را بر سیاست‌های شهری نشان داده و درک جدیدتری را، در کنار توجهات پیشین به کارایی ارتباطات میان ابعاد اقتصادی و زیست‌محیطی، ارائه می‌دهد. شاید یکی از بزرگترین چالش‌های امروز سیاست‌های شهری همین ایجاد تعادل مابین ارتباطات ابعاد پایداری است. همچنین این بحث نیاز به تعریفی مشخص از پایداری اجتماعی در جوامع مختلف را نیز نشان می‌دهد، چراکه مقیاس توجهات به ابعاد تأثیرگذار بر پایداری اجتماعی-نحوه‌ سیاست‌گذاری برای مسائل اقتصادی و زیست‌محیطی- در کشورهای مختلف متفاوت است.
تحلیل پایداری اجتماعی، نیازمند بررسی تعاریف مربوط است. تحقیقات پیشین بر روی پایداری بیشتر محدود به توجهات اقتصادی و زیست‌محیطی شده است. با این وجود در سال‌های اخیر درک از اهمیت در نظر گرفتن پایداری اجتماعی به عنوان یکی از عوامل اساسی توسعه پایدار، برنامه‌ریزی‌های سیاسی، اقتصادی و شهری دولت‌ها را به جهت‌گیری به سمت این مبحث وادار نموده است. اما با این وجود توافق کمی بر سر تعریف آن وجود دارد. در این راستا پلسه و استرن[۱۱] پایداری اجتماعی را این‌گونه تعریف می‌کنند:«توسعه‌ای(و یا رشدی)که با تکامل متوازن جامعه مدنی سازگاری داشته، محیطی را پرورش می‌دهد که هدایت‌گر زندگی جمعی همساز با گروه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی باشد، در عین حال با بهبود کیفیت زندگی تمامی اقشار جامعه، یکپارچگی اجتماعی را تقویت می‌کند.» (Polese and Stren, 2000: 15-16 ) تعریف بالا پایداری اجتماعی را به وسیله عملکرد جمعی جامعه و مباحث کیفیت زندگی هر فرد مورد بررسی قرار می‌دهد. دسته‎بندی‎های مربوط نشان‌دهنده وزن بیشتر برخی جنبه ‌های پایداری اجتماعی، بر اساس نوع نیازهای اولیه، متوسط و غایی است. وجود سرپناه یکی از نیازهای اولیه‌ای است که توسط مازلو[۱۲] نیز معرفی شده است. همچنین اندازه سکونتگاه و بهداشت آن و وجود خدمات و زیرساخت‌های اولیه از ملزومات اولیه پایداری اجتماعی هستند. در مرحله بعدی امنیت محله و نوع تعاملات اجتماعی آن مورد توجه قرار می‌گیرد. توجه به نیازهای روانی و عاطفی ساکنین و مواردی مانند حس تعلق و غرور، رضایت از محله، مشارکت فعال و حس مسئولیت در مراتب بالا برای دستیابی به پایداری اجتماعی باید مد نظر قرارگیرند.
تعاریف موجود از پایداری اجتماعی هر کدام به جنبه‌ای از پایداری اجتماعی اشاره دارند؛ ولی آن‌چه از مفهوم کلی برخی از تعاریف بر می‌آید اهمیت جنبه عملکرد جامعه در مسیر توسعه است. همچنین برخی مفاهیم موجود در بطن مفهوم پایداری اجتماعی مانند برابری و آزادی، رفاه انسان و مشارکت، بهبود کیفیت زندگی و یکپارچگی اجتماعی در این تعاریف مورد تأکید قرار گرفته‌اند. نمونه‌ای از این تعاریف در جدول مربوط قابل مشاهده است:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.

(مخبر، ۱۳۸۷: ۴۰) . تنها در این چند دهه اخیر است که واژه «پایداری» با معنی کنونی آن یعنی «آنچه که میتواند در آینده تداوم یابد» کاربرد پیدا کرده است. در کنفرانس Urban 21 برلین، تعریف زیر برای توسعه پایدار ارائه شد: «ارتقای کیفیت زندگی، از جمله بهبود شرایط اکولوژیک، فرهنگی، سیاسی، نهادی، سازمانی و اقتصادی بدون آن که نتیجه آن کاهش بیش از حد سرمایه های طبیعی و بدهی منطقهای باشد و بر نسلهای آینده تحمیل گردد» (قبادیان، ۱۳۸۸).
۲-۱-۳- معماری پایدار
۲-۱-۳-۱-مفاهیم معماری پایدار
کاربرد مفاهیم پایداری و اهداف توسعه پایدار در جهت کاهش اتلاف انرژی وآلودگی محیط زیست در معماری،مبحثی به نام «معماری پایدار»را به وجود آورده است.در این نوع معماری،ساختمان نه تنها با شرایط اقلیمی منطقه خود را تطبیق می دهد، بلکه ارتباط متقابلی با آن برقرار می کند. بطوریکه بر اساس گفته ی ریچارد راجرز،«ساختمان ها مانند پرندگان هستند که در زمستان پرهای خود را پوش داده وخود را باشرایط جدید محیط وفق می دهند و بر اساس آن سوخت و سازشان را تنظیم می کنند».
معماری پایدار را شاید بتوان یکی از جریان‌های مهم معاصر به حساب آورد که عکس‌العملی منطقی در برابر مسایل و مشکلات عصر صنعت به شمار می‌رود. برای مثال، ۵۰ درصد از ذخایر سوختی در ساختمان‌ها مصرف می‌شود که این به نوبه خود منجر به بحران‌های زیست محیطی شده و خواهد شد. بنابراین، ضرورت ایجاد و توسعه هرچه بیشتر مقوله پایداری در معماری بخوبی قابل مشاهده است.
امروزه اصطلاح معماری پایدار برای طیف وسیع و متنوعی از رویکردهای حساس به محیط بکار گرفته می شود. از معماری بومی سنتی که همواره به عنوان معماری با گرایش به سمت پایداری بوم شناختی و اجتماعی دیده می شود، (Hagan,2001:4) تا گرایش هایی که با ادعای پایدارتر کردن معماری موجود، معتقد به حفظ یک سبک خاص و وارد نمودن جنبه ای از حساسیت محیطی در ظاهر طرح یا کارکردهای محیطی آن هستند و در نهایت آن دسته معدود از معمارانی که معماری را به سمت کنش مندی و پاسخگویی به شرایط محیط داخلی و خارجی سوق می دهند.
سوزان هاگان معماری پایدار را بر مبنای نگرشی میانه رو از اخلاق زیست محیطی تعریف می کند که در آن به برقراری تعادل زیستی با ارگان نظام زیست محیطی تأکید می گردد و نیل به آن را در گرو کنش مندی و پاسخگویی اثر معماری به شرایط محیطی می داند: تبیین رابطه متعادل تر و همزیستانه اثر معماری با محیط که بر کنش مندی خود آگاه اثر معماری نسبت به شرایط محیطی پی ریزی شده است .(Hagan,2001: 4)
هاگان در این تعریف محیط را با نگرشی جامع و فرانگر می بیند که نه تنها بعد بوم شناختی آن ، که ماهیت فرهنگی ـ‌ اجتماعی و اقتصادی ـ سیاسی آن را نیز در بر می گیرد: مفهوم معماری پایدار ، یا همان معماری محیطی پایدار ، تلویحاً برقراری تعادل و تعامل را میان سه حیطه اصلی اجتماعی‌ ـ فرهنگی ، اقتصادی ـ سیاسی وکالبدی محیط در بر می گیرد. چنین رویکردی به معماری و تفکر پایداری ، تحت عنوان رویکرد جامع معماری پایدار ، معرفی شده و مورد تأکید اسناد و وفاق نامه های بین المللی از جمله دستور کار ۲۱ در ساخت و ساز پایدار می باشد.
معماری پایدار توامان از التزام سیاسی ـ اجتماعی [ چشم انداز جهانی] و ارزشی ـ‌ اخلاقی حاکم بر روح زمانه برخوردار گردیده است و جزء مکمل یک فرایند مشارکتی جهانی [ زیست محیطی ، سیاسی/ اجتماعی] به حساب می آید که ما حصل آن می تواند نیل به جامعه زیستی پایدارتر باشد .(Portcous, 2002:180)
۲-۱-۳-۲- دیدگا ههای مختلف درباره معماری پایدار
چالش معماری پایدار در ارتباط با یک راه حل جامع برای ملاحظات محیطی و در عین حال برای بدست آوردن سطح کیفیت زندگی و ارزش های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و آسایشی می باشد.
فلامکی از توسعه پایدار به صورت انگیزه ای بزرگ برای: »نو اندیشی های معماری یاد می کند در سال های پایانی سده بیستم، معماری اکوسیستمی، معماری ای که چگونگی های شکل و ارتباطاتی و شالوده ای چرخه های زندگی یا اکوسیستم ها را نقطه آغازین پژوهش و مکان و نقطه پایانی طراحی می گیرد، از یک سو، معماری با تمامی الزاماتی که به میان می آید …برای برپا نگه داشته شدن دارد و پایدار ماندن دارد، به میان می آید و از سوی دیگر، تمامی دانش هایی که هر یک به صورتی خاص خود، با جهان طبیعت سر و کار دارند«… (فلامکی، ۱۳۸۱). او هم چنین ادامه می دهد که برای بر شمردن شاخه های آمیختگی ای که این بینش معمارانه را شکل داده اند، به همراه و در توازی با جناح پیشرفته دانش سیبرنتیک و دانش های محیطی پایه، نمی توان به شاخه ای از فعالیت های علمی- تجربی ای که بیشتر مدنی- انسانی به ابعاد جهانی اند، توجهی نداشت. جایی که از محیط زیست و به ابعاد گوناگون و نسبتاً پرشمار توسعه پایدار، به معنای فراگیرش گفتگو می شود.
بر این مبنا ارائه یک تعریف جامع و مرجع برای رویکرد معماری پایدار ، امری دشوار به نظر می رسد. از این رو در ادامه برخی از تعاریف و تعابیر ارائه شده که از اعتبار و مرجعیت بیشتری برخوردارند مطرح می گردد: تعریف kibert,1994 از معماری پایدار که در نخستین کنفرانس بین المللی ساخت و ساز پایدار ۱۹۹۴ ارائه گردید: خلق محیط انسان ساخت و مدیریت متعهدانه آن بر مبنای اصول بوم سازگاری و بازدهی منابع. این اصول عبارتند از: کمینه کردن مصرف منابع تجدید ناپذیر ، ارتقاء بهبود شرایط محیط طبیعی وکمینه آسیب های بوم شناختی بر محیط.
هر چند که این تعریف مدت ها پس از طرح مفهوم پایداری و به دنبال آن پی گیری رویکرد معماری پایدار ، ارائه شده است ، اما به عنوان تعریف مورد استناد در دستور کارهای فراملی در ساخت و ساز پایدار نظیر دستور کار ۲۱ در ساخت و ساز پایدار ـ از سندیت و مرجعیت بین المللی برخوردار است. در این تعریف تنظیم رابطه میان محیط انسان ساخت و محیط فراگیر بر مبنای تعبیری انسان مدارانه از اخلاق پایداری بیان شده است. با این وجود به دلیل تأکید بر رعایت اصول بوم سازگاری در طراحی معماری قابل توجه است.
همان طور که گفته شد، توسعه پایدار قصد دارد که تغییر مهمی را در فهم رابطه انسان و طبیعت ایجاد کند ولی راه حل های ارائه شده در توسعه پایدار در زمینه محیط ساخته شده و معماری همچنان راه حل های ماشینی است و در اصلاح به دیدگاه و ایدئولوژی انسان نسبت به طبیعت منجر نشده و رابطه انسان و طبیعت به صورت کامل و صحیحی تعریف نمی شود. در ادامه جهت آگاهی از نظرات متفاوت به بعضی از دیدگاه ها در رابطه با معماری پایدار و راه حل ها اشاره شده است.
۲-۱-۳-۲- اصول معماری پایدار
از جمله اصول معماری پایدار می توان به کاهش مصرف منابع طبیعی و منابع انرژی با توجه به هماهنگی بنا با زمین و ایجاد کمترین تغیررات در آن، استفاده از مصالح قابل بازیافت و انرژی های تجدید پذیر و حداکثر حافظت از طبیعت و محیط زیست پیرامون بنا اشاره کرد.
در نگاهی کلی، اصول معماری پایدار شامل طراحی بر اساس صرفه جویی در مصرف منابع، طراحی بر اساس حفظ چرخه حیات زیست و طراحی بر اساس آسایش انسانی می باشد (جیم کینگ، ۱۳۸۲). برای رسیدن به این اصول، راهبردهایی مطرح شده است که در مسیر توسعه پایدار و فراهم کردن معماری منطبق با آن از منظر حرفه مندان این حوزه ارائه شده است که اهم آن به شرح زیر قابل توجه است:
طراحی مطابق با اقلیم
ایجاد خرد اقلیم مطلوب
گرمایش و سرمایش و روشنایی ایستا
استفاده از انرژی های تجدید پذیر
استفاده از خلاقیت هایی در طرح معماری
مصالح، سازه و تکنیک های ساخت
حفاظت و بهبود بخشیدن ارزش های طبیعی
معماری به عنوان ارگانیسم زنده
کارآمدی فضا
طراحی بر اساس آسایش انسان (TCPA, 2006 ).
البته این راهبردها مفاهیمی را بیان می کنند که در مبانی کلان توسعه پایدار لازم الاجراست و عدم توجه به آن معماری و صنعت ساختمان را در فرایند معکوس رشد پایدار قرار خواهد داد. نیز برخی از آنها، در تکمیل و تأیید راهبردی دیگر مطرح می شوند. به طور مثال، در صورتیکه طراحی بدون توجه به فاکتور های اقلیمی منطقه انجام شود، استفاده از انرژی های تجدید پذیر در دسترس نظیر نور خورشید را نادیده بگیرد و یا به طور کلی سیاست های اجرایی بنا بدون توجه به محیط زیست و حفظ منابع طبیعی باشد، نه تنها بنایی ضد ارزش های پایدار بوده، بلکه هزینه های ساختمان و زیر ساخت های آن را نیز، افزایش می دهد. از طرف دیگر، مطابق نظریه کلی نگری در پایداری، که هم مسائل محیط طبیعی و نیز محیط اجتماعی- فرهنگی و سلامت جامعه را مورد توجه دارد، ساختمان هایی با چنین ویژگی شرایط پیرامون خود را اعم از بناهای همسایه و محله، گذرها و مسیرهای دسترسی و حتی کاربران را نیز متأثر کرده و آثار مخرب آن در سطحی فراتر از یک بنا گریبانگیر جامعه انسانی می شود.
اهداف معماری پایدار را می توان این گونه برشمرد: اهمیت دادن به زندگی انسان ها و حفظ و نگهداری از آن در حال و آینده،کاربرد مصالحی که چه در هنگام تولید ویا کاربری و حتی تخریب با محیط خود همگن و پایدار باشند، حداقل استفاده از انرژی های سوختی و حداکثر بکارگیری انرژی های طبیعی، حداقل تخریب محیط زیست، بهبود فیزیکی و روانی زندگی انسان ها و کلیه ی موجودات زنده، هماهنگی با محیط طبیعی، بر این اساس اصولی که باید در این معماری به کار بست شامل موارد زیر است:
ادراک حس مکان، فضای هستی و عدم مزاحمت درآن
استفاده از انرژی های طبیعی،مانند انرژی خورشیدی و بادو …
کاربرد مصالح طبیعی و بومی،قابل بازیافت و بادوام.
جمع آوری و استفاده از آب بویژه آب باران و بهره گیری از آب دریاچه ،دریا و …
عایق بندی حرارتی،صوتی و ایزوله مناسب ساختمان.
قابلیت تهویه ی طبیعی به کمک سقف و …
نور گیری صحیح و طراحی صحیح بازشوها.
۲-۱-۳-۳-اهداف معماری پایدار
در جهت نیل به معماری پایدار ۳ راهبرد اساسی را باید قابل توجه دانست:
پایداری اقتصادی با هدف بقا و رشد اقتصادی
پایداری زیست محیطی با هدف حفظ تعادل اکولوژیک و عدم تخریب محیط
پایداری اجتماعی با هدف عدالت اجتماعی

نظریه‎پرداز تعریف پایداری اجتماعی
sachs (1999: 27)
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.