گول و همکاران[۸۴] (۲۰۱۱) به بررسی فاکتورهای اقتصاد کلان بر سودآوری (۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹) بانکهای پاکستانی پرداختند. آنها از دارایی‎ها، حقوق صاحبان سهام، وامها و سپرده‎ها بعنوان متغیرهای مستقل و ROA، ROE و NIM بعنوان متغیرهای وابسته مورد بررسی قرار گرفتند. با بکار گیری روش مجموع کمترین مربعات معمولی (OLS)، نهایتاً نتایج بیانگر آنست که بانکهای با داراییها، سپرده‎ها، وامها و حقوق صاحبان سهام بیشتر، سودآوری بالاتری داشته اند (Bilal & et al, 2013).
اَیادی و بوجلبِن[۸۵] (۲۰۱۲) در مطالعاتشان به فاکتورهای سودآوری بانکداری کشور تونس در طی دوره مالی ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ پرداختند. آنها بدین نتیجه رسیدند که اندازه بانک بطور معنادار با سودآوری رابطه داشته در حالی‎که ریسک و نقدینگی با سودهای بانکهای تونس رابطه معناداری نداشته است. همچنین فاکتور خارجی GDP و تورم رابطه منفی با سودآوری بانکها داشته است (Bilal & et al, 2013).
الکس آبیتی و ویلیام اَزراکو[۸۶] (۲۰۱۲)، در تحقیق خودشان با عنوان اثر ساختار مالی و متغیرهای کلان اقتصادی بر سودآوری بانکهای غنا بدین نتیجه دست یافتند که بین معیارهای سودآوری ROA، ROE وNIM با ساختار مالی رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتیج نشان می‎دهد که بین متغیرهای اقتصاد کلان GDP و تورم با معیارهای سودآوری هیچگونه رابطه معناداری وجود ندارد. نهایتاً اینکه بین نرخ ارز با معیارهای ROA و ROE رابطه معناداری وجود داشته است.
فصل سوم
روش شناسی تحقیق
مقدمه
هر پژوهشی با یک مسئله آغاز می‎گردد. مسئله تحقیق موجب ایجاد سوالاتی در ذهن محقق گردیده و به ارائه فرضیه منجر می‎شود. بنابراین وظیفه اصلی و اساسی هر محقق، بررسی و پژوهش جهت تایید یا رد فرضیه می‎باشد. جهت پاسخگویی به سوالات تحقیق و نتیجه گیری در خصوص فرضیات داده های جمع آوری شده در خصوص تحقیق، ورودی اساسی و پایه تحقیق می‎باشد و در نهایت، محقق بایستی با توجه به داده های گردآوری شده، در خصوص رد یا تایید فرضیات و پاسخگوئی به سوالات تحقیق اقدام نماید. اما همانگونه که آشکار و محرز می‎باشد، داده ها اطلاعات خام و غیر قابل اتکا می‎باشند که جهت تبدیل شدن به اطلاعات قابل استفاده بایستی تحلیل گردند، تا با تبدیل داده ها به اطلاعات بتوان اقدام به تصمیم گیری نمود.
لذا در این فصل به بررسی چگونگی داده ها، تحلیل آنها جهت استفاده از داده های خام در راستای سوالات تحقیق پرداخته می‎شود.
۳-۱) روش پژوهش
تحقیق حاضر ازجهت هدف، از نوع کاربردی است. این نوع تحقیق از آن جهت که می‎تواند مورد استفاده سازمان بورس اوراق بهادار بانکها، تحلیل‌گران مالی و کارگزاران بورس، مدیران مالی شرکتها، دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی و پژوهشگران، سازمان حسابرسی قرار گیرد، کاربردی است.
ازجهت روش استنتاج، از نوع توصیفی – تحلیلی(استقرایی) می‎باشد. تحقیق توصیفی آنچه را که هست بدون دخل و تصرف توصیف و تفسیر می‌کند. این نوع از تحقیق شامل جمع‌ آوری اطلاعات به منظور آزمون فرضیه یا پاسخ به سوالات مربوط به وضعیت فعلی موضوع مورد مطالعه می‌باشد.
ازجهت نوع طرح تحقیق، از نوع تحقیقات پس رویدادی است. در این نوع تحقیق‌ها، هدف بررسی روابط موجود بین متغیرها است و داده‌ها از محیطی که به گونه‌ای طبیعی وجود داشته‌اند و یا از وقایع گذشته که بدون دخالت مستقیم پژوهشگر رخ داده است، جمع‌ آوری و تجزیه و تحلیل‌ می‌شود.
۳-۲) حدود زمانی و مکانی پژوهش
این تحقیق در ارتباط با شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران صورت پذیرفته است، در نتیجه قلمرو مکانی آن را شرکتهای مذکور تشکیل می‎دهند. قلمرو زمانی پژوهش حاضر سالهای ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۰ میباشد.
۳-۳) جامعه آماری
جامعه آماری تحقیق حاضر کلیه بانکهای خصوصی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‎باشد.
۳-۴) روش نمونه‏گیری و حجم نمونه
انتخاب نمونه آماری تحقیق با شرایط زیر تعیین شده اند:
۱) در تمام طول دوره تحقیق، عضو پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران باشد.
۲) در تمام طول دوره تحقیق، بطور فعال در بورس اوراق بهادار تهران مورد معامله قرار گرفته باشد.
۳) سال مالی آنها منتهی به ۲۹ اسفند هر سال بوده و در تمام طول سالهای تحقیق، سال مالی شرکت تغییر نیافته باشد، زیرا اگر سال مالی شرکتی طی دوره سالهای ۱۳۸۶ تا ۱۳۹۰ تغییر کرده باشد در آن صورت امکان بررسی فرضیه پژوهش در خصوص آن شرکت برای سالهای مورد مطالعه با تکیه بر اطلاعات و داده های صورتهای مالی دوره های مختلف آن شرکت وجود نخواهد داشت. این بدان خاطر است که صورتهای مالی دوره تغییر برای دوره زمانی کمتر یا بیشتر از یکسال مالی (۱۲ ماه) خواهد بود. در نتیجه قابلیت مقایسه را بین اطلاعات دوره های مالی از بین خواهد برد.
۵) بانکها می‎بایستی در طی سالهای ۱۳۸۶ الی ۱۳۹۰ سودآور باشند.
لذا، پس از تعیین کل بانکهای موجود در بورس اوراق بهادار تهران که از سال مالی ۱۳۸۶ به عضویت درآمده اند، شرکتهایی که شرایط فوق الذکر را دارا نبودند حذف گردیده تا نمونه آماری تحقیق شکل گیرد. نمونه آماری نهایی بدست آمده شامل ۷ بانک (از کل بانکهای‎ موجود در صنعت بانکداری بورس اوراق بهادار تهران) میباشند که بشرح ذیل می‎باشند:

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

بانک اقتصاد نوین بانک پارسیان
بانک تجارت بانک سینا
بانک صادرات ایران بانک ملت
بانک کار آفرین – انجمن فعالیت های مشارکتی در زمینه کارهای مشترک کشاورزی، روستایی
– اعتماد
– کمک و همیاری
– احساس مسئولیت و عمل متقابل به یکدیگر
– ساختاری کریشنا، و افف، ۲۰۰۲-۲۰۰۳

رابرت پاتنام در بررسی جامعه امریکا سعی دارد سرمایه اجتماعی را به عنوان تولید کننده “مشارکت مدنی” و معیاری کلی برای سلامت اجتماعی معرفی کند (الساندرینی،۲۰۰۲). به علاوه، وی با تمرکز بر هنجارها و اعتماد به عنوان تولیدکنندگان سرمایه اجتماعی، آن را از منبعی در دست افراد به خاصیتی از فعالیتهای گروهی و عاملی در انحصار شبکه‌ها تبدیل می کند و سرمایه اجتماعی در مناطق ایتالیا را بر مبنای شاخص تراکم عضویت در سازمان های رسمی رده بندی می کند هنجارها بخشی از تعریف سرمایه اجتماعی هستند، ولی در شاخصی که پاتنام برای این مفهوم ایجاد کرده نقشی ایفا نمی کنند و تنها شبکه ها را در نظر گرفته اند (کریشنا،۱۳۸۹: ۴۸۰ ). ولی درباره این که چه نوع شبکه هایی را باید مشاهده کرد و سنجید اتفاق آرا وجود ندارد، از آن جا که مفهوم سرمایه اجتماعی در شرایط مختلفی به کار رفته است مفهوم شبکه ها مناسب، دستخوش تغییرات چشمگیری شده است. فرض بر این بود که روابط سازمانی عمودی در شمال ایتالیا مانع از ایجاد سرمایه اجتماعی شده اند. تنها سازمان هایی که سلسله مراتبی نیستند و روابط میان اعضای آنها به گونه ای افقی سازمان یافته است در این شاخص تراکم گنجانده شده اند. ولی در بررسی این مفهوم در امریکا، نوع متفاوتی از شبکه شناسایی شد. همه شبکه های افقی به یکسان برای سنجش سرمایه اجتماعی در این شرایط جدید مناسب نیستند در مقایسه با انجمن های ثانویه که اعضای آنها تماس چهره به چهره فراوانی دارند، احتمال اینکه سازمان های درجه سوم و سازمان های مکاتبه ای به ایجاد اعتماد و همکاری متقابل در میان امریکایی ها بینجامد کمتر است (پاتنام، ۱۹۹۶، ۱۹۹۵).
جکمن و میلر (۱۹۹۸) پس از بررسی مجموعه ای از مدارک تجربی به این نتیجه رسیدند که اعتماد با عضویت در گروه همسان نیست. نمی توان گفت که انواع ویژه ای از هنجارها ضرورتا با انواع ویژه ای از شبکه ها همراه هستند، بلکه باید درباره هر شرایط جداگانه پژوهشی مستقل انجام داد.
همانطور که از شرح هایی که در بالا بررسی شد بر می آید، به جای طراحی شاخص های جهان شمول سرمایه اجتماعی که کل کشور ها و قاره ها را پوشش دهد، می توان از مقایسه واحد های اجتماعی که از نظر فرهنگی شبیه یکدیگر هستند و سرمایه اجتماعی که در آنها به یکسان جلوه گر شده است نکات زیادی را آموخت. چنین مقایسه ای در پژوهش حاضر در میان مجتمع های زیستی شرق ایران که دارای فضای فرهنگی مشترکی هستند انجام می شود و باید در میان ویژگی های زندگی آنان نشانه هایی را یافت که همکاری برای کسب منافع دو جانبه را افزایش می دهند.
۳-۲-۵-پرسشنامه
پرسشنامه ها شامل۲۰ سوال هستند و به صورت سه گزینه ای تنظیم شده اندکه هدف اصلی آنها ارزیابی شاخص های سرمایه اجتماعی (مشارکت اجتماعی، اعتماد، انسجام) و ارزیابی تعلق مکانی به عنوان متغیر وابسته به سرمایه اجتماعی، درمیان ساکنین مجتمع های مسکونی می باشد. بدین منظور بر اساس معیار های سنجش سرمایه اجتماعی سوالات طراحی گردید و اطلاعات مربوطه مورد سنجش قرار گرفت. دراین رابطه سوالاتی که مورد پرسش واقع شده اند، به شرح زیر است:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

– مشارکت، فعالیت سازمان یافته از طرف مردم متحد و متجانس است که واحد اولیه آنرا متقاعد شدن افراد به کنش جمعی تشکیل می‌دهد؛
– مبادرت به کنش و عمل جمعی؛
– تفکر و تامل مستقیم نسبت به کارها و فعالیت ها؛
– نظارت بر فرایند مشارکت (ازکیا- غفاری ۲۹۲:۱۳۸۳ – ۲۹۱).
بنابراین مشارکت اجتماعی را می‌توان فرایند سازمان یافته‌ای دانست که از سوی افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن هدف‌‌های معین و مشخص به منظور سهیم شدن در منابع قدرت انجام می‌گیرد. شهود چنین مشارکتی، وجود نهادهای مشارکتی چون انجمن‌ها، گروه‌ها، سازمان‌‌های محلی و غیر دولتی است .( (ازکیا- غفاری، ۱۳۸۳: ۲۹۳).
۳-۲-۴-معیارهای سنجش سرمایه اجتماعی
توافقی بر نحوه اندازه گیری سرمایه اجتماعی وجود ندارد و این خود به موضوعی برای بحث تبدیل شده است. در حالیکه معمولا به طور حسی می توان سطح میزان سرمایه اجتماعی را در یک رابطه خاص (سوا از نوع و مقیاس) دریافت، اندازه گیری کمی نسبتا پیچیده به نظر می آید. این مشکل منجر به ایجاد معیارهای مختلف برای عملکردهای مختلف شده است. جامعه شناسان کارل ال بنکستون و مین ژو می گویند: یکی از دلایل دشواری اندازه گیری سرمایه اجتماعی این است که این پدیده نه در سطح فردی ظهور می کند و نه در سطح جمعی، بلکه در مابین این سطوح و هنگامی که فرد در گروه مشارکت دارد مشاهده می شود. آنها می گویند بیان سرمایه اجتماعی به عنوان استعاره ای از سرمایه ممکن است گمراه کننده باشد زیرا بر خلاف سرمایه مالی که در دست افراد است، منافع انواع سازمان های اجتماعی نه در دست عاملان، بلکه ناشی از مشارکت آنها در گروه هایی است که برای منفعت خاصی سازماندهی شده اند )بنکستون و ژو، ۲۰۰۲ ).
کاربرد واژه سرمایه اجتماعی باعث شده است که معنا و مفهومی ضمنی، و حتی بیش از معانی صریح یا مصداق های تجربی آن دستخوش تغییرات چشمگیری شوند.گروتارت[۴۲]،شاخص های مربوط به سرمایه اجتماعی را در قالب مؤلفه های جامعه مدنی و سیاسی، وفاق اجتماعی، پیوستگی های افقی، و جنبه های قانونی و اداری، مورد توجه قرار داده است. شاخص های مربوط به بستگی های افقی، مربوط به دیدگاه خرد هستند که معمولاً برای تحلیل در درون یک کشور جمع آوری می شوند. سایر شاخص های مطرح شده که در سطح ملی محاسبه می شوند، درپژوهش های بین کشوری کاربرد دارند (غفاری، ۷۶ :۱۳۸۴).
مهیار عارفی ایجاد وفاق را نشانه مستقیم سرمایه اجتماعی می داند (عارفی،۲۰۰۳) در اینجا وفاق به معنی “منافع مشترک” و توافق مابین عاملان و افراد ذی نفع در جهت تشویق فعالیت جمعی است. بنابراین فعالیت جمعی نشانه سرمایه اجتماعی است. سطح همبستگی در گروه نیز بر سرمایه اجتماعی اثر می گذارد.(پرکینز و لانگ، ۲۰۰۲) اگرچه هیچ روش کمی برای اندازه گیری سطح همبستگی وجود ندارد، در عوض مجموعه ای از مدلهای شبکه های اجتماعی وجود دارد که طی دهها سال محققین جهت کاربردی کردن سرمایه اجتماعی از آنها استفاده کرده اند. یکی از روش های برتر، روش اندازه گیری قیود رونالد برت است که بر نقش استحکام پیوند و همبستگی گروه استوار است. یکی دیگر از مدل های شبکه محور، مدل سرایت پذیری شبکه می باشد.
اینگلهارت[۴۳] اولین کسی است که به مطالعه ابعاد سرمایه اجتماعی در بین کشورها پرداخته است. او و همکارانش به جمع آوری داده ها در میان ۴۳ کشور پرداختند تا از این طریق نحوه تأثیر عوامل فرهنگی بر توسعه اقتصادی را بررسی کنند. نارایان[۴۴] و کسیدی[۴۵]تلاش کرده اند مجموعه ای از پرسش های معتبر را برای سنجش سرمایه اجتماعی در جوامع در حال توسعه، طراحی و ارائه کنند.آنان از ابزار سنجش خود در دو کشور آفریقایی غنا و اوگاندا ، استفاده عملی کردند.
جدول ۱ جزئیات هشت پژوهش تجربی را ارائه می دهد که سرمایه اجتماعی را به عنوان متغیری مستقل در نظر گرفته اند.
از جمله روشها درسنجش سرمایه اجتماعی روش استون[۴۶] وهیوز[۴۷]( ۲۰۰۲ ) است که دارای جامعیت نگرش و طبقه بندی خوبی است که در آن اعمال شده، به گونه ای که در این روش علاوه بر بعد کمّی، بعد کیفی سرمایه اجتماعی نیز مورد ملاحظه قرارمی گیرد. همچنین سرمایه اجتماعی در سه سطح خرد_درون گروهی، خرد میان گروهی و کلان مورد مطالعه واقع می شود. به این ترتیب در این روش انواع دوگانه سرمایه اجتماعی، یعنی ساختاری_که کمیت رامی سنجد_و شناختی_که به کیفیت می پردازد_را درسه سطح ذکر شده مورد بررسی قرارمی دهد )حسینی وهمکاران، (۶۵ : ۱۳۸۶٫
جدول ۱ : شاخص های متفاوت سرمایه اجتماعی

A: سنجش میزان مشارکت اجتماعی در مجتمع های مسکونی
به نظر شما هیئت مدیره مجموعه شما در مقایسه با مجموعه های دیگر موثرتر است ؟ A1
در یکسال گذشته ,مجمع عمومی مجموعه مسکونی شما چندبار تشکیل جلسه داده است ؟ A2
در یکسال گذشته تا چه حد در جلسات عمومی مجموعه مسکونی خود شرکت کرده اید ؟ A3
آیا ممکن است یکی از اعضای هیئت مدیره مجموعه مسکونی شما از رفاه خود و خوانواده اش چشم پوشی کند و خود را بیشتر وقف رفاه دیگران کند ؟ A4
در ماه چند بار به فعالیت های گروهی (ورزش- پیکنیک و…) با همسایگانتان می پردازید؟ A5
B : سنجش میزان اعتماد در مجتمع های مسکونی
– حس تعلق
– مشارکت سازمانی
پورتنی و بری ۱۹۹۷
جابجایی محل اقامت، سن، مشاغل اجتماعی، مالکیت منزل مسکونی، آموزش، هزینه های فرصت زمان، همگونی قومی و زبانی، بعد فیزیکی مسافت در مسافرت، هزینه مسافرت – مشارکت در انواع سازمان های غیر رسمی
– باور به راستگو بودن مردم
– مشارکت سازمانی
– اعتماد
گلیزر،لاییسون، ساکردوت، ۲۰۰۰، گلیزر، ۲۰۰۱
ویژگی های شخصی(سن، جنس، سلامت)، ویژگی های خانوادگی (وضعیت روابط، وضعیت تاهل، وجود فرزندان)، منابع (آموزش، انتقال، مالکیت منزل)، گرایش ها و ارزش ها (تساهل، تنوع، اهداف مشترک)، ویژگی های حوزه (شهری و روستایی، سطح وضعیت اقتصادی اجتماعی، وجود شبکه ها در حوزه محلی، امنیت حوزه محلی) – شاخص های غیر رسمی
– شاخص های تعمیم یافته
– شاخص های نهادی
– ساختاری
– شناختی
استون وهیوز، ۲۰۰۲
درآمد خانواده و وضعیت شغلی شامل: امنیت شغلی، سطح درآمد و وقت اضافه، دین(دین باوری، تعهد دینی)، آموزش، سن، شهر در برابر حومه ، اندازه خانوار، جنس، مشارکت بازار کار زنان – میزان آگاهی از امور عمومی سیاسی-اجتماعی
– میزان فعالیت های انجمنی
– آگاهی و توجه به امور
– مشارکت های انجمنی
افه و فوش، ۲۰۰۲
ویژگی های فردی سرپرست خانوار( درآمد،آموزش، سن و شغل)، ویژگی های محل ( تعداد ساکنین، ریشه سکنه بلوک، ترکیب مالکین و غیر مالکین، سن محله، تعداد انجمن ها، فراوانی نشست ها، تعداد اعضا از افراد صاحب نفوذ)، ویژگی های فردی متولیان نظام های مدیریت داوطلبانه – اعتماد
– هنجارهای همیاری
– مشترکات در زمینه های ارزشی، قومی و دینی
– نهادهای سنتی و مرسوم
– هنجارهای همیاری
– اعتماد
– مشترکات در محل
پارگال،گلیگان، هوک، ۲۰۰۲
خانوارهایی که به حل مشکل اجتماعی پرداخته اند تصمیم گیری های به صورت جمعی داشتند، ذهنیت شفاف از قانون گذاری و ضمانت اجرای قانون
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

Kearney, A. (2006). “Residential Development Pattern and Neighborhood Satisfaction: Impact of Density and Nearby Nature”, Environment and Behavior, 38: 112-39
Tosics, I. (2004). “European urban development: Sustainability and the role of housing”. Journal of Housing and the Built Environment, 19, 67–۹۰٫
Winston, N. Pareja Eastaway, M. (2008). “Sustainable Housing in the Urban Context: International Sustainable Development Indicator Sets and Housing”. Soc Indic Res (2008) 87:211–۲۲۱٫
گفتار دوم: جایگاه سرمایه اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد
۳-۲-۱-مقدمه
سرمایه اجتماعی نتیجه پایداری اجتماعی است و از لحاظ کارکردی باعث اعتماد بین ساکنین می شود تا افراد در گروه ها حضور پیدا کنند و سبب مشارکت و … می شود. مشارکت خود به معنای فراهم آوردن شرایطی است که علاوه بر پاسخگویی به نیازهای عملکردی کاربران, سبب گسترش روابط اجتماعی, بالا بردن کیفیت زندگی ساکنان, ترفیع همبستگی اجتماعی, خلق حس زندگی در اجتماع می گردد. در این وضعیت, مجموعه شرایط زندگی به نحوی است که با گذشت زمان تعاملات اجتماعی بیشتر می شود و اکثریت ساکنان نسبت به محل زندگی خویش تعلق خاطر و دلبستگی می یابند. بنابراین نا خوداگاه حافظ سلامت و پایداری آن بوده، در نگهداری وبهبود وضعیت موجود مشارکت وهماهنگی خواهند داشت. در این صورت عمر مفید مجتمع های مسکونی پایدار نسبت به سایر مجتمع ها بیشتر می شود. همچنین ارزش ریالی واحدهای مسکونی این نوع مجتمع ها نیز در شرایط برابر بیشتر از سایر مجتمع ها است. پایداری اجتماعی, بهره وری مجتمع های مسکونی را به حداکثر می رساند.
در این گفتار به بررسی لزوم طرح تحقیق چنین مسئله ای- لزوم پایداری اجتماعی در مجتمع های مسکونی شهر مشهد- در پایان نامه مزبور می پردازیم، که بدین منظور سرمایه اجتماعی در چند نمونه از مجتمع های مسکونی شهر مشهد- به عنوان نمونه های موردی- مورد سنجش قرار گرفته است. و در نتیجه مشاهده می شود که محلی ساختن امکانات و تسهیلات به تماس چهره به چهره ی بیشتر بین مردم ،سبب مشارکت بیشتر در امور اجتماعی می شود و در نتیجه ناهنجاری اجتماعی کاهش یافته و روابط اجتماعی بهبود می یابد، که زیر بنایی برای گسترش پایداری اجتماعی و در نهایت همه ابعاد پایداری می باشند.
۳-۲-۲- سرمایه اجتماعی
۳-۲-۲-۱- مفهوم سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی عبارت است از ارتباطات و شبکه های اجتماعی ای که می توانند حس همکاری و اطمینان رادر میان افراد یک جامعه پدید آورند. بوردیو اولین کسی است که به زعم پورتز (١٩٩٨:٣) تحلیل منظمی از سرمایه اجتماعی به دست داده است و این مفهوم راچنین تعریف کرده است: «سرمایه اجتماعی حاصل انباشت منابع بالقوه و یا بالفعلی است که مربوط به مالکیت یک شبکه با دوام از روابط کم و بیش نهادینه شده در بین افرادی است که با عضویت در یک گروه ایجاد می شود» (بوردیو،١٩٨۵ : ٢۴٨).
همانطورکه سرمایه فیزیکی، با ایجاد تغییرات در مواد جهت شکل دادن به ابزارهایی که تولید را تسهیل می کند به وجود می آید و از جنبه ای ملموس وقابل مشاهده برخوردار است. سرمایه انسانی، با تغییر دادن افراد برای کسب مهارت ها و توانایی هایی به آنها پدید می آید و افراد را توانا می سازد تا به شیوه های جدید رفتار کنند و بنابراین کمتر ملموس بوده و در مهارت ها و دانشی که فرد کسب کرده تجسم می یابد. اما سرمایه اجتماعی، حتی کمتر از این ملموس بوده و در روابط میان افراد تجسم می یابد و موقعی سرمایه اجتماعی به وجود می آید که روابط میان افراد به شیوه ای دگرگون شود که کنش راتسهیل نماید (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۵).
کلمن سازمان اجتماعی را پدید آورنده سرمایه اجتماعی در نظر می گیرد، وی معتقد است که سرمایه اجتماعی با کارکردش تعریف می شود، به زعم وی سرمایه اجتماعی شیء واحدی نیست بلکه انواع چیزهای گوناگونی است که دو ویژگی مشترک دارند :همه آنها جنبه ای از ساخت اجتماعی هستند و کنش های معین افراد را در درون ساختار تسهیل می کنند. سرمایه های اجتماعی، مانند شکل های دیگر سرمایه مولد است و دستیابی به هدفهای معین را که در نبود آن دست یافتنی نخواهد بود، امکان پذیر می سازد (کلمن،١٣٧٧: ۴۶۴). کلمن برخی از روابط اجتماعی را که می تواند منابع سرمایه ای سودمند ایجاد کند شامل :تعهدات و انتظارات، ظرفیت بالقوه اطلاعات، هنجارها و ایدئولوژی می داند.
تعریف رایج سرمایه اجتماعی درجریان اصلی جامعه شناسی آمریکایی بویژه در روایت کارکردگرایانه آن عبارت است از روابط دوجانبه تعاملات وشبکه هایی که درمیان گروه های انسانی پدیدار می گردند و سطح اعتمادی که در میان گروه و جماعت خاصی به عنوان پیامد تعهدات وهنجارهایی پیوسته با ساختار اجتماعی یافت می شود. در مقابل جامعه شناسی اروپایی این مفهوم را در بررسی این موضوع به کار می گیرند که چگونه تحرک پیوندهای مربوط به شبکه های اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی و قدرت تمایز یافته را تقویت می کند. با وجود این نکات مشترک این دو دیدگاه در مورد سودمندی سرمایه اجتماعی در افزایش برخی ویژگی ها مانند آموزش، تحرک اجتماعی، رشد اقتصادی، برتری سیاسی و در نهایت توسعه است (وال، ۱۹۹۸: (۳۰۴٫
علاوه بر تعاریف فوق، ازسرمایه اجتماعی تعاریف مختلفی نیز ارائه گردیده است. پاتنام (۱۹۹۵a : 66) سرمایه اجتماعی را به عنوان “ویژگی های سازمان های اجتماعی مانند: شبکه ها، هنجارها و اعتماد اجتماعی، که هماهنگی و همکاری متقابل را تسهیل می کند” تعریف می نماید. سرمایه اجتماعی می تواند شکل های گوناگونی داشته باشد، البته پاتنام به شدت آن دسته از مدل هایی را که در خدمت اهداف اجتماعی هستند را مورد بررسی قرار داده است مانند فعالیت های اجتماعی. فعالیت های اجتماعی به “ارتباط مردم با زندگی اجتماعی آنها ” اشاره دارد (پاتنام، ۱۹۹۵b: 665) و شامل عضویت در اتحادیه های محله، گروه های سرودخوانان، یا باشگاه های ورزشی می باشد. به زعم وی شبکه ها، هنجارها و اعتماد، بخش های ضروری تئوری سرمایه اجتماعی هستند (پاتنام، ۱۹۹۵b) که همکاری را آسان تر و احساس اعتماد را بیشتر می کنند و سپس احتمال همکاری در میان این افراد بیشتر می شود. به گفته پاتنام، این اعتماد اجتماعی ناشی از دو منبع وابسته به: هنجارهای روابط متقابل و شبکه های اجتماعی است. اگرچه چندین هنجار وجود دارد که سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهد ولی هنجار عمل متقابل مهمترین آنها است.
پاتنام در بررسی عناصر سرمایه اجتماعی، مشارکتهای اجتماعی را از اشکال ضروری به شمار می آورد و معتقد است که هرچه این شبکه ها در جامعه ای متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان در جهت منافع متقابل بیشتر است و باعث می گردد که هزینه های بالقوه عهد شکنی در هر معامله ای افزایش یابد. هنجارهای قوی عمل متقابل راتقویت کند، ارتباط را تسهیل و جریان اطلاعات را در مورد قابل اعتماد بودن افراد بهبود بخشد و شبکه های اجتماعی تجسم موفقیت پیشینیان در همکاری است (پاتنام،٢٠٠٠) و بعلاوه برشبکه های اجتماعی از هنجارهای عمل متقابل و اعتماد نیز به عنوان عناصر ذهنی و شناختی سرمایه اجتماعی نامبرد.
افه و فوش علاوه بر عناصری که در تعریف بوردیو، کلمن و پاتنام از سرمایه اجتماعی وجود دارد، در بعد گرایش به آگاهی و توجه، اشاره نموده و آن را شامل مجموعه افکار، عقاید و حساسیت نسبت به زندگی اجتماعی و سیاسی و توجه به هر چیزی که در وسیعترین معنا به امور عمومی اطلاق می شود که مربوط به شکل بالقوه فردی تمایل ضعیف نسبی در دنبال کردن موضوعات مشترک در رسانه های الکترونیکی وچاپی بوده و پیش شرط شناختی ضروری و شکل فعالتر مسئولیت مدنی است که باعث علاقه مندی و دل نگرانی می شود و نقطه مقابل آگاهی و توجه وضعیت شناختی چشم پوشی، بی تفاوتی و شکل گیری نگرش فرصت طلبانه است (ُافه و فوش،٢٠٠٢: ١٩١-١٩٠).
پس درتعریف، سرمایه اجتماعی به عنوان منبعی جهت « کنش جمعی » تلقی می گردد و این منبع علاوه برآگاهی وتوجه یا دانش نسبت به امور عمومی اجتماعی یا سیاسی است. یعنی آگاهی که موجب علاقه مندی و دل نگرانی است، شامل هنجارهای اعتماد (اعتماد عمومی یا تعمیم یافته و اعتماد نهادی/مدنی)، هنجارها و یا رفتارهای عمل متقابل که در درون شبکه های اجتماعی عمل می کنند و عناصر ساختاری شبکه ها و مشارکت های رسمی و غیر رسمی می باشد. نتایج سرمایه اجتماعی در داخل شبکه شامل مجموعه ای از کنش های جمعی در اشکال و اندازه های مختلف است.
۳-۲-۲-۲- سابقه تاریخی سرمایه اجتماعی
در این رابطه توافق چندانی وجود ندارد بطور کلی تعریفی نیز که ارائه می شود، چندان همگون نیستند. اما اگر بخواهیم کاربردها، مقاصد و تعاریفی که در علوم اجتماعی از این مفهوم می شود دسته بندی کنیم و پیشینه این مفهوم را در آرای اندیشمندان متأخر و کلاسیک جستجو کنیم، شاید در چند حیطه بتوان در ردیابی آن پرداخت.
برخی معتقدند اصطلاح سرمایه اجتماعی برای اولین بار در سال ۱۹۱۶، در مقاله ای توسط هانی فان در دانشگاه ویرجینیای غربی مطرح شد،که در مورد حمایتهای محلی از مدارس روستایی است و اشاره به همبستگی اجتماعی و سرمایه گذاری فردی در جامعه داشته است و بعدها در کتاب “مرگ و زندگی در شهرهای امریکایی “جین جاکوبس (۱۹۶۱) مورد اشاره قرار گرفته است، اگرچه وی به طور مستقیم چنین عبارتی را تعریف نکرده، اما به بیان ویژگی‌ها و خصلت هایی پرداخته که به وسیله آنها، حاشیه‌نشین‌‌های شهر می‌توانند به خوبی با همدیگر ارتباط برقرار کنند و گروه هایی را تشکیل دهند که خودشان مسائل و مشکلاتشان را حل کنند و وی توضیح داده بود که شبکه های اجتماعی فشرده در محدوده های قدیمی و مختلط شهری، صورتی از سرمایه اجتماعی را تشکیل می دهند و در ارتباط با حفظ نظافت، عدم وجود جرم و جنایات خیابانی و دیگر تصمیمات در مورد بهبود کیفیت زندگی، در مقایسه با عوامل نهادهای رسمی مانند نیروی حفاظتی پلیس و نیروهای انتظامی، مسئولیت بیشتری از خود نشان می دهند.
دانشمند علوم سیاسی، رابرت سلیسبری در مقاله ای در سال ۱۹۶۹ با عنوان “نظریه داد و ستد در گروه های ذینفع” در نشریه “Midwest Journal of Political Science“ معنی این عبارت را چنین بسط داده است که سرمایه اجتماعی جزئی حیاتی در تشکیل گروه های سودآور است. جامعه شناس پیر بوردیو از این عبارت در سال ۱۹۷۲ در کتاب “طرح نظریه عمل”(بوردیو، ۱۹۷۲) استفاده کرد و چند سال بعد آن را از سرمایه فرهنگی، اقتصادی و نمادین متمایز ساخت. جامعه شناسان جیمز کلمن، بری ولمن و اسکات ورتلی در بسط و عمومی سازی این مفهوم تعریف گلن لوری (۱۹۷۷) را پذیرفته اند (کلمن،۱۹۸۸) و رابرت پاتنام اندیشمند علوم سیاسی این واژه را درباره برهم کنش آن با جامعه مدنی در ایتالیا و امریکا مطرح کرد.
بنابراین سرمایه ی اجتماعی از جمله مفاهیم چند وجهی در علوم اجتماعی است که در اوایل قرن بیستم به صورت علمی و آکادمیک مطرح و از سال ۱۹۸۰ توسط جاکوبس، بوردیو، پاسرون و لوری وارد متون علوم سیاسی و جامعه شناسی شده است (ازکیا و غفاری؛ ۱۳۸۳: ۲۷۸)(وال، ۱۹۹۸، صفحه ۲۵۹). و می توان گفت کاربرد مفهوم سرمایه ی اجتماعی بصورت آنچه که امروزه مدنظر است به تدریج در دهه ۱۹۹۰ رایج شده است اما مفهوم زیربنایی سرمایه اجتماعی قدمتی بس درازتر دارد و به معنای این نیست که در آثار جامعه شناسان کلاسیک اثری از این مفهوم نمی باشد. در علوم سیاسی آمریکا، تحت مبحث جمع گرایی، متفکران قبل از قرن نوزدهم در تحلیل رابطه بین زندگی مشارکتی و دموکراسی، مکررا عبارات مشابهی را جهت تجمیع مفاهیم همبستگی و انسجام اجتماعی استفاده می کرده اند که الهام گرفته از تلاش های نویسندگانی همچون جیمز مدیسون (The Federalist Papers) و الکسیس دو توکویل (دموکراسی در آمریکا) بوده است. جان دیوی احتمالا اولین کسی است که مستقیما از عبارت “سرمایه اجتماعی” در “مدرسه و جامعه” (۱۸۹۹) استفاده کرده، اما تعریفی برای آن ارائه نداده است. همچنین در آثار اندیشمندان و جامعه شناسانی چون مارکس ، زیمل، وبر و دورکیم می‌توان به جستجوی این مفهوم پرداخت که به مفاهیمی همچون اضطرار؛ نفع جمعی، ارزش ها و اعتماد اجتماعی توجه نموده اند که هر یک ابعادی از مفهوم سرمایه ی اجتماعی را در بر می‌گیرد (توسلی؛ ۱۳۸۴:۳).
۳-۲-۲-۳- عناصر و مولفه های سرمایه ی اجتماعی:
با این وجود به نظر ما مولفه های اعتماد اجتماعی، انسجام اجتماعی و مشارکت اجتماعی که در یک رابطه متعامل قرار گرفته و هر کدام تقویت کننده دیگری‌اند از مولفه‌های اصلی سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند. این سه مولفه از مفاهیم کلیدی جامعه شناسی نیز هستند.
۳-۲-۲-۳-۱- اعتماد اجتماعی [۳۸]
اعتماد به عنوان یکی از مهمترین عناصر تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی، از شرایط و الزامات کلیدی موجودیت هر جامعه محسوب شده و برای حل مسائل اجتماعی ضروری به نظر می رسد؛ بطوریکه باعث پیدایش آرامش و امنیت روانی می گردد. اعتماد، احساس روابط اجتماعی است و رابطه مستقیم با میزان روابط اجتماعی دارد، بدین صورت که هرچه میزان اعتماد اجتماعی میان افراد و گروه ها و سازمان های اجتماعی جامعه بیشتر باشد به همان میزان روابط اجتماعی از «شدت»، «تنوع»، «ثبات» و «پایداری» بیشتری برخوردار است. اعتماد در متن کنش های انسان نمود پیدا می کند به ویژه در آن دسته از کنش هایی که جهت گیری معطوف به آینده دارند و آن نوعی رابطه کیفی است که به تعبیر کلمن، قدرت عمل کردن را تسهیل می کند. به طور کلی اعتماد به معنای باور به عملی است که از دیگران انتظار می رود، این بر مبنای این احتمال است که گروه های بخصوصی از دیگران کارهای بخصوصی را انجام دهند یا از انجام کارهای بخصوصی پرهیز می کنند که در هر صورت بر رفاه دیگران یا بر رفاه یک جمع اثر می گذارد. اعتماد به معنای این باور است که دیگران با اقدام یا برخورداری از اقدام خود به رفاه من یا ما کمک می کنند و از آسیب زدن به من یا ما خودداری می کنند (تاجبخش، ۱۳۸۴: ۲۱۰).
اعتماد، لازمه شکل گیری پیوندها و معاهدات اجتماعی است، اعتماد اجتماعی ایجاد کننده تعاون و همیاری است و فقط در این حالت است که در عین وجود تفاوت‌ها قادر به حل مشکلات و انجام تعهدات اجتماعی می‌شود آنتونی گیدنز، اعتماد و تأثیر آن بر فرایند توسعه را زیربنا و زمینه ساز اصلی در جوامع مدرن می‌داند، هر جا که سطح اعتماد اجتماعی بالا باشد مشارکت و همیاری مردم در عرصه‌های اجتماعی بیشتر و آسیب‌های اجتماعی کمتر است (اکبری، ۱۳۸۳؛۱۱).
هرچه یک گروه اجتماعی دارای شعاع اعتماد[۳۹] بالاتری باشد، سرمایه اجتماعی بیشتری نیزخواهد داشت . چنانچه یک گروه اجتماعی برون گرایی مثبتی نسبت به اعضای گروه های دیگر نیز داشته باشد، شعاع اعتماد این گروه از حد داخلی آن نیز فراتر می رود.
۳-۲-۲-۳-۲-انسجام و همبستگی اجتماعی [۴۰]
” توافق جمعی میان اعضاء یک جامعه که حاصل پذیرش و درونی کردن نظام ارزشی و هنجاری یک جامعه و وجود تعلق جمعی و تراکمی ازوجود تعامل درمیان افرادآن جامعه است.”(غفاری، ۱۳۸۰: ۱۱۰ ) دورکیم دو مفهوم انسجام مکانیکی وارگانیکی راازهم متمایزمی کند. دراین تفکیک جوامع سنتی مبتنی برانسجام مکانیکی و شبکه های اجتماعی نزدیک به هم و بر پایه روابط ابرازی است وجوامع مدرن مبتنی برانسجام ارگانیکی با روابط ابزاری آمده است. ” جاناتان ترنربه نقل ازدورکیم می گوید انسجام وقتی رخ می دهد که عواطف افراد بوسیله نمادهای فرهنگی تنظیم شوند، جاییکه افراد متصل به جماعت، اجتماعی شده باشند، جاییکه کنشها تنظیم شده و بوسیله هنجارها هماهنگ شده اند وجاییکه نابرابریها قانونی تصور می شوند.”(اکبری، ۱۳۸۳: ۱۷).
انسجام اجتماعی به معنای آن است که گروه وحدت خود را حفظ کرده و با عناصر وحدت بخش خود تطابق و همنوایی داشته باشد. همبستگی و انسجام، احساس مسئولیت بین چند نفر یا گروه است که از آگاهی و اراده برخوردار باشند و حائز یک معنای اخلاقی است که متضمن وجود اندیشه، یک وظیفه، یا الزام متقابل است و نیز یک معنای مثبت از آن بر می آید که وابستگی متقابل کارکردها، اجزاء و یا موجودات در یک کل ساخت یافته را می رساند.
برخی کارهای داوطلبانه در جهت گسترش انسجام اجتماعی :
جمع آوری اعانات و کمک های نقدی و غیر نقدی مردمی
عیادت و دلجویی از بیماران و مددجویان
برگزاری مسابقات ورزشی با هدف شادی بخشی ، امیدزایی و جمع آوری کمک ها
همراهی ، همدلی ، مصاحبت با بیماران و مساعدت در امور جاری زندگی مانند پیاده روی ، درد دل کردن ، هواخوری ، رفتن به سفرهای کوتاه و مقدور ، ایجاد تنوع و…
کمک به افراد معلول در انجام برخی کارهای سخت زندگی روز مره
شناسایی و معرفی خانواده های دارای بیماری های خاص و هزینه بردار ( اکبری، ۱۳۸۳: ۴۱)
از نظر گیدنز، انسجام اجتماعی را نمی توان با اقدام از بالا به پایین دولت یا با توسل به سنت تضمین کرد. ما ناچاریم زندگی را به شیوه ای فعالتر از آنچه در نسل های پیشین درست بود بسازیم و باید برای پیامدهای آنچه انجام می دهیم و عادت های شیوه زندگی که برگزیده ایم، فعالانه تر مسئولیت بپذیریم و باید برای این راه تعادل جدیدی بین مسئولیت های فردی و اجتماعی بیابیم (گیدنز، ۱۳۷۸: ۴۳).
۳-۲-۲-۳-۳-مشارکت اجتماعی[۴۱]
یکی از مولفه های مهم سرمایه اجتماعی که محصول وضعیت شبکه روابط اجتماعی می باشد، میزان مشارکت شهروندان در نظام اجتماعی است. “مشارکت اجتماعی به آن دسته ازفعالیت های ارادی دلالت دارد که ازطریق آن اعضاء یک جامعه در امور محله، شهر و روستا به طورمستقیم یا غیرمستقیم درشکل دادن حیات اجتماعی مشارکت دارند”(محسنی- تبریزی، ۱۳۷۵: ۱۰۸ ). “شبکه های مشارکت مدنی یکی از اشکال ضروری سرمایه اجتماعی می باشند و هرچه این شبکه ها درجامعه ایی متراکم تر باشند احتمال همکاری شهروندان درجهت منافع متقابل بیشتر است. نحوه عینی چنین مشارکتی حضور در جشن ها و مراسم مذهبی و اجتماعی است که فرد از طریق آن کنش مشارکتی از خود بروز می دهد.
در بیان مفاهیم کلیدی این تعریف به موارد زیر اشاره می‌کنیم:

متغیرهای مستقل موثر بر شکلگیری سرمایه اجتماعی شاخص اندازه گیری متغیر های سنجش مفهوم (وابسته) دیدگاه نظری
دو شغله شدن والدین، بزرگ شدن شهرها و دوری مسافت، فشارهای زمانی و اقتصادی، سرگرمی های الکترونیک و تلویزیون، تغییرات نسلی -راستگو بودن بیشتر مردم
– قابل اعتماد بودن بیشتر مردم
– مشارکت غیر رسمی
– مشارکت در فعالیت های داوطلبانه
– مشارکت های رسمی
– اعتماد
– مشارکت اجتماعی
پاتنام، ۱۹۹۵،۲۰۰۰
حمایت و طرفداری سیاسی،آموزش، درآمد واقعی خانوار، تماشای تلویزیون، تعداد فرزندان مدرسه نرفته، خواندن روزنامه، اندازه شهر پاسخگویان، طول اقامت در شهر از سن ۱۶ سالگی، تجربه طول زندگی – مشارکت های رسمی در انواع انجمن ها، اتحادیه ها و گروه ها – مشارکت مدنی
– قابل اعتماد بودن بیشتر مردم
برم و ران، ۱۹۹۷
حس تعلق به جامعه در محله مبتنی بر شبکه مشارکت در سازمان های اجتماعی مختلف – مشارکت در گروه های محلات
منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

۵

بالا بردن آزادی انتخاب

فرصت‌های متنوع امکانات محلی، کار و رابطه اجتماعی؛ ایجاد گزینه‌های حرکتی و شیوه‌های زندگی

۶

افزایش تصمیم‌گیری محلی

ساخت سرمایه اجتماعی محلی با بهره گرفتن از فرایند مشارکت؛ ایجاد مشارکت و اعتماد؛ افزایش کنترل کاربر بر سیستم‌های محلی

۳-۱-۶- منابع
اعطاء، علی . حسینمردی، حمید (۱۳۸۶)، نشستی درباره طراحی خانه در ایران. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۱۲۴-۱۲۹٫
براندفری ،هیلدر، (۱۳۸۳) “طراحی شهری به سوی یک شکل پایدارتر شهر” ترجمه حسین بحرینی-انتشارات پردازش و برنامه ریزی شهری-چ اول ،تهران
بوردیو، پیر (۱۳۸۹). “شکل‎های سرمایه، سرمایه اجتماعی اعتماد، دموکراسی و توسعه”، به کوشش کیان تاجبخش، ترجمه افشین خاکباز و حسن پویان، چاپ سوم، تهران: شیرازه
پیراهری, نیر (۱۳۸۸) “سرمایه اجتماعی در نظریات جدید.” پژوهش نامه علوم اجتماعی، شماره ۳٫
خبازی، محمد (۱۳۸۶). خانه خوداتکا، مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۱۳۴ .
خلیجی، کیوان و صفدری، داود (۱۳۸۹). شاخصهای با همستانهای پایدار و استفاده از آن در فرایند توسعه شهری. مجله آبادی. شماره ۶۶٫ صفحه ۹۶-۱۰۳٫
رئیسی، ایمان، عباس زادگان مصطفی و حبیبی ابوالفضل (۱۳۸۶)، پایداری اجتماعی در مسکن. مجله آبادی، شماره ۵۵٫ صفحه ۶-۱۱٫
سرتیپی پور، محسن (۱۳۸۳)، آسیب شناسی مشکلات مسکن در ایران. مجله صفه. شماره ۳۹٫ صفحه ۲۳-۴۲
-صالحی، اسماعیل، (۱۳۸۷ ) ،”ویژگی های محیطی فضاهای شهری امن”، مرکز مطالعاتی و تحقیقاتی و معماری
ضابطیان،الهام – رفیعیان،مجتبی ،(۱۳۸۷). “درآمدی بر فضاهای امن شهری با رویکرد جنسیتی “، نشریه جامعه شناسی و علوم اجتماعی جستارهای شهرسازی ، -شماره ۲۴ و ۲۵
طالبی, ژاله. (۱۳۸۳) “روابط اجتماعی در فضاهای شهری.” نامه علوم اجتماعی ۲۴٫
عزیزی؛ محمد مهدی، ملک محمد نژاد؛ صارم.( ۱۳۸۶ )” بررسی تطبیقی دو الگوی مجتمع های مسکونی (متعارف و بلند مرتبه) مطالعه موردی: مجتمع های مسکونی نور (سئول) و اسکان تهران”، نشریه هنرهای زیبا، شماره ۳۲،
عینی فر؛ علیرضا، (۱۳۸۸). “تحلیل رابطه طراحی کالبدی و تجربه محله مسکونی”، هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی، شماره ۴۰٫
فلاحت، محمدصادق ( ۱۳۸۵ ). “مفهوم حس مکان و عوامل شکل دهنده آن”، نشریه هنرهای زیبا، شماره بیست و شش، صفحه ۵۷-۶۶
قائم ، گیسو (۱۳۷۵) . “زبان مشترک ساخت مسکن در معماری گذشته ایران”. مجله علمی پژوهشی صفه، شماره ۲۱، صفحه ۲۲-۲۷٫
قماشچی، وحید (۱۳۷۹). مشارکت مردمی در توسعه پایدار. مجله علمی پژوهشی صفه. شماره ۳۱٫ صفحه ۴-۱۴٫
لنگ، جان،(۱۳۸۳)، “آفرینش نظریه معماری (نقش علوم رفتاری در محیط) “،، ترجمه عینی‌فر، انتشارات دانشگاه تهران. تهران.
مدنی پور، علی (۱۳۸۴) . “طراحی فضای شهری نگرشی بر فرایندی اجتماعی و مکانی”. مترجم فرهاد مرتضائی. ناشر شرکت پردازش و برنامه ریزی شهری وابسته به شهرداری تهران
مدنی‌پور، علی. نوریان، فرشاد،(۱۳۸۷).” فضاهای عمومی و خصوصی شهر”، شرکت پردازش و برنامه‌ریزی شهری، تهران، چاپ اول
محمودی، محمد مهدی(۱۳۸۸). “توسعه ی مسکن همساز با توسعه ی پایدار”، انتشارات دانشگاه تهران.
Bramley ,G, Dempsey, N, Power, S, Brown, C. (2006) “What is ‘Socil Sustainability’, and How Do Our Existing Urban Forms Perform in Nurturing it?”, planning research conference, Bartlett School of Planning, UCL, LONDON
Chiu, Rebecca L. H.(2004) “Socio-cultural sustainability of housing: a conceptual exploration”, Housing,Theory and Society, 21: 2, 65 – 76
Coleman, J. (1978). “Current contradictions in adolescent theory”. Journal of Youth and Adolescence۷, ۱–۱۱٫
Dave, S .(2009), Neighbourhood Density and Social Sustainability in Cities of Developing Countries, Published online in Wiley InterScience (www.interscience.wiley.com) DOI: 10.1002/sd.433
Edwards, B. Turrent, D. (2000). “Sustainable housing principles and practice”, London, E&EN Spon.
Fleury-Bahi, Gh. . Felonneau, M & Marchand, D. (2008). “Process of Place Ider, tification andResidential Satisfaction”, Environment and Behavior, 40: 669-82
Goodland, R., 2003, “Sustainability Human, Social, Economic and Environmental”, World Bank Washington DC, USA
Jenks, M, Jones, C (2010), “Dimensions of the sustainable city2”, Springer

تراکم بر هر سه بعد محیط مصنوع یعنی عملکرد، فرم و معنی آن نقش و تأثیر بسزایی دارد. امروزه موضوع تراکم از بعد کیفی از قالب آیین نامه های منطقه بندی و برنامه ریزی کاربری زمین خارج شده و به عنوان شاخصی در تأمین عواملی نظیر میزان تأمین فضایی قابل زندگی برای هر نفر و کیفیت خدمات موجود لحاظ می گردد (عزیزی، ملک محمدنژاد، ۱۳۸۶).
۳-۱-۵-جمع بندی
۳-۱-۵-۱-ویژگی‌های محله پایدار اجتماعی
در برنامه‎ریزی و طراحی خانه‎ها، مجتمع‎های زیستی و محدوده‎های مسکونی، پایداری اجتماعی از اهمیت به سزایی برخوردار است. پایداری اجتماعی به عنوان پیش شرط های اجتماعی لازم جهت حمایت از پایداری محیط زیست تفسیر شده است. فرهنگ بر ساختار اجتماعی، ارزش های اجتماعی و سبک زندگی یک جامعه، و همچنین فعالیت های انسان بر محیط زیست طبیعی تأثیر دارد.( Chiu, 2004) و از آن‌ جایی که ویژگی‌های فیزیکی- اجتماعی محله‌ها متفاوت است، فعالیت‌هایی نیز که در راستای پایدار کردن محلات صورت می‌گیرد، شدیداً به این امر وابسته است. ‌لازمه توسعه پایداری اجتماعی این است که هر فردی آزادی انتخاب چگونگی بهبود کیفیت زندگی در بستر محله‌ها و شبکه‌های اجتماعی خود را داشته باشد. دستاوردهای پژوهش نشان‎دهنده آن است که برای طراحی محلات پایدار اجتماعی، تامین اهداف ذیل ضروری است:
دستیابی و حفاظت از سلامت شخصی، فیزیکی، ذهنی و روانی،
فراهم آوردن سرپناه مناسب،
داشتن فرصت‌های شغلی سودمند و معنی‌دار،
بهبود دانش و درک جهان اطراف‌،
ایجاد فرصت‌هایی برای بیان خلاقیت و لذت بردن از این ابتکار به روشی که نیازهای روانی و معنوی را برآورده سازد،
بیان حس هویت با بهره گرفتن از میراث و فرهنگ،
لذت از حس تعلق،
اطمینان از حمایت دوطرفه اجتماعی از طرف جامعه محلی
لذت آزادی از تبعیض و برای کسانی که از نظر فیزیکی مشکل دارند، لذت از محله‌ای بی‌مانع،
لذت بردن از عدم ترس و امنیت افراد،
مشارکت فعال داشتن در امور مدنی
این اهداف تبیین‌کننده مفاهیمی مانند مشارکت محلی، امنیت، دسترسی به فرصت‌های شغلی، برخوردار بودن از امکانات مناسب و برآورده شدن نیازهای روانی و معنوی است. برای طراحی محله پایدار، با توجه به نقش پایداری اجتماعی در طراحی محله پایدار، توجه به راهبردها و راهکارهای ذیل ضروری است.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

۳-۱-۴-۴-رضایت مندی از محیط مسکونی
امکانات عمومی در دسترس مردم قضاوت درباره رضایت از محله مسکونی را تحت تأثیر قرار می دهد ظاهر مطلوب محله و نحوه نگهداری خانه های مجاور با میزان رضایت مندی مردم رابطه معناداری را نشان داده اند. تراکم محله مسکونی و دسترسی به فضای سبز طبیعی نیز در رضایت مردم از محله مهم تشخیص داده شده است (Kearney, 2006). همچنین عوامل اجتماعی- کالبدی معرف هویت مکان در رضایت مردم از محله مؤثر است (Fleury-Bahi, Felonneau & Marchand, 2008).
عوامل اجتماعی- کالبدی معرف هویت مکان در رضایت مردم از محله مؤثر است.
دسترسی به طبیعت مهم ترین عامل جلب رضایت مردم از ویژگی های عینی مسکن بوده است.
در این تحقیق همبستگی‌های متعددی را میان ساکنان و ویژگی‌های محله ارزشیابی‌های متفاوتی دارند، به گونه‌ای که شبکه‌های اجتماعی، ویژگی‌های بصری و کالبدی و ویژگی‌های فردی و خانوادگی، همگی از عوامل تعیین کننده ابراز رضایت مردم از محله و محیط‌های مسکونی‌اند.
بنابراین، تحلیل یافته‌های پژوهش‌های مرتبط با موضوع نشان می‌دهد که ویژگی‌های برگرفته از طراحی مجموعه‌های مسکونی به اندازه فعالیت‌ها و روابط متقابل اجتماعی، با میزان رضایتمندی ساکنان ارتباط دارند. نکته مهم، اهمیت نسبی هر کدام از این عوامل در محله‌های مختلف و در متن فرهنگ‌های گوناگون است.
دلبستگی به اجتماعی محلی ریشه عمیق در مشارکت فردی در تعاملات اجتماعی محلی دارد. محیط انسان ساخت، اگر انتخاب شود و کیفیت آن مطلوب باشد، در ایجاد این پیوند روحی و روانی سهیم است. رضایت از اجتماع محلی تحت نفوذ مؤثر محیط بوم شناختی و کالبدی است.
۳-۱-۴-۵-امنیت
امنیت یکی از مهمترین عوامل سازنده کیفیت مطلوب در طراحی عرصه های گروهی است. در واقع می توان گفت، وجود محیطی امن برای زندگی از ضروریات و نیازهای اصلی انسان می باشد. احساس ناامنی در محیط و نگرانی های ناشی از مکان های ناامن، سایر فعالیت های انسانی را تحت شعاع قرار داده و امور اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی و غیره به درستی انجام پذیر نخواهد بود. امنیت به حفاظت از اشخاص و دارایی های آنها بر می گردد. کمبود امنیت، احساس خطر و ترس از جرم و جنایت موجب کاهش استفاده از عرصه های همگانی می گردد. بنابراین می توان گفت، ایجاد احساس امنیت و ایمنی لازمه موفقیت طراحی می باشد. احساس امنیت یکی از اصلی ترین عوامل پایداری فضاهای شهری به شمار می رود و بدون احساس امنیت هیچ فضای شهری عرصه حضور و تعاملات اجتماعی شهروندان نخواهد بود.
هیلیر ( ۱۹۹۶ ) به عنوان یکی از پیروان رویکرد موضعی بیان می دارد که ایجاد محدودیت های فضایی بسیار جهت پیشگیری از وقوع جرم علیرغم ایجاد احساس امنیت، بیشتر مانع حرکت طبیعی و راحت مردم در فضا می شوند . به اعتقاد او حضور طبیعی مردم در فضا است که امنیت را برای فضاهای شهری به ارمغان می آورد. او در مطالعات خود پیرامون پیکربندی فضایی و حرکت به این نتیجه رسید که ایجاد فضاهایی با هویت و شخصیت متمایز حضور علاقمند مردم در فضاها و احساس امنیت ناشی از آن را افزایش می دهد.
آرامش فضای شهری از ابتدا به وسیله پلیس تأمین نمیشود ولی با حضور پلیس تضمین میشود. آرامش فضای شهری ابتدا به وسیله شبکه ناخودآگاه و پیچیده اجتماعی و استانداردهای موجود میان مردم حفظ میشود. او در مورد خود انتظامی بودن یک خیابان چنین توضیح میدهد: میباید چشمهایی همواره خیابان را بنگرند، چشمهای کسانی که ما همواره آنان را مالکین طبیعی و حقیقی خیابان مینامیم. پیاده روهای خیابان میباید به صورت مداوم مورد استفاده قرار گیرد تا بر چشمهای ناظر بر خیابان افزوده شود و به ساکنین خیابان شیوه نظارت به خیابان آموزش داده شود
یکی از مهمترین عواملی که در افزایش حس امنیت مؤثر است، استفاده از نور و روشنایی میباشد. نور مناسب به مردم کمک میکند که ببینند و دیده شوند. بنابراین نور دو کار انجام میدهد، نخست این که به کسی که ناظر یک وضعیت است کمک میکند که واضحتر ببیند. این امر موجب میشود با افزایش قوه احساس تحت مراقبت بودن، ارتکاب جرم کاهش یابد. دوم این که مردم را تشویق میکند در محل بمانند زیرا رؤیت پذیری بیشتر مانع جرم میشود.
بنابراین برنامه ریزی و طراحی کالبدی در میزان تعاملات اجتماعی و امنیت مجتمع های مسکونی مؤثر است. اسکار نیومن، معتقد است که ساکنان مجموعه های مسکونی باید بتوانند فضاهای باز محیط زندگی خود را کنترل کنند و نگذارند بیگانه ای به این فضاها تجاوز کند. بنابراین فضای قابل دفاع، فضایی است که تشخیص و کنترل فعالیت ها را برای ساکنان آسان می سازد )لنگ، (۱۳۸۳ . کلمن، در این باره گفته است: هرچه تعداد طبقات، واحدها، بلوک ها، راهروهای ارتباطی و راهروهای فرار افزایش یابد، وضعیت اجتماعی وخیمتر می شود (Coleman, 1978). برای مثال در ساختمان های زیر شش طبقه جرائم کمتری نسبت به ساختمان های بیش از ۶ طبقه رخ می دهد.
نیومن سه فاکتور افزایش جرم در محلههای مسکونی را چنین برمیشمرد:
ـ بیگانگی: مردم همسایگانشان را نمیشناسند.
ـ عدم وجود نظارت : مکانهای وقوع جرم، ارتکاب جرم را به راحتی و بدون آن که مجرم دیده شود ممکن میکند.
ـ دسترس بودن راه فرار : امکان ناپدید شدن مجرم از صحنه جرم را به سرعت ممکن میسازد.
لذا نیومن معتقد است که با بهره گرفتن از ساز و کارهای نمادین و شکل دادن عرصه های تعریف شده میتوان یک محیط را تحت کنترل ساکنانش درآورد.
فضاهایی که امکان دیدن و دیده شدن در آنها بیشتر باشد و در ضمن امکان کمی برای فرار فراهم آورند پتانسیل کمتری برای فعالیت مجرمان فراهم میآورند. از این رو، برای مثال استدلال میشود که دیوارها و پرچینها میتوانند به عنوان موانع فیزیکی تلقی شوند و حس ناامنی را افزایش دهد در حالی که وجود نشانهای که حاکی از نظارت مردم بر محله باشد میتواند حس امنیت را افزایش دهد.
۳-۱-۴-۵-۱-ابعاد امنیت:
به طور کلی دو بعد برای امنیت وجود دارد: یکی بعد عینی (Objective) که با پارامترهای عینی محیطی و رفتاری ارزیابی می گردد و دیگری بعد ذهنی (Subjective) است که بر اساس احساس امنیت از جمع درک می شود. هر دو بعد می توانند بر یکدیگر تأثیر بگذارند، اثر مثبت و یا منفی. بنابراین لازم است که این دو بعد را مورد توجه قرار بدهیم تا امنیت ارتقاء یابد.
ویژگی های یک فضای امن شهری:
افراد بتنوانند ببینند و دیده شوند.
بشنوند و شنیده شوند.
بتوانند کمک کنند یا فرار کنند. (ضابطیان و رفیعیان، ۱۳۸۷)
و در نتیجه نباید محلی برای تحریک جرم و ناامنی وجود داشته باشد و بالعکس باید همواره با مداخلات فیزیکی و اجتماعی، محیط را منسجم و روح وحدت را در فضاهای عمومی حاکم گردانید.
به طورکلی برخی از ویژگی های یک فضای امن شهری را می توان به شرح زیر بیان داشت:
در یک فضای امن و راحت مردم تمایل دارند که یکدیگر را ببینند و آن فضا قابلیت اجتماعی شدن (Sociability) خواهد داشت.
اتصالات به پیرامون آن فضا (دسترسی ها) راحت تر صورت می گیرد.
مکان خوبی برای یک سری از فعالیت ها می شود.
آن فضا جذاب می شود و در اذهان باقی می ماند.
به طور کلی یکی از المان های اصلی یک فضای امن شهری رونق و حیات جاری در آن است.
۳-۱-۴-۶-تناسب توده-فضا
هرچه تعاملات کم تر باشد، امنیت مجتمع مسکونی نیز کمتر می شود و بالعکس، هرچه تعاملات اجتماعی در مجتمع بیشتر باشد، امنیت و هنجارهای اجتماعی در آن افزایش می یابد. البته افزایش تعاملات اجتماعی با افزایش تعداد واحدهای مسکونی از دو تا دوازده واحد مسکونی در هر بلوک رابطه مستقیم دارد، ولی وقتی تعداد از ۱۲ واحد در هر مجتمع بالاتر می رود، تعاملات اجتماعی به جای افزایش، کاهش می یابد. این اتفاق بدین دلیل رخ می دهد که با افزایش بی حساب و نسنجیده تعداد واحدهای مسکونی در یک بلوک، گروه اجتماعی متشکله از همسایه ها و خانواده های آن بلوک هویت خود را از دست می دهند و به انبوهه ای از آدم های در کنار هم تبدیل می شوند.
تعداد واحدهای مسکونی در یک واحد همسایگی بهتر است به حدی باشد که تشکیل گروه اجتماعی دهد و از به وجود آمدن ازدحام و یا به تعبیر “آنتونی گیدنز” انبوهه جلوگیری شود. وی در کتاب جامعه شناسی خود این دو تعبیر را این طور بیان می ‌کند:
«گروه اجتماعی، عبارت است از عده ای از افراد که دور هم جمع می شوند و با یکدیگر به طور منظم کنش متقابل دارند. انبوهه، به مجموعه ای از افراد گفته می شود که در یک زمان، در یک مکان حضور دارند، اما هیچ گونه ارتباط معین و مشترکی با یکدیگر ندارند».
بنابراین رعایت حد شناسایی، وضوح و تعداد واحدهای مسکونی یک بلوک، برای افزایش تعاملات اجتماعی و امنیت بیشتر ضروری است. در این رابطه، در برنامه ریزی مجتمع های مسکونی بویژه در برنامه ریزی زمین های مسکونی بیشتر از ششصد متر مربعی که استعداد پذیرش واحد مسکونی بیشتر از ۱۲ واحد مسکونی را دارند) با توجه به یافته حاضر(، عدم کفایت ضوابط جاری شهرداری ها اثبات می گردد. شایان توجه است که طبق ضوابط فعلی، تعداد واحدهای هر مجتمع یا بلوک مسکونی تابعی از مساحت عرصه و تراکم محل و تعداد پار یکنگ های تأمین شده است. به عنوان مثال در یک زمینِ به ابعاد ۵۰×۲۰ به مساحت ۱۰۰۰ متر مربع، می توان مجتمعی با تعداد۲۰ واحد مسکونی و هرکدام با زیر بنای ۱۵۰ متر مربع مفید ساخت و یا مجتمعی با تعداد ۳۰ واحد مسکونی، هر کدام با زیربنای ۱۰۰ متر مربع و یا مجتمعی با تعداد ۴۰ واحد مسکونی و هر کدام با مساحت زیربنای ۷۲ مترمربع مفید احداث کرد. ملاحظه می شود که ضوابط فعلی، کنترلی نسبت به تعداد واحدهای مسکونی برای تأمین امنیت و یا افزایش تعاملات اجتماعی و یا پایداری واحدهای مسکونی ندارد. به همین دلیل باید عامل کنترل کننده دیگری به منظور افزایش تعاملات اجتماعی و امنیت و پایداری اجتماعی مجتمع های مسکونی دخالت داده شود. (قائم مقامی، ۱۳۸۹)
نحوه شکل گیری توده و فضا و رعایت تناسبات بهینه از عوامل کلیدی در توسعه پایدار مسکن می باشد. که در دو بخش زیر قابل بررسی است:
چیدمان مطلوب بلوک های ساختمانی:
در طراحی و برنامه ریزی مجتمع های مسکونی موضوع توده-فضا مطرح می شود. طراحی مجموعه ای مسکونی به معنای چیدن تعدادی بلوک ساختمانی یک شکل در کنار هم نیست، بلکه ایجاد محصوریت فضایی، فراهم آوردن فضای باز با کیفیت و ایجاد ترکیب زیباشناسانه ای بین توده ساختمانی و فضای شهری باید در جانمایی بلوک ها اندیشه گردد. نحوه تعیین بلوک های ساختمانی نیز جهت نورگیری و رفت وآمد و توقف اتومبیل، فضای باز و سبز، و به طور کلی تنظیم ارتباط بین بلوک های ساختمانی و فضای باز، یعنی طرحی که برای فضاهای باز تعریف و مفهوم و کارکرد ویژه ای ( مثل فضای تجمع عمومی، باغچه عمومی، محل بازی کودکان، مسیرهای پیاده، دوچرخه، زمین های بازی و…) قائل شود از اهمیت خاصی برخوردار می شود.
سطح اشغال مناسب و تراکم بهینه:
تراکم به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای برنامه ریزی شهری، از ابعاد گوناگون بر فرم، عملکرد و کیفیت مجتمع های مسکونی اثر می گذارد. به عنوان مثال، تراکم و سطح اشغال ساختمانی در زمین، میزان فضای باز قابل استفاده جهت فضای سبز، فضاهای فراغتی و دسترسی ها را تعیین می کند. بر اساس تحقیقات موجود، تراکم مطلوب و متغیرهای کنترل کننده آن می توانند تأمین کننده و نشان دهنده مواردی باشند که از آن جمله می توان به نور، آفتاب و هوای کافی و فضاهای باز جهت استفاده کلیه واحدهای مسکونی، فضای کافی برای کلیه خدمات و تسهیلات لازم شهری و محله ای، ایجاد احساس گشودگی و تأمین عرصه های خصوصی برای ساکنان اشاره کرد.

ردیف اهداف اصلی برنامه‎ها و سیاست‎های تحقیق
۱ بهبود اجتماع محلی ایجاد فرصت‌هایی برای گروه‌ها و شبکه‌های اجتماعی محلی؛ بهبود سلامت روان از طریق محیط اجتماعی حامی؛ تقویت زندگی فرهنگی و اجتماعی
۲ افزایش تساوی فرصت‌های سکونت متنوع و مقرون به‌صرفه؛ بهبود دسترسی امکانات محلی؛ بهبود گزینه‌های حرکت- مخصوصاً پیاده‌روی، دوچرخه‌سواری و حمل و نقل عمومی
۳ بهبود زندگی سالم بهبود کیفیت هوای محلی؛ تشویق شیوه زندگی فعال؛ تسهیل دسترسی به میوه و سبزی تازه در محله
۴ بهبود امنیت و اطمینان کاهش امکان تصادفات؛ کاهش ترس نسبی از خشونت خیابانی؛ تشویق حس مالکیت و تعلق
برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

در مرحله ی ساخت یکی از موارد با اهمیت ، مدیریت مصالح ورودی و نخاله ها در سایت اجرای پروژه است . به طور کلی مراحل مختلف ساخت ، آلودگی های بسیاری به محیط تحمیل می کند و توسعه ی مسکن باید به گونه ای باشد که این آلودگی ها به حداقل ممکن برسد ، همچنین با مدیریت صحیح ضایعات ساختمانی از تحمیل هزینه های اضافی بر محیط زیست جلوگیری شود . (محمودی، ۱۳۸۸: ۹)
در مرحله ی بهره برداری تاثیرات زیست محیطی فعالیت های ساکنان یک سکونتگاه به شکل دیگری بروز می کند ، زندگی انسان در شهر با تولید زباله های خانگی ، مصرف آب و تولید فاضلاب و مصرف سوخت های فسیلی در سرمایش و گرمایش ساختمان ، و ایجاد آلودگی هوا ناشی از حمل و نقل همراه است که در صورت مدیریت نادرست ، هر یک ممکن است سبب آلودگی محیط زیست شود . به این صورت پایداری ساختمان به روند صحیح زندگی ساکنان آینده ی آن نیز بستگی دارد .
در مرحله ی تعمیر و نگهداری ساختمان نیز نه تنها ایجاد ضایعات ساختمانی و شیوه ی بازیافت آن بر محیط زیست اثر می گذارد ، بلکه تغییرات و روند انجا آن آلودگی های صوتی و بصری را به طور موقت یا دائم ایجاد می کند . بنابراین هر نوع سیاست توسعه ی مسکن باید به گونه ای باشد که با در نظر گرفتن پنج مرحله ی مذکور در چرخه ی عمر یک ساختمان هزینه های زیست محیطی تحمیل شده به طبیعت به حداقل برسد . (محمودی، ۱۳۸۸: ۱۰)
۲-۱-۳-۱-۲-پایداری اقتصادی مسکن
از آنجا که ساخت مسکن فرایندی تولیدی است ، برای آنکه این صنعت پایدار باشد ، باید درآمدزا باشد ، به عبارتی همواره باید توجه داشت که پروژه های مسکن سازی به ویژه پروژه های ساخت و ساز عمده ی مسکن ، باید توجیه پذیری مالی داشته باشند. از طرف دیگر ، خریدار نیز باید توانایی پرداخت داشته باشد . این مفهوم که با عنوان قابلیت تهیه ی مسکن مطرح می شود ، یکی از عوامل پایداری اقتصادی توسعه ی مسکن است . ایحاد هماهنگی بین این دو مسئله یعنی مابین سود تولید کننده و ایجاد قابلیت تهیه ی مسکن برای خریدار ، به برنامه ریزی ویژه ای نیاز دارد. البته نباید این مهم سبب شود از ارتباط محیطی سالم مسکن کاسته شود . توسعه ی دانش فنی ، استفاده از مصالح ساختمانی بهینه و دقت در طراحی ممکن است توجیه پذیری مالی پروژه را تامین کند ، بدون آنکه اثرهای زیست محیطی نامناسبی را به محیط زیست تحمیل کند.( محمودی، ۱۳۸۸: ۱۰)
۳-۱-۳-۱-۳-پایداری اجتماعی مسکن
یکی از دلایل عمده ی تخریب محیط زیست ، تغییر الگوهای معماری در دهه های گذشته بود ، به طوری که با تغییر الگوی معماری مبتنی بر شرایط محیطی به معماری متکی به فناورهای صنعتی جدید ، نقش محیط طبیعی و تعامل آن با محیط مصنوع در شکل گیری معماری و توسط شهرها کمرنگ تر شد . این مسئله موجب بروز احساس بی تعلقی شهر نشینان به عناصر طبیعی و توسعه ی شهرها بر اساس نظام معماری جدید سبب تخریب محیط زیست شد . امروزه با افزایش این بحران نیاز به اتخاذ تدابیری برای هدایت رفتارهای اجتماعی افراد به نزدیکی بیشتر به طبیعت به شدت احساس می شود . باید توجه داشت که هر چه آگاهی و تمایل به زندگی به شیوه ی پایدار از نظر زیست محیطی بیشتر باشد ، سازندگان مسکن و دولت نیز برای رعایت مسائل زیست محیطی در انتخاب محل استقرار ، طراحی و … تمایل بیشتری نشان خواهند داد .
عدالت اغلب با مساوی بودن اشتباه گرفته می شود. در ارزیابی اینکه سیاست های توزیعی همچون سیاست های مسکن عادلانه اند. ( مثل سیاست اجازه به شرط تملیک ) یا غیره ، اغلب به توزیع سود و زیان تکیه می شود . محققان بر این عقیده اند که سیاست های عدالت جویانه ی مسکن باید حق انتخاب مشتریان و قابلیت تحرک در بازار مسکن را افزایش دهند و از سیاست هایی که به گروه خاصی از جمعیت نفع می رسانند و همزمان به فرصت های بقیه ی اقشار برای تهیه ی مسکن مناسب لطمه وارد می سازند ، به شدت اجتناب کنند .
در این زمینه مسئله جداگزینی اجتماعی اهمیت خاصی دارد. برنامه ی توسعه ی مسکن باید به گونه ای باشد که یک سکونتگاه متعلق به همه ی قوم باشد و از جدایی گزینی اقشار جامعه که به بروز ناهنجاری های اجتماعی منجر می شود، جلوگیری شود. (محمودی، ۱۳۸۸: ۱۰-۱۱)
مطالعات صورت گرفته نشان دهنده آن است که پایداری اجتماعی در شکل‎گیری خانه‎ها، مجتمع‎های زیستی و محدوده‎های مسکونی، از اهمیت به سزایی برخوردار است. بر اساس مطالب گفته شده لزوم در نظر داشتن ارتباط بعد اجتماعی پایداری با سایر ابعاد، توجه به وزن و مقیاس جنبه‌های پایداری اجتماعی و درنظر داشتن شرایط و محدودیت‌های خاص هر محیط در تعریف پایداری اجتماعی باید مد نظر قرار گیرد. پایداری اجتماعی کیفیتی است که متوجه نحوه ارتباط افراد بر اساس ارزش‌های فرهنگی-اجتماعی جوامع است و توسط محقق شدن اصول برابری اجتماعی، رفاه انسان و برطرف شدن نیازهای مادی و معنوی او، در سایه توجه به امکانات زیست‌محیطی و شرایط اقتصادی-اجتماعی هر جامعه‌ای، برآورده می‌شود. این چنین است که پایداری اجتماع محلی، را مبنایی برای ارتقای مشارکت معنادار شهروندان در فعالیت‎های مربوط به مجتمع مسکونی و سایر فعالیت‎های داوطلبانه مربوط به محل زندگی ایشان دانسته‎اند.
پایداری اجتماعی به معنای حفظ و بهبود بخشی سرمایه اجتماعی، یعنی شکل دهی جوامعی همگن و یکپارچه با منافع متقابل، دارای ارتباط و تعامل میان گروه های مردمی، جامعه ای دارای احساس ترحم، صبوری، قابلیت انعطاف و تابع عشق و وفاداری که گاه با سرمایه اخلاقی نیز همراه می شود. سرمایه اجتماعی به حقوق برابر انسان ها و مذهبی و فرهنگی و همچنین حفظ ارزش هایی که چنین شرایطی را در جوامع انسانی می پرورانند، اطلاق می شود (Goodland, 2003: 5 ).
مفهوم پایداری اجتماعی عمدتا با ابعاد کیفی همگام است و با مفاهیمی چون « زندگی انسانی » و « احساس رفاه » مورد ارزیابی قرار می گیر د. پایداری اجتماعی به معنای حفظ و بهبودبخشی سرمایه اجتماعی، یعنی شکل دهی جوامعی همگن و یکپارچه با منافع متقابل، دارای ارتباط و تعامل میان گروه های مردمی، جامعه ای دارای احساس ترحم، صبوری، قابلیت انعطاف و تابع عشق و وفاداری که گاه با سرمایه اخلاقی نیز همراه می شود. سرمایه اجتماعی به حقوق برابر انسا ن ها و مذاهب و فرهنگ ها و همچنین حفظ ارزش هایی که چنین شرایطی را در جوامع انسانی می پرورانند، اطلاق می شود (Goodland, 2003, 1- 6).
متغیرهای کالبدی که اثرات آن ها در این رابطه مورد پرسش واقع شده اند، به شرح زیر است:
کمیت و کیفیت فضاهای داخلی شامل فضاهای اصلی و فضاهای سرویس دهنده در پایداری؛
کمیت و کیفیت فضاهای مشاع خارج از ساختمان )فضای سبز، فضای بازی و …( در میزان پایداری مجتمع؛
کمیت و کیفیت فضاهای مشاع داخلی )پارکینگ، انباری، تأسیسات و…( در پایداری؛
هویت کالبدی و هیبت بیرونی مجتمع )نما و عناصر خارجی( در میزان پایداری؛
کیفیت و وسعت فضاهای ورودی )پیش ورودی، سردر، لابی و … ( در پایداری؛
کمیت و کیفیت دسترسی های سواره و پیاده مرتبط با مجتمع مسکونی در پایداری؛
کمیت پدیده های فیزیکی مانند انتقال اصوات مزاحم، نور، تهویه، دید و منظر در پایداری؛
میزان انعطاف پذیری و قابلیت تغییر فضاها در پایداری مجتمع مسکونی؛
میزان امنیت وابسته به سرایدار و یا مستقل از سرایدار در پایداری؛
کمیت روابط اجتماعی و تعاملات همسایگان در میزان پایداری.
۳-۱-۴- طراحی کالبدی و معیارهای سنجش پایداری در محله مسکونی
طراحی کالبدی می‌تواند زمینه بروز فعالیت‌های در مقیاس محله را تقویت نماید. فضای کالبدی محله‌هایی که زمینه بروز فعالیت‌هایی را ندارد، نسبت به این فعالیت‌ها خنثی یا بازدارنده‌اند. فضای کالبدی محله، با افزایش فرصت‌ها و موقعیت‌های تعامل اجتماعی، می‌تواند نسبت به ایجاد تعامل اجتماعی تشویق کننده باشد. اگرچه زیر تقسیمات فضاهای محله قابل تفکیک نیستند، می‌توانند به گونه‌ای طراحی شوند که ضمن تأمین فعالیت‌ها، نمادی از هویت محله باشند. محدوده تعریف شده قوی و همگونی اجتماعی مهم‌ترین متغیرهای معرف هویت هستند. تفاوت‌های اجتماعی و سنت سکونت در هر اجتماع محلی، در چگونگی بیان هویت کالبدی مؤثر است.
دستاورد اجتماعی انسجام ساختار فضایی محله، انسجام اجتماعی و امنیت و نیز جلوگیری از رفتارهای ناهنجار و آنومیک در هریک از محلات میباشد. بدین ترتیب، ساختار فضایی محلات حداقل با مشخص بودن محدو ده های آن و نیز برخورداری از یک مرکز شکل مییابد. ساختار فضایی مشخص به افزایش احساس تعلق میانجامد و زمینه مناسبی برای کنترل و نظارت اجتماعی به وجود میآورد (صالحی، ۱۳۸۷ : ۶۵) .
احیای مراکز هویت بخش محلهای از نیازهای اجتماعی یک شهر است. شهروند یا ساکن محله و شهر احساس تعلق و وابستگی به هم محلهای میکند و به هویت خود و محله شهری خود میاندیشد. برای جذب مردم به فضای اجتماعی محله باید شاخصهای امنیتی، دسترسی پیاده، نظارت اجتماعی و انجام مراسم جمعی و آیینی در فضای شهری وجود داشته باشد. با این اساس، اجتماعی مردم محله برای بهبود کیفیت و امنیت محله خود دست به تشکیل نهادهای مشارکتی و اجتماعی میزنند. این نهادهای مشارکتی، شورای محله، انجمن شهر، شوراهای شهری و مساجد هستند.
۳-۱-۴-۱-عدالت اجتماعی
طراحی مبتنی بر پایداری نیازمند توجه به عدالت اجتماعی است. از بررسی ادبیات موضوع دو مفهوم قابل تشخیص و فرادست در هسته مفهوم پایداری اجتماعی برداشت می‌شود. این دو مفهوم شامل مباحث تساوی اجتماعی[۳۵] و مباحث مربوط به خود پایداری اجتماع محلی[۳۶] هستند. تساوی اجتماعی شامل دسترسی به خدمات و فرصت‌هاست در حالیکه پایداری اجتماع محلی شامل ابعاد فرعی زیادی مانند حس تعلق به محله، تعاملات اجتماعی و امنیت محله، کیفیت محیط بومی، رضایت از مسکن، دوام، و مشارکت در فعالیت‌های جمعی مدنی است. این دو بعد اصلی پایداری اجتماعی با دیگر اصطلاحاتی که به طور گسترده‌ای در مفهوم پایداری اجتماعی استفاده می‌شوند(پیوستگی اجتماعی، سرمایه اجتماعی و محرومیت اجتماعی) همپوشانی دارند. این‌ها در کنار هم بر کیفیت زندگی، یکپارچگی اجتماعی و پیوستگی گروه‌های مختلف جامعه تأثیر می‌گذارد(Dave, 2009: 42). از این رو می‎توان اینچین نتیجه‎گیری کرد که توجه به عدالت اجتماعی زیربنای پایداری اجتماعی و تحقق اهداف توسعه پایدار در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیست‎محیطی است.
علاوه بر مفهوم مطرح شده مفاهیم سرمایه اجتماعی، پیوستگی اجتماعی و محرومیت اجتماعی[۳۷] نیز تأثیر قابل توجهی بر پایداری محلات دارند. این مفاهیم در محله متضمن این عوامل‌اند:۱- تعاملات درون محله و شبکه‌های اجتماعی ۲- مشارکت جامعه ۳- حس تعلق و غرور ۳- ثبات محله ۴- امنیت. هرکدام از این ابعاد به تعدادی مباحث جالب در سیاست شهری مرتبط هستند. گنجاندن ملاک تعاملات به عنوان بخشی از تعریف ما از پایداری اجتماعی مؤکد این است که تنها به دست آوردن مخلوطی از ویژگی‌های جمعیتی درون یک حوزه نیست که اهمیت دارند، بلکه این مسئله که آیا مردم شخصاً با همسایه‌اشان در تعامل‌اند، حائز اهمیت است. به عبارت دیگر انگیزه و میل به ارتباط با دیگران در محله و این‌که چه عواملی به ارتقاء آن کمک می‌کند، می‌بایست مورد بررسی قرار گیرد. مطالعات بر روی این مسئله حوزه ارتباطات اجتماعی ضعیف و قوی را مشخص می‌کند.
مسئله دیگر استفاده مردم از امکانات درون همسایگی و نگرش آن‌ ها نسبت به این امکانات است. فرض این است که اگر مردم در فعالیت‌های درون جامعه محلی خود مشارکت کنند، روابط قوی‌تری با اجتماع خود خواهند داشت. «استدلال مشابهی برای ایده حس مکان و غرور وجود دارد، یعنی که اگر مردم به محله خود وابسته باشند، می‌خواهند در آن زندگی کنند و برای ادامه توسعه آن کمک کنند. چهارمین بعد از منظر پایداری جامعه، ثبات آن است. محیط‌هایی با میزان جابه‌جایی زیاد، بی‌ثبات و نامطلوب درک می‌شوند. ثبات اجتماعی معمولاً با سطوح بالاتر همبستگی اجتماعی و فوایدی همچون سطح کم جرم و جنایت همراه است.» (Bramley et al., 2006:6) تحلیل پیوستگی اجتماعی و محرومیت اجتماعی، رابطه معنادار عدالت اجتماعی و طراحی مبتنی بر پایداری را مشخص می‎کند
۳-۱-۴-۲-هویت مکانی
احراز هویت یک مکان این امکان را می دهد که فرد در آن فضا مطمئن تر و با آرامش بیشتر حرکت کند. شناخت ، آشنایی و تسلط ذهنی بر فضا نه تنها نیروی زیادی برای ادراک طلب نمی کند بلکه آسودگی خاطر او و احساس امنیت و اعتماد به نفس در استفاده از فضا را به دنبال دارد . احساس راحتی و خوانایی فضا لازم و ملزوم این همانی با فضاست (عینی فر، ۱۳۸۸). تعلق مکانی به معنی رابطه هم پیوندی میان انسان و محیط از دیگر تبعات احراز هویت است. مردم به فضاهای با هویت نیازمندند، تا به آن ها تعلق داشته باشند. خاطره عامل تشدید تعلق مکانی است و حتی می تواند این تعلق را به تعلق خاطر بدل نماید . خاطرات همیشه در ذهن باقی می مانند و فرد نمی تواند از آن ها دور شود . خاطره بیش از آن که منوط به زمان باشد ، در بند مکان است . خاطره به واسطه مکان ، قابل ارجاع است و زمان ، تنها به ردیف کردن پشت سر هم خاطرات کمک می کند . زمان از طریق ردیف کردن خاطرات به طرق متفاوت به فضا امکان چندوجهی بودن و تغییر پذیری در ذهن فرد را می دهد . خاطرات گاه جنبه شخصی دارند و گاها خاطره ای در حافظه جمعی جای می گیرد و تبدیل به یک خاطره جمعی می شود . هویت و خاطره با هم در ارتباطند ، چرا که همه بخشی از تصویر ذهنی شان را بر اساس خاطراتشان می سازند و از دست رفتن جایگاه عینی آن خاطره عمل انطباق ذهنیت و عنیت را مختل نموده ، فرد را در احراز هویت مکانی با مشکل روبرو خواهد ساخت .
در فرایند ساخت مشارکتی یک مکان با هویت، توجه به موارد زیر لازم مینماید:
تشخیص نوع هویت مکان (تاریخی ، اجتماعی، سیاسی ، …)؛
شناسایی عوامل و عناصر هویت دهنده به مکان؛
شناسایی عوامل تأثیرگذار بر حضور گسترده شهروندان در مکان؛
تقویت و ایجاد نمادها و عناصر مرتبط با وقایع و اتفاقات موجود در مکان در راستای پیوند افراد با گذشته مکان؛
طراحی بر مبنای برقراری پیوند روانی افراد با مکان و حفظ هویت مکان؛
۳-۱-۴-۳-دلبستگی به محیط مسکونی
عناصر کالبدی محله مسکونی از قبیل کیفیت واحدهای مسکونی، خیابان‌ها، فضاهای سبز و غیره در بالا بردن دلبستگی به محله سهیم‌اند. مجموعه‌های طراحی شده و با کیفیت ساخت مطلوب اجازه می‌دهند بسیاری از نیازهای مردم که در بالا بردن حس تعلق آنها به محله‌ مؤثرند، بهتر برآورده شوند در این مورد، هویت کالبدی یا طراحی هدایت شده و هماهنگ مجموعه‌های مسکونی نیز عامل مهم دیگری عنوان شده است. (عینی فر، ۱۳۸۸)
دلایل دیگری نیز یک محله یا مجموعه مسکونی را برای استفاده های مورد نظر مفید می سازد. با بهره گرفتن از امکانات عمومی و وسایل اوقات فراغت مشترک زمینه لازم برای فعالیت ساکنان فراهم می شود. اندازه قطعات تفکیکی زمین، تعداد واحدهای مسکونی، ترکیب هندسی و شکل جغرافیایی و مقیاسی که از آنها ادراک می شود نیز از عوامل مهم اند. سیمای ظاهری و شخصیت کلی یک محله، با مصالح ساختمانی، رنگ و غیره، دلبستگی به محله و استفاده از فضاهای آن را تشویق می کند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

در حالی که افزایش شهرنشینی و تقاضای رو به رشد مسکن توجه اغلب مسئولان را به رفع نیاز مسکن شهروندان جلب می کند، اما مسئله اصلی در توسعه ی پایدار مسکن، توجه به نیازهای نسل آینده در عین برطرف کردن نیازهای فعلی مسکن افراد جامعه است؛ به شکلی که تامین مسکن امروز با کمترین تغییر حالت در محیط طبیعی، این امکان را به نسل آینده بدهد که به شکلی بهینه برای خود فضای زیستی مناسبی فراهم کنند. (محمودی، ۱۳۸۸: ۷)
۳-۱-۳-۱- اصول طراحی مسکن پایدار
با وجود اختلاف عقیده ، بیشتر معماران اعتقاد دارند که خانه سازی پایدار باید ویژگی های عمومی زیر را دارا باشد:
ـ طراحی مسکن به طوری که سرپناه و امنیت را تامین کند ؛
ـ مجاورت محل های مسکونی و تراکم زیاد آنها و ایجاد کاربری مختلط در آن ؛
ـ ایجاد کاربری های گوناگون و مراکز کاری در مجاورت فضاهای مسکونی برای جلوگیری از توسعه ی افقی و جهت تسهیل خدمات رسانی ؛
ـ استفاده از زیبایی محیط پیرامون بدون دستکاری جدی آنها ؛
ـ استفاده از فضای باز مانند خیابان ها ، پارک ها و میادین برای تسهیل تعامل اجتماعی و سلامت اکولوژیک؛
ـ پیوستگی طراحی حمل و نقل و بهره برداری از ایمن با تاکید بر وسایل نقلیه ی جمعی ؛
ـ تنظیم قواعد در مجموعه های ساختمانی با دیدگاه ایجاد نواحی و مناطق مختلف ؛
ـ بهبود روابط اجتماعی و محلی ؛
ـ انتخاب زمین برای ساخت مسکن با توجه به مسائل توپوگرافی و زمین شناسی ؛
ـ حفظ بناهای تاریخی؛
ـ خانه های سالم ، راحت و امن ؛
ـ انعطاف پذیری ، قابلیت تطبیق یا گسترش فضا ؛
ـ توجه به جزئیات ؛
ـ ارتقاء استاندارهای مسکن و روش های جدید برنامه ریزی ؛
ـ وجود آب بهداشتی و رعایت و ارتقای بهداشت ؛
ـ ایجاد امکان دسترسی معلولان؛
ـ ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از آلودگی ایجاد شده توسط ضایعات ؛
ـ توجه به ساخت مسکن برای افراد کم درآمد؛
ـ تعامل با طبیعت و طراحی با نیاز کم به منابع انرژی ؛
ـ عایق کردن خانه در برابر
ـ بهره برداری اط منابع انرژی تجدید ناپذیر مثل باد و خورشید ؛
ـ مصرف کم آب ؛
ـ جمع آوری آب باران برای مصارف مشخص؛
ـ به کار گرفتن فناوری های هوشمند برای ارتقا امنیت .( محمودی، ۱۳۸۸: ۸)
همان طور که ملاحظه می شود ، توسعه ی پایدار سکونتگاه های انسانی و مسکن دست کم باید سه وجه داشته باشد :
۱ ـ مسکن باید به لحاظ زیست محیطی پایدار باشد ؛
۲ ـ مسکن باید به لحاظ اقتصادی پایدار باشد ؛
۳ ـ مسکن باید به لحاظ اجتماعی و با توجه به فرهنگ ساکنان پایدار باشد ؛ (Edwards ,2000)
۳-۱-۳-۱-۱-پایداری زیست محیطی مسکن
مسکن به عنوان یک جزء کلیدی از محیط زیست ساخته شده، نقش حیاتی در توسعه پایدار دارد. هدف اولیه از توسعه مسکن رفع نیازهای مسکن و برای بهبود شرایط مسکن است. ( Chiu, 2004) بنابراین پایداری زیست محیطی مسکن مرتبط با هزینه هایی است که از راه توسعه ی ساخت مسکن بر محیط زیست تحمیل می شود. این هزینه ها در دوره ی ساخت و بهره برداری مسکن بوده و به زمینه هایی که در پنج مرحله در چرخه ی عمر ساختمان تعریف می شود ، وابسته است .
۱ ـ تعریف پروژه و برنامه ریزی ؛
۲ ـ طراحی پروژه ؛
۳ ـ ساخت ؛
۴ ـ بهره برداری از ساختمان ؛
۵ ـ تعمیر و نگهداری ساختمان .
جنبه های مختلف ساخت و ساز مسکن ، طراحی، استفاده و تخریب می تواند اثرات قابل توجهی در محیط زیست داشته باشد. ) Winston & Pareja Eastaway, 2008) اقدام ها و برنامه ریزی های پیش طراحی در کاهش پیامدهای منفی توسعه ی مسکن بر محیط زیست نقش بسزایی دارد . در این مرحله انتخاب سایت باید با توجه به زیر ساخت ها شهری موجود و عوارض اقلیمی باشد تا ساختمان به بهترین حالت با محیط خود ارتباط برقرار کرده و آسیب کمتری به محیط وارد کند . در مرحله ی طراحی باید ویژگی های اقلیمی در نظر گرفته شود تا ساختمان به انرژی کمتری نیاز داشته باشد ، یعنی صرفه جویی در مصرف انرژی در کل محدوده ی زیستی یعنی بافت شهری منطقه و در تک تک واحدها رعایت شود . تیپ واحدها و چیدمان فضایی باید به خوبی با نیازهای اجتماعی و معیشتی و فرهنگی افراد هماهنگ باشد تا کمترین نیاز به بازسازی که خود مستلزم اتلاف منابع و ایجاد آلودگی هاست ، احساس شود. مدیریت زباله و فاضلاب به بهترین روش انجام گیرد و در کل ساده زیستی رعایت شود .

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.